رمضان13

نزدیک افطار چشم به آسمان می دوختیم و بازی پرندگان زیبایی که بر بالای محله سر و صدای زیادی راه انداخته بودند تماشایی بود آن پرنده ها را با لهجه شوشتری جن جریغ  نام گذاشته بودند و درسقف هشتی هر خانه لانه ای بود و چند جن جریغ که می گفتند برکت را به خانه ها می آورند  . گرمای هوا که شکسته می شد با خود می گفتیم که نزدیک اذان است و پرندگان نیز روزه می گیرند و الان می روند طرف خانه هایشان تا افطار کنند آواز پرندگان را حال که به یاد می آورم زیبایی خاصی داشت و واقعا" نشانی از رمضان و ذکر. گاهی نانها را ریز ریز می کردیم و بر بام نزدیک لانه جن جریغ ها می گذاشتیم و می گفتیم ثواب دارد تا افطار کنند و از آنجا دور می شدیم تا نکند از ترس حضور ما بر بلندای بام نیایند .

حالا از جن جریغ های بسیار در آسمان شوشتر هم خبری نیست نمی دانم به کجا مهاجرت نموده اند و گاهی وقت بهار می آیند و آوازی سر می دهند ولی به زیبایی آواز آن سالهای رمضان نیست و آنها را پرستو می خوانند و اگر بگویم آی جن جریغ ها مرا به تمسخر می گیرند و بر من می خندند

براستی پرندگان در شوشتر افطار می کردند! با چشمان خود می دیدم و خوب می خواندند آوای ربنا را از بالای گلدسته های سید محمد بازار ،انجایی که همسایه با لک لکهای گلدسته ها می شدند و چه جمعیت ی داشتند پرندگان و چه نگاهی لک لکها.

/ 2 نظر / 9 بازدید
نگار

سلام واقعا"پرواز پرستوها از شوشتر چون هجرت مردم از آن دیار می ماند سرزنده و پاینده باشی شوشتری

سلام. پرستو ياجنجهريق اگر يادم نرفته با شد ايام بهار به شوشتر ميامدند و برا ی انهانزديک سقف ايوان يادالان تاب درست ميکرديم وبرای درست کردن تاب از يکه چوب شبييه مدادکه يک تکه نخ به اندازه سه برابرمداد به دو طرف چوب گره می زديم وباکمی گل سرخ وسط نخ رابه سقف ايوان وصل می کرديم وبعد از ۲۴ساعت که گل خشک ميشد چلچله هاروی ان تاب ميخوردند وچقدر ان منظره زيبا بود