انتظارات از شورای شهرشوشتر (5) امورفرهنگی

به عنوان فرهنگ یک جامعه معرفی می گردد.و بالاخره در پاره ای دیگر از تعاریف، فرهنگ به عنوان «عاملی که به زندگی انسان معنا و جهت می دهد» شناخته می شود.در جای دیگر  واژه ی «فرهنگ» را بالا کشیدن و بیرون کشیدن  معنی می کنند.به برداشتی دیگر «فرهنگ» یعنی از ژرفای وجود افراد ملتی یا از درون یک جامعه، دانستنی ها و داشته ها و نیروهای نهفته و تراویده های مستقل ذهنی و استعدادهای درونی و ویژه ی فردی را بیرون کشیدن و آشکار ساختن و در نتیجه، افزودن و پربار کردن پدیده ها و خلاقیت های شناخته و ناشناخته ی آدمیست.

به مانند این است که هر کشوری و سرزمینی دارای منابع شناخته شده و آشکار است و همچنین منابعی ناشناخته و پنهان که در دل زمین قرار گرفته است، که این منابع از نظر چندی و چونی با هم متفاوتند و به عوامل گوناگون و طبیعی کشورها بستگی دارد که با شناخت آنها و بیرون کشیدنشان از دل زمین به سرمایه ی کشور می افزایند و پیشرفت کشور را با برخورداری از آن منابع در سرازیری انداخته و به آن سرعت می بخشند. «فرهنگ»  مانند دستگاهیست که گمانه می زند و چون سر چشمه را یافت آن را از دل خاک بیرون می کشد.

با بیرون کشیدن های پی در پی و بی گسست این منابع نهفته در دل زمین یک کشور،  ثروتمندتر می شود.برای گرانبار ساختن جهان مردمی، باید این اندوخته های معنوی را بیرون کشید و جلوه گر ساخت و از آن برخوردار شد.

پس،«فرهنگ» یعنی:بیرون کشیدن دانش، معرفت، استعدادهای نهفته، پدیده ها و تراوشها ی نو و نو پدید انسانی، از نهاد و درون انسان، و جلوه گر ساختن آنها در جهان انسانی. و فرهنگ عاملی می شود که به زندگی معنا می بخشد چون هدف را مشخص می سازد.

مردم شناسان امریکایی معتقدند که ساختمان فرهنگی یک جامعه، بر سه پایه استوار است 1- پرورش نخستین(دوران کودکی) 2- شرایط اجتماعی و اقتصادی 3- ترکیب جمعیت، که روی هم زیربنای «شخصیت اساسی» یا «فرهنگ یک جامعه» را می سازند و روبنای این ساختمان را: آرمانشناسی(ایدئولوژی)، افسانه ها یا میث ها و نهادهای اجتماعی تشکیل می دهند که شخصیت اساسی بین روبنا و زیر بنا قرار گرفته است. و از نگاه دینی ساختمان فرهنگی برپایه های باورها ،ارزشها و روابط انسانی بنا می گردد

باید دانست که در تعریف فرهنگ بیشتر تمایل به این است که فرهنگ را زاییده آن بخش از تراوش های ذهنی و فرآورده های فکری و ذوقی بدانند که در برگیرنده ی فلسفه و هنر و ادبیات و آیین های جافتاده و دیرپا و آمیخته با سرشت افراد و دودمان های یک جامعه باشد. ولی تمام کوشش های جسمی و روحی که برآورنده ی نیازهای مادی آدمی باشد و به امور آشکار و بدست آورده شده ارتباط پیدا می کند، زیر نام تمدن جای می گیرد.فرهنگ سازنده و کمال دهنده ی فرد است و فردیت و «من» آدمی را می پروراند اما تمدن، انسان را در سازمان اجتماعی و گروه، جلوه می دهد و پیش می برد. با تفکیک حوزه فرهنگ و تمدن مطالبات در این حوزه را می توان چنین پیشنهاد داد : 

توجه به نامگذاریهای مناسب معابر و اماکن

‌مصوبه یکصد و هفتاد و نهمین جلسۀ مورخۀ 14/1/67 شورای عالی انقلاب فرهنگی  چنین است: «برای نامگذاری باید حتی المقدور از نام شخصیتهای بزرگ فرهنگی و ادبی و علمی در تاریخ تمدن اسلامی و همچنین از نام شهرها و اماکن مشهور در این تمدن استفاده کنند. این شخصیتها و شهرها و اماکن باید در درجۀ اول مربوط به تاریخ و جغرافیای ایران و در درجۀ دوم مربوط به تاریخ و جعرافیای سایر کشورهای اسلامی باشند... » برای تحقق و اجرای این مصوبه کمیته ای با حضور افراد حقیقی و حقوقی در شهرستانها تشکیل گردید تا نام معابر و اماکن آموزشی تعیین شود و در این راستا وظیفه شورای شهر از همه با اهمیت تر است، متأسفانه با وجودتأکید بر اهمیت نامگذاری معابر شهری در اکثر نقاط کشور ، این امر یا از روی آگاهی و یا اغراض شخصی مورد کم توجهی قرار می گیرد و برخی خیابانها و کوچه هااز اسامی مناسبی برخوردار نیستند و با وجود داشتن نامهای بزرگ به نام گُل و پرنده بسنده نموده اند !         

. شوشتر با وجود صدها رویداد تاریخی و وجود شخصیتهای علمی ، سیاسی ، فرهنگی هنوز آنچه در خور و زیبنده شهر فرهنگی باشد ،مقوله نامگذاری مورد توجه مسئولین مربوطه قرار نگرفته است. در این شهر فرهنگی به همان اندازه که به اهالی فرهنگ بی اعتنایی می شود به شخصیتهای ملی مانند شهیدضرغامپور،سردارشوشتری،شهیدعلم الهدی ، شهید جهان آراو نامهای بزرگ و ماندگار در تاریخ..نیز بی توجهی شده است.                                                                                                                    

تنها دلیل برای کم کاریهای موجود در این مساله عدم شناخت از تاریخ کهن منطقه و نیز حساسیت های موجود می باشد. کمیتۀ « نامگذاری اماکن و معابر شهر » با درک شرایط موجود ، با بهره گیری از نظرات محققان و پژوهشگران تاریخ و فرهنگ شوشتر،خط بطلانی بر این کاستیهای چندین ساله بکشند و با تغییر نگرشها ی موجود ( عدم مسئولیت و بی توجهی ها ) شاهد رشد و شکوفایی شوشترباشیم که نامهای پرافتخار موتور محرکه فرهنگ جوامع هستند..                                                                    

 آموزش فرهنگ شهروندی

درسالهای اخیر بهم ریختگی های فرهنگی ناشی از ترکیب ناموزون جمعیت، ضعف هویت اجتماعی و فرهنگ منسجم، پررنگ بودن هویت های قومی و برتری آن بر  هویت اجتماعی کل ، تاثیرات حاصله از زندگی مدرن بر ارزش ها و سنن فرهنگی اجتماعی از یک سو و نگاه های غیر فرهنگی و  غیرمسئولانه نسبت به مسائل فرهنگی و اجتماعی از سوی دیگر، تنها گوشه ی کوچکی از دلایلی است که ایجاب می نماید، مدیریت شهری توجه بیشتر و عمیق تری به مسائل فرهنگی و اجتماعی پیشرو داشته باشد. آنچه در حوزه رفتارشهروندی ا تفاق افتاده است  بسیار نگران کننده و دور از انتظار می رسد و می توان شرایط حاکم را یک فاجعه دانست و در حد یک " انحطاط" ارزیابی کرد. باید شجاعانه اعتراف کرد که ۲۰ سال قبل وضعیت فرهنگ شهروندی در شوشتربهتر از امروز بود و از مردم پوز ش خواست. دلایلی چون  کم‌کاری مسئولین امر در آموزش فرهنگ شهروندی، فشارهای اقتصادی بر مردم، شکسته شدن قبح بی‌فرهنگی و تغییر بافت جمیعیتی شوشتر با افزایش مهاجرت به این شهر از عوامل  عقب گرد در این حوزه می‌باشد. براستی برای بازگشت فرهنگ شهروندی و رفتاری مردم به وضعیت مناسب چه باید کرد؟  

 فرآیند آموزشی یعنی دانش برنامه‌ریزی، تولید و تدوین محتوای منطبق با نیازهای شهری، طراحی محصول آموزش نقش بسیار مؤثری دارد. در اصل آموزش‌ها و نیازها در قالب سلسله آموزش‌های حضوری، غیرحضوری و مجازی گنجانده شده و با هماهنگی و ارزیابی مستمر، رابطه دقیقی بین نیازهای جامعه شهری در سطوح و مقاطع مختلف با اثربخشی اقدامات انجام شده نمایان می‌شود.

بنابراین تا زمانی که آموزش‌های اساسی شهری برای شهروندان براساس فرآیند استاندارد صورت نگیرد توفیقی در انجام برنامه سامان‌دهی به دست نخواهد آمد؛ چرا که دیدگاه‌های شهروندان و اقدامات آنان در زمینه‌های ساماندهی مسائل شهری بسیار مهم بوده و به ثمر رساندن و تحقق این مهم، آموزش‌های شهری و مشارکت‌های اجتماعی را می‌طلبد. اجرای این امر ملزوماتی نیاز دارد که راهکارهای ذیل پیشنهاد می شود:

1/1-آموزش با ارائه بروشورها و جزوه های آموزشی و انتشار نشریه با اخذ مجوز از مراجع مربوطه به صاحب امتیازی شهرداری جهت ارائه خط و مشی ها به مردم و ارتقا سطح آگاهیها و ایجاد ارتباط دوطرفه برای مشارکت جویی و پاسخ به ابهامات شهروندان و کارکردهایی که روابط عمومی از پرداختن به آنها ناتوان است.

2/1- برگزاری کلاسهای آموزشی کوتاه مدت یکروزه آموزش فرهنگ شهروندی با هماهنگی انجمن اولیا و مربیان مدارس

3/1- تشویق و یا حتی اجبار شهروندان به شرکت در کلاس آموزش در مواقع مختلف همچون هنگام درخواست پروانه ساختمان یا جواز کسب، اجبار رانندگان متخلف به شرکت در این کلاس ها با هماهنگی اداره راه و شهرسازی و پلیس راهور

4/1- برگزاری جشنوارهای بزرگ فرهنگی با حضور هنرمندان محبوب و ارائه نکات با هنر به شهروندان بصورت غیر مستقیم در مناطق مختلف شهری 

5/1- احیا و توجه به محله بعنوان مجموعه همگن با تشکیل شورایاران محله ، اعضای شورای محله می توانند بعنوان « سفیران فرهنگ شهروندی» پیامها و مطالبات شهرداری و قوانین شهری را به اهالی منتقل نمایند و پیوستگی و همبستگی امور را فراهم آورند

6/1- تکرار در امر آموزش به روش‌های پر جاذبه مانند مسابقات کتابخوانی ،تهیه شعر ، اجرای برنامه در رسانه‌های گروهی بخصوص صدا و سیما و نشریات و.... که با اهدای جوایز اهرم جلب و جذب مخاطبان گردند از جمله راه کار هاییست که باید بی درنگ و بدون تامل در این زمینه آغاز و به کار گرفته شود .

7/1- برگزاری یادواره هاو بزرگداشتها برای مشاهیر و شخصیتهای تاریخی و شهدابه منظور الگودهی اجتماعی و معنویت بخشی  و انتقال مفهوم قدرشناسی به جامعه.

8/1 - معرفی شهروند نمونه با تعیین شاخص های فرهنگ شهروندی و معرفی به دیگران از طریق رسانه ها و اهدا بسته های تشویقی

9/1 - استفاده مفید از بیلبوردهای تبلیغاتی در معابر شهری با نصب پیامهای آموزشی در کنار تبلیغات میدانی

10/1 حضور منظم و مرتب و با برنامه و مستمر اعضای شورای شهر و شهرداری در مساجد محله وحضور در نماز جماعت و هماهنگی با امام جماعت جهت ارائه برنامه ها و توجیه طرحهای اجرایی به منظور فراهم نمودن مشارکت اجتماعی و ارتقا فرهنگ شهروندی با توجه به جایگاه مساجد و نقش کانونهای مساجد در جلب و جذب جوانان.

11/1 پررنگ نمودن روزهای خاص که در تقویم ثبت شده اند جهت تحقق ارتقا فرهنگ شهروندی مانند روز هوای پاک،روزدرختکاری،روزبدون پلاستیک،روزپزشک،روز مبارزه با دخانیات و ....

12/1- استفاده بهینه از برگزاری مراسم نیمه شعبان در مقام صاحب الزمان بعنوان یک ظرفیت که می تواند بازتاب توانمندی فرهنگی شوشتر در سطح ملی باشد.

13/1-توجه به پیامهای منصوبه و المانها در ورودیهای شهر که با فرهنگ تاریخی شوشتر سازگار باشد .

14/1- توجه به اجرای طرح در مدارس با هماهنگی آموزش و پرورش مانند شهردار مدرسه ،فضای سبز مدرسه ،بهترین انشا درمورد شهردارو... که می تواند در شناخت مشکلات و فرهنگ سازی اجتماعی مؤثر باشند.

15/1- اجرای طرحهایی در فضاهایی که ظرفیت لازم را داشته و می توانند الگو قرار گیرند مانند شهر سالم،شهردوستدارکودک،شهرهمراه سالمندان ،شهر یاور جانبازان ومعلولان و....

16/1- ایجاد و احداث فرهنگسراها ، کتابخانه ها و ارائه آموزشهای لازم و رشته های موردنیاز شهروندان با رعایت استانداردهای آموزشی

17/1- توجه به امر ورزش  بویژه ورزش همگانی با تشکیل مسابقات و تیمهای ورزشی و ایجاد زمینهای ورزشی در محلات

18/1-  از شاخص ترین برنامه های فرهنگی  که مدیریت شهری می تواند با برگزاری آنها حرکت رو به جلو داشته باشد ،به جشنواره های مختلف از جمله جشنواره های تابستانی، جشنواره های خط، کتاب سال  شوشتر ،جشنواره بین المللی عکاسی شهری و سایر جشنواره ها می توان اشاره کرد که نقطه عطف اقدامات فرهنگ شهری شهرداری محسوب می شوند که با اختصاص یک درصد کل بودجه شهرداری به اجرا در خواهند آمد .

19/1-شهرداری  باید بتواند با هماهنگی و ایجاد یک رابطه بین بخشی با سایر نهادهای فرهنگی و دستگاه های اجرایی و همچنین استفاده از نیروهای متخصص در بخش فرهنگی، عملکرد مطلوب تری به شهروندان ارائه کند و در ادامه می تواند با برنامه ریزی در رشته ها و رسته های مختلف فرهنگی و هنری و توجه به مسائل شهری و هیات های مذهبی نقش بسزایی در فرهنگ شهری ایفا کند .

 وضعیت نابسامان رفتار مردم در شهر از جهات مختلف نگران کننده و در شأن شهرتاریخی شوشتر نیست و مسئولین امر باید به کم کاری خود در راه بهبود این وضعیت پایان دهند.

توجه به میادین شهری و نصب تندیس مشاهیر

میادین بزرگ نماد هویت تاریخی و خلافیت ساکنان آن شهر می باشند و می توان گفت میدان ،نماد قابلیتهای اهالی است متاسفانه در شوشتر برای حل مشکل ترافیک میادین را کوچک می کنند و از این کار لذت می برند و انگار گره ای بزرگ را وانموده اند در صورتی که گره های بسیار بر امورات شهری زده اند و به دلیل عدم تدبیر بازهم تکرار می کنند ! میدان امام اصفهان ،میدان حسن آباد تهران ،میدان ابن سینای همدان  علاوه بر جذب گردشگر شهر را تاریخ مند ساخته است و در این میادین همه فرهنگ و تاریخ و تمدن و قابلیتهای مردم به نمایش گذاشته شده است و آیا در ساخت میدان چنین امری در شوشتر در نظر گرفته شده است!؟مشاهیر،میراث ماندگار یک ملت بشمارمی آیندو باید در معابر و میادین بتوان آنها را به شهروندان شناساند و نگذاشت تا از یاد ساکنان بروند و خدمات آنان به فراموشی سپرده شود لازم و ضروری است که به این میراث ماندگار توجه ویژه شود
اگر شهر رم ایتالیا به وجود تندیس ها و مجسمه های مشاهیر جهان معروف شده است شوشتر نیز به عنوان یک شهر بدون تندیس شاید روزی شهره جهان گردد!! متاسفانه با وجود حماسه های تاریخی و شخصیتهای بزرگ شوشتری هنوز تندیسی در میادین شهر نصب نگردیده است .با تشکیل سازمان زیبا سازی که پیشتر به آن پرداختیم و همراه نمودن اهل فرهنگ می توان این اقدام را عملی نمود.

در ادامه به موضوع فضای سبز خواهم پرداخت

/ 0 نظر / 27 بازدید