رفاقت با طبیعت

وزیدن گرفت، دشت و صحرا و شهرها را در می نوردد  تا این پیام را نوید دهد که هیچ زمستانی ماندنی نیست و هر یخی آب می شود و بر پهنه زمین جاری می گردد و بستر خویش را بازمی یابد و به دریا می پیوندد تا نفیس ترین هدیه بهاری را در مطلعش تقدیم نماید با دنیایی از گلهای لبخند در جشنواره ای به وسعت زمین  و سرشار از نشاط و شادمانی و دستهای درهم تنیده و تشکیل حلقه های شادی با سرودخوانی کودکانی که عموزنجیربافشان ،زنجیر را پشت کوه انداخت و سبدهای شکوفه را برایشان آورد تا بابا نخودچی و کشمش بیاورد و دورهم بنشینند و باهم بخورند . عجب عطری باخود آورده است که از بویش مست می شویم ! و باغها به زندگی بعداز زمستان سلام می کنند. وباید سلام باغ را پاسخ گفت تا بخندد،و پاسخ سلام باغ ،نگاه بر زیباییهایش ، انتظار برای باروری جوانه هایش ، تماشای بازشدن غنچه هایش ، توجه به موسیقی طرب انگیز نسیم که علفزارها را به رقص وا می دارد ،لبخندبر خوشه های گندم که سرتعظیم فرود می آورند ،شنیدن آوای گوشنواز پرندگان که از شوق پروازمی کنند، مراقبت از مخمل سبز دامنه کوه و رخت خوشرنگ و پرنقش ونگار زمین ، رفاقت با آب رودها، و بشماریم بنفشه و سنبل بنفش،شقایق سرخ،بابونه سفید، زمین و درخت سبز و آفریدگار طبیعت رابا همه رنگهای طبیعی رنگ آمیزی نمود برای لبخند ،برای تماشا،برای عبرت تا اهل زمین را بشناسد. شکر خدا یعنی حفظ پاکیزگی طبیعت ، ودرخت کُنار،خروش زلال کارون،نسیم دل انگیز بهار و همه طبیعتی که یگانه آفریدگارآفرید برای توست ،قدرشان را بدانیم. مراقبت از طبیعت یعنی گفته ایم :الحمدلله رب العالمین  . و از طبیعت بیاموزیم صبورباشیم و مقاوم.

گلها را دوست بداریم،و در رفاقت با گلها و طبیعت زیبا زندگی را معنا بخشیم .موسم شنیدن نغمه های مستانه جانداران در طبیعت است.

ای دریغ از تو اگرچون گل نرقصی بانسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم ازبهار

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ…

/ 0 نظر / 18 بازدید