سالگرد تولد وبلاگ شوشتر ندا

در میان گرد و غبار فرصت نگردید تایک روز پس از حماسه حضور ملت در بزرگداشت سالرور پیروزی انقلاب اسلامی سالگرد تولد وبلاگ شوشتر ندا را یادی بکنم و نباید این فرصت را از دست داد هر چند گذشته باشد.

شش سال پیش زمزمه جهانی شدن شوشتر با ثبت آبشارها و اعجاز سازه های آبی به گوش می رسید که چشمهای خسته و پر از نگرانی شهروندان را در پاسداشت شایسته این موفقیت مرا به فکر فرو می برد و برای همصدایی با آنان راهی را جستجو می کردم تا باهم بتوانیم بر این دلهره مستولی شویم ، فردایی بود که این ملت اقتدارش را با حضوری با شکوه به نمایش گذاشته بود و همه خرسند از حماسه ای که مردم به زیبایی آقریده بودند و من برای استمرار این حضور بودن پررنگ تر در عرصه فرهنگ و اندیشه را بیشتراحساس نمودم .

شش سال پیش که شهر دوست داشتنی شوشتر را در یک جغرافیای محدود محبوس می دیدم و در جفایی آشکار ابتدای تاریخ آن را از بلندای بامی از شهر هم می شد تماشا کرد ، ترجیح دادم صدایم را بلند کنم و برای خویش تریبونی پیدا نمایم ،از عمق دره ای که دیده نمی شدم تا کمر کش کوه خود را بالا کشیدم ! علیرغم مشکلات و نامهربانی ها با نام« شوشتر ندا» آمدم ، صدایی خوشایند گوشهای شنوا و سرشار از رفاقتهای قدیمی و آشنا به کوچه پسکوچه های دیار آب تا با این آشنایی راه را باز کنم و نگرانی از چشمها رخت بربندد.

من که شاگرد دیسونهای این شهرم و با آب در کوزه های سفالین کنار بام در تابستان داغ این دیار سیراب شده ام حق دارم دلتنگ شوم و جایی برای دلتنگهایم بیابم .

شوشتر ندا شش سال پیش متولد شد در اوج نگرانی و امروز با لبخند ادامه می دهد و مسیرش را طی می کند با خاطره هایی که مرور می کند و نامهایی که برایش یادگار مانده اند .

در آن روز آمدم برای درد دل تا ناکامی ها را برهانم و موفقیتها را به اوج برسانم و  نمادهایی که نامشان در درون کتابها پنهان مانده است  را بیرون بیاورم و به این نسل معرفی کنم ،از مناسبات و مراسمات و محاورات ،از تلاش و تکاپوی ابا و اجدادمان ، از سفرها و سفرنامه ها و رنجی که برای اعتلای این نام کشیده شد ، از سنتها و عبور برای مدرن شدن بدون اینکه لوازمات را تهیه کنیم ،  از ناگفته هایی که در دل تاریخ مدفون مانده اند ، از خدمات و برکاتی که دیگران بردند ، از نغمه ها و سرودهای مهربانی به اندازه ساعات یک شبانه روز باید مقام برای آهنگها شمرد ، از مراثی و مدایح  که گهواره اعتقاد را می جنباند ند، ازفرازها و فرودهای تاریخی ، از مهمان نوازی های بسیار ، از همگرایی و همراهی در همه تاریخ ملتها ، از گُل،بلبل،گندمزار، آب ، کارون ، طبیعت و از حماسه های فرزندان این دیار و شهیدان سرفراز  صمیمانه بگویم تا آنان که مبتلا به آلزایمر شده اند اندکی تامل کنند و به بزرگی تاریخ شوشتر اعتراف نمایند و با علاج فراموشی چشمهای خود را با آب جاری در نهرهای تاریخی بشویند و جور دیگرببینند! و در این گفتنها گویش مادری ام را فراموش نکنم.

ششمین سالگرد تولد شوشتر نداست و احساس می کنم با ایجاد حساسیت نسبت بسیاری از موضوعات توانستم راه را برای جوانان علاقمند بازکنم و میدان اظهار نظر در مورد مدیریت شهری و مسائل فرهنگی شوشتر را گسترده تر کنم و با این سهم اندک دین خویش را ادا کرده ام هر چند خیلی جادارد و باید بیشتر تلاش کرد و سعی کرده ام در راه نمانم و مجیزگویی کسی نباشم و البته دل کسی را هم نشکنم و اگر ناخواسته اتفاقی افتاد شجاعتش را داشتم که عذرخواهی کنم زیرا به اعتلای زادگاهم می اندیشم و سودایی در سر ندارم.

ایجاد وبلاگ شوشتر ندا محاسن بسیاری برای خودم داشت که موجب گردید ارتباط و روابط دوستانه ای با خیلی ها پیدا کنم و دوستان ارزشمندی بیابم که در بسیاری از مواقع یار و همراه خوبی شدند و کمکهای فکری مطلوبی دادند و از آنها آموختم و بر دایره آگاهی و معلوماتم افزوده شد و همچنین شوشترندا به من توفیق داد که بدانم بزرگان وجود دارد که با داشتن سجایا و معارف بسیار در فرط گمنامی و بی ادعایی گوشه ای برای اعتلا ی فرهنگ در تلاش هستند و کارهای بزرگ انجام می دهند و از آنان قدرشناسی کنم و این گنجینه ها را کشف کنم و از گوهرهای وجودیشان برای آموختن بهره ببرم .

در این مسیر توانستم نظرات و پیشنهادات موثری برای شوشتر جمع آوری کنم و به مسئولین برای استفاده ارائه نمایم ضمن اینکه بر غنای فکریم افزودند و برای حضور در مجامع و مجالس به درستی به کار آمدند و استفاده مفیدی داشتم و از داشته های شوشتر با آگاهی سخن گفتم .

با راه اندازی وبلاگ شوشتر ندا در کنار محبتها ،اهانتهایی هم گاه و بی گاه صورت می گرفت که آنها را جز لاینفک هر حرکت فرهنگی می دانستم زیرا فعالیت فرهنگی جای خیلیها را تنگ می کند و کاسبی بسیاری را هم آجر می کند و از کار می اندازد لذا با تنگ کردن عرصه سعی می کنند حرکتهای نو را متوقف سازند که استمرار و تاکید بر باورها و اعتقادات می تواند فضا را مساعد نماید و به آرامی آنان را از میدان به در نماید پس نباید ترسید و کم آورد ، ناملایمتها و نامهربانیها و بی مهریها و غیبتها و تهمتها را بخشیدم و گذشت کردم که به رسالت و تکلیف دینی خود پرداختم و در این شش سال که مانند باد گذشت و رفت گاهی نسیمی نوازشگر پنداشتم و گاهی طوفانی که برای شکستن قامتها برخاسته است و حتما" در این قصه بادِ گذران، دریافت که ما از موج دریا عبور کرده ایم و با باران مانوس بوده ایم و رفیق قطرات پاکش بوده ایم و باران بسیار خورده ایم  و بر شانه های ما برف سنگین نشسته است، نه از خیس شدن زیر باران و غرش تندر می هراسیم و نه از احتمال شکستن شاخه هایمان از سنگینی برف که هرچه برف و باران شدیدتر ببارد سر به زیر و متواضع تر خواهیم شد و از این افتادگی سربلندی یافته ایم.

بلندی از آن یافت کو پست شد

در نیستی کوفت تا هست شد

تلاش نمودم تا بگویم که شوشتر گنجینه ای از معارف و داشته های تاریخی ست و موطن دانشمندان بزرگی بوده است که باید برای عظمت این دیار سر تعظیم فرود آورد ، درجای جای جغرافیای این دیار رشادت ها و دلاوریهای بزرگی نهفته است و حکایات پند آموزی وجود دارد که با کنار زدن پرده های نادانی به جایگاه تاثیر گذار تاریخی اش پی خواهیم برد ، مهربانی این جغرافیای چند کارکردی با پرداختن بیشتر می تواند رونق اقثصادی کشور را فراهم آرد که در این راستا نیز گامهایی به همراه شوشتر ندا برداشتم ، شوشتر را متعلق به همه اقوام و طوایف مختلف و متنوع که ریشه تاریخی در این شهر دارند دانستم  و سعی نمودم حقوق شهروندی را استیفا کنم  و از ناسیونالیسم قومی که منجر به استبداد و نفی شایستگیهای ملی می شود تبری جستم تا مبادا به بیراهه بروم و از شهروندان فاصله بگیرم.

حالادیگر شوشتر ندا شش ساله شده است و هر طفل شش ساله ای باید پای به مدرسه بگذارد و به خوبی کلمات را تکلم کند . حالا دوستان خوبی دارم و می توانم با آنها بنشینم و با گویش آشنا سخن بگویم و پاسخ دهند .

هر فرد موثری  رخت سفر بر بست از درگذشتش متأثر شدم و او را به یاد آوردم ، از سجایایش ، محاسنش ، خدماتش و مهربانی هایش گفتم و نوشتم ، دلم از رفتن زراعتکار و همسرش گرفت و گریه کردم ، از حاج اکبر ارده چی ، محمد علی ایروانی و .. خاطره هایشان را بازگو کردم تا دیگران بدانند و به فراموشی نسپارند ، هرچه برای شوشتر منفعت داشت بر آن اصرار و پافشاری نمودم و ضرر و زیان را نیزبه دیگران گوشزد کردم تا آگاه شوندو روشنگری نمایند که جلوی ضرر هر جا گرفته شود منفعت است .

از تغییر مسیر آزاد راه بندرامام نوشتم و در آن سکوت سهمگین که چون پتک بر سرمی کوبید نامهربانیها را به جان خریدم و تو جیه ها بی خریدار شد و همه به تکاپو افتادند تا این امر صورت نگیرد و در این جهت فعالیتهای زیادی انجام شد و دست خیلی از افرادی که در این مسئله نقش داشتند رو شد.

موسم محرم و صفر دل و جان را به نوای روضه های حسینی و هیئتهای عزاداری که شوشتر شهره به آنهاست سپردم و نگاهها را به این جهت دوختم سعی کردم از نقاط منفی کمتر بگویم و بر داشته ها تاکید نمایم تا بدبینی نسبت به این شهر بوجود نیاید و کمبودها را با ظرافت طرح کنم تا چاره اندیشی شود.

گاهی پس از خستگی بسیار بازدید کننده ای کامنتی برایم می گذاشت و همه خستگی ها را از تنم بیرون می کرد، گاهی هم با اعلام یک موضوع  یا درد اجتماعی باری سنگین بر دوشم می نهادند و برای رفع آن خود را مسئول می دانستم و فعالیت مضاعف می کردم ،گاهی توهین و ناسزا می گفتند و الفاظی نا مناسب نثار می کردند که آن را هم از سر دلسوزی می دانستم و سعی می کردم با آرامش و صبوری و ملایمت و استدلال متقاعدشان کنم و هرگز زبان به تقابل نگشودم و نرنجیدم ، وبلاگ نویسی به من آموخت باید آستانه تحمل خود را بالا ببرم و باهم مهربان باشیم که مهربانی همدلی باخود خواهد آورد و البته از این زاویه باید نگریست که شاید وبلاگ شوشتر ندا را همدردی یافته اند که دل را خالی کنند  .

در این مقال به شوشتر و زیباییهایش ، به  ماه رمضان و برکاتش ، آداب و سنن تاریخی این دیار که زادگاه من است، پلهایش که نشان از دوست داشتن رابطه و ایجاد ارتباط است ، شخصیتهایش که جهانی اند ، تحولاتی که صورت گرفته است ، بازیهایش ،خاطره هایش پرداختم و از نامهربانیهایی که به او می شود نیز گلایه کردم .

و پس از شش سال با چشمانی غبار زده و نفسی حبس در سینه از هجوم ریزگردهای بیرحم و نگران از ورود سرزده غبار و ناخوانده مهمانی که طعام را بر سفره غیر خوراکی می کند  تولدم را جشن می گیرم  و با شما و خوبیها یتهان لذت می برم و با داشتن شما همه چیز دارم و هوای گرد و غباری را فراموش می کنم و می نویسم و شادیها را تقسیم می کنم و سهم شما را بیشتر می گذارم و خدا را به این توفیقی که داد شکر می گذارم و از او یاری می جویم و برای ماندن به او توکل می کنم .

شوشتر ندا صدای شوشتر و شوشتریهایی است که انسانها را دوست دارند و به همدیگر احترام می گذارند و فرزندی از این انقلاب مقدس است که به فردا می اندیشد سرشار از شکوه و اقتدار و مهربانی و در آزمونها محک خورده است.

/ 0 نظر / 32 بازدید