از شوشتر مجازی به شوشتر حقیقی بیاییم

 
 
 
 
 
 
 
 

وقتی فارغ از همه شرایط و مسائل در کنج خانه می نشینی و کسی هم نیست تا با او گپی بزنی ، ناخواسته دستت به طرف کامپیوتر دراز می شود و موس دستت را به گرمی میفشرد و همسخن می شود و با هر کلیک دنیایی از حرفهای تازه را برایت می گوید و تنهایت را فراموش می کنی ! آرام با گامهایی شمرده به دنیای مجازی وارد می شوی و با هر کسی که دوست داری سخن می گویی و پاسخ می گویند و بدون تشر و هیجان و با آرامش خلوتت تقسیم می شود و فرصتهایت را غنیمت می شمری من در کنجی که ناخواسته برگزیده ام و به رفاقت با موس بیجان که قیمتش از بسیاری جانداران بیشتر است به جستجو می افتم تا بردانسته هایم بیفزایم و به دنبال کلمه شوشتر به جستجو می افتم و موتور جستجوگر، تصاویر و قصه های متنوع و زیبایی را پیش چشمانم می گذارد تا در اوج غربت ، آشنا گردم و دوباره با زبان مادری تکلم نمایم ، سایت های خبری از فعالیتها و اقدامات اجرایی برای عمران و آبادانی و پیشرفت شوشتر می نویسند که با خواندن آنها حظ وافر می برم و مدعی می شوم با این فعالیتهای چشمگیر باید شوشتر را مرکز استان قرار داد .

گاهی این جستجوها فریبنده می شوند و با تصاویری فتو شاپی شیفته ام می سازند و در جورچینی از کلمات حرفهای قشنگی را ردیف می کنند و بی محابا میل پیدا می کنم تا آنها را کپی پیس نمایم و در جایی بکار گیرم

وقتی از این دنیا بیرون آمدم و پای در شوشتر نهادم می پندارم در شلوغی بازار شاید شهری گم شده است و برای یافتن این نام که روزگاری درخشش داشت در دنیای حقیقی به جستجو می افتم ،هر چه تلاش بیشتر می شود انگار دورتر می رود که اینجا نمی توان تصاویر را فتوشاپ کرد و با دکمه ای همه جا را به تماشا بنشینی که فرمانده دنیای حقیقی موس نیست ، احساس دارد ، جان دارد باید خودت باشی ! اینجا برای رسیدن رنج باید کشید و برای شنیدن کافیست نگاه کنی گوشها تسلیم می شوند ، جستجو در این دنیا برای یافتن حقیقت بی رنج میسر نمی شود و پیوندی از سر صدق برای آن که خود حقیقت است . اینجا می توانی خشتها را لمس کنی ، می توانی به پستوی خانه مادر بزرگ نگاه کنی و عتیقه ها را ببینی و نیز گرمای دستهای پر مهرش را احساس کنی ، می توانی لبهای مترنم به ذکر دعایش در هر دانه تسبیح را با تمام وجود حس کنی ، می توان با دیگران خندید یا گریه کرد . می توان مزه میوه کُنار را چشید همان درختی را که با جستجوی اینترنتی خنکای سایه اش احساس نمی شود و فقط می دانیم سایه ای دارد ، می توان وارد بازار شهر شد و با عبوری آهسته، صدای میوه فروشان را که درهم می پیچد را بهتر با همان لهجه که نوشتنش دشوار است را شنید ، می شود میدان اصلی شهر را با گذشته اش مقایسه کرد و آنچه را در یاد نهاده ای و در خاطره داری بیاوری و کوچک شدن میدان را حس کنی ، پشت چراغ قرمز چهارراه قدیمی و صدای بوقهای ممتد و ترمز کردن تاکسی جلوی پاهات برای رسانیدن تا مقصد و دکه سیگار فروشی با قابلمه باقلای روی اجاق در مرکز شهر و عابرانی که کفشدوز کنار سید محمد بازار کفشهایشان را می نگرد تماشایی هستند . شهری که از مونیتور بیرون می آید نورپردازیهای بر آثارش خیلی زیبا هستند و اینجا خود آثار دل را می برند ، اینجا هنوز هنگام ورود به دروازه کنار سرعت گیر باید توقف کرد  و در این توقف بازسازی ستونهای میدان دروازه را نگاه کرد و کپوهایی که در ویترین ها گذاشته شده است و آنجا بدون سرعت گیرها هم اجناس درون ویترین صنایع دستی فروشی دیده نمی شوند ، هنوز در ترافیک خیس عرق می شوی و برای رهایی شتاب می کنی و راههای در رو را یاد می گیری و آنجا ترافیک را خریداری می کنی ، اینجا صدای حزین مرده کشان بیداد می کند و تصاویری که قلبت را پردرد می کند و چشمانت را بارانی و در شهر موس چنین نیست ، ساکنانش در هیچ تشییع جنازه ای حضور نمی یابند و رفاقت با مونیتور را ترجیح می دهند.

اینجا حلیم فروشی باز است و می توان طعم آن را با سرشیر و یا روغن همراه با دارچین و نان گرم تافتونی چشید و لذت برد .

اینجا شکافهای بر دیوارهای قدیمی را ، آوارها و آواره ها ، معابر و مناظر و نهرهای پر از قورباغه را دید و صدای پرندگان را در آسمان و قورباغه ها را در آب شنید.

باید اندکی موس را کنار گذاشت و از غربت رهید به شوشتر سفر کنیم تا در یابیم آنچه می گویند ! و تصاویر واقعی را به تماشا بنشینیم همانهایی که پر از یاد هستند از مردان مردی که تاریخ را ساخته اند و طاقها را بنا کرده اند و درختان را کاشته اند و در کوچه هایی که بوی خوش کلوچه از درون آنها برمی خیزد به آرامی قدم گذاشت و زندگی را احساس کرد .

 باید از دنیای مجازی خارج شد .من دوست دارم بیایم ولی جسمم یاریم نمی دهد و شما ایستادن بر بالای بام و لذت چشم انداز شوشتر را از دست ندهید .

/ 2 نظر / 21 بازدید
بازي تراوين

با سلام وبلاگ خوبي داري عزيز اگه خواستي بازي انلاين بکني يکسري به سايت ما بزن بازي انلاين تراوين با عضويت رايگان و جوايز هفتگي و سرورهاي قدرتمند www.vikings.ir

قلم دانش آموز

همسایه قدیمی دلهای ما سلام ای عابر غریبه این کوچه ها سلام وقتی عبور می کنی بار چندم است من دیده ام تو را و نگفتم سلام شاید تویی همان که سر کوچه زودتر گفتی برای بار هزارم به ما سلام... اللهم عجل لولیک الفرج سلام عرض ادب به روزیم و منتظر حضور شما لطفا نظرتون رو در مورد سامانه جدید پیامکی قلم برامون بگید و در سامانه مهدوی ما عضو بشین [گل] شاد باشین به امید ظهور یا مهدی عج