یادی از استاد سیدمحمدباقرنجفی شوشتری

وی برای ادامه  تحصیل به مصر رفت و دردانشگاه الازهر مراحل دانشگاهی رادررشته  حکمت و عرفان  طی نمود و به  ایران بازگشت. مرحوم نجفی خود در این زمینه می گوید:

«چون به ایران بازگشتم، از سَر غرور و خدمت به فرهنگ و معنویات، به تشویق استادان مطهّری، جعفری و مرتضی شبستری، در مرکز تحقیقات و مدرسی و محققی پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه ملّی، خیره و حیران ماندم و چشم به دود شعله شومینه سیاست فرهنگی نابینا کردم تا یافتم باید پنجره این بناهای عاریتی را به سوی باغ فرهنگ ایران بگشایم... .»

وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به موطن اصلی خویش شهرخرمشهر بازگشت و در آنجا به تحقیق و تألیف پرداخت، لیکن با آغاز جنگ تحمیلی   به ناچار از آن شهر هجرت کرد. مرحوم نجفی در این باره می گوید:

«سال های 57 و 58ه . ش. در خرمشهر به سر می بردم، مشغول تحقیق و تدوین نهایی مجلّد اول مدینه شناسی بودم که عراقی ها با گلوله های توپ، خرمشهر را مورد حمله قرار دادند، پس از هجوم، راهی جز ترک خانه و دیار نداشتم، به همراه همسر و سه پسر کوچکم و دختر بیست روزه ام، خانه و هرچیز باارزشی که در آن بود را رها کردیم و شبانه از شهری در آتش خارج شدیم، مدتی در بروجرد به سر بردیم تا اینکه قسمت هایی از خرمشهر را عراقی ها گرفتند، همسرم مرا تشویق کرد تا به خرمشهر بازگردم و مقداری پول و اثاث و لباس برداشته، بازگردم. با زحمت فراوان به خرمشهر بازگشتم. شهر را دود و آتش فرا گرفته و خالی از سکنه بود. نبرد توپخانه ها و خمپاره ها در غرب شهر ادامه داشت. خانه شخصی ما در منتهی الیه شرق شهر قرار داشت و با افتادن و خزیدن و دویدن، خود را به خانه ام رساندم، همه چیز موجود بود، به اتاق کودکانم رفتم امّا نتوانستم چیزی را انتخاب کنم... به اتاق کتابخانه ام رفتم، شش هزار جلد کتاب و صدها میکروفیلم و پرونده تحقیق داشتم، نگاهی به همه انداختم، قدرت تصمیم گیری نداشتم، به اتاق پذیرایی رفتم به فرش ها، ظرف ها و اشیای باارزش نگاه کردم، چه می توانستم بردارم و در ماشین کوچک خود جای دهم و بار کنم؟! کمی لباس بچه هایم را برداشتم و به کتابخانه بازگشتم و چمدانی را که در آن عکس ها و اسلایدها و تحقیقات «مدینه شناسی» و «آثار ایران در مصر» و «دین نامه های ایران» بود برداشتم و با هرچه ثروت بود خداحافظیِ همیشگی کردم. این سخت ترین انتخابی بود که بر سر ادامه تحقیق وجود داشت و در نهایت بر نفس خود فایق آمدم و نقوش مدینه را آوردم و ثروت خانه را رها کردم... .»

سید علی قاضی عسگر درمورد وی می نویسد: سید محمد باقر نجفی در زمینه های گوناگون تخصص و تبحّر داشت، لیکن از آن همه، به کار مدینه شناسی اش به شدت عشق می ورزید. از ایشان پرسیده بودیم از چه زمانی انگیزه چنین پژوهشی در شما پدیدار شد؟ در پاسخ گفت :

«در آبان ماه سال 1353 ه . ش. برای اوّلین بار طرحی دادم تا پیش از آغاز سفر ایرانیان به مکه، مجموعه ای از سخنرانی های تلویزیونی درباره حج اسلام برگزار شود که موافقت شد، در این خصوص دیدارهایی در عالم فرهنگ با مرحومان آقایان سید محمد بهشتی، مرتضی مطهّری، محمدتقی جعفری، سید مرتضی شبستری، سید غلامرضا سعیدی، احمد آرام و... داشتم، همه از طرح استقبال کردند، چند موضوع انتخاب شد: فلسفه حج، احکام حج، تاریخ و جغرافیای حجاز، راهنمایی پزشکی و مسائل زیستی و اخلاقی. هرچه پرس و جو کردم که فردی را بیابم تا درباره «تاریخ آثار حجاز» با او مصاحبه ای داشته باشم، نیافتم... .»

مرحوم نجفی از همین جا کار را آغاز می کند و می گوید:

«غربت مدینه دهان گشود، جانم را همچون جامه ای پوسیده در صحرایی نهاد و بر آن آتش انداخت... .

چند ماهی نگذشته بود که در بیابان های حجاز ایستادم... به بادی می ماندم که بی آنکه جایی را بشناسم می تاختم. بی آنکه بدانم به کجا باید بروم. به خاکی می ماندم که پراکنده می شدم.

کار آکادمیک را در مدینه و از خانه ابوایّوب انصاری آغاز کردم... سال ها تحقیق کردم تا یافتم چه چیزهایی وجود داشته و درسده  های بعد آثاری از آن حفظ شده است، ولی وقتی خواستم آن ها را بیابم بیش از بیست سال طول کشید تا نشانی های قدیمی آن ها را در مناطق و روستاها و شهرهای مهم حجاز جستجو کنم... .»

مرحوم نجفی با عشق و شوری خاص سال ها در بیابان های مکه و مدینه تردّد داشت و به دنبال آثار پیامبرخدا صلی الله علیه و آله می گشت تا آن ها را بشناسد و سپس به مردم بشناساند.

از چند سال پیش که از نزدیک با وی آشنا شدم، در بیشتر جلسات، هرگاه نام مدینه را می آورد اشک از دیدگانش جاری می شد؛ به طوری که گویی از عشقی شدید می سوزد. او نزدیک به ده روز در منطقه غدیر خم حضور یافت و از آنجا گزارش و فیلم و عکس تهیه کرد.

در یک شبِ به یاد ماندنی که برای عرضه کار جدیدش؛ یعنی «مصحف ایران» توفیق شرفیابی به محضر رهبر معظم انقلاب حضرت آیة اللّه خامنه ای را یافت و نتیجه تحقیق خود درباره غدیر را به معظم له تقدیم می داشت و هنگام شرح چگونگی تهیّه آن، اشک از دیده فرو ریخت.

و وقتی کار قرآنی اش، که منعکس کننده یک هزار سال تاریخ کتابت قرآن همراه با نمونه کارهای هنری، تذهیب، جلد و دیگر ویژگی های قرآن های خطی بود، به مقام معظم رهبری ارائه داد، از سوی معظم له مورد تشویق قرار گرفته و معظم له از سلیقه او در تهیّه مصحف تمجید فرمودند، نکاتی را نیز به نامبرده یادآور شدند، که پس از آن جلسه چندین مرتبه اظهار داشت: همه آن نکات را اعمال خواهم کرد و حدودا چند ماه قبل از رحلتش با خوشحالی می گفت : همه آن نقطه نظرها را پیاده کردم که امید است این اثر ارزشمند و به یاد ماندنی به زودی چاپ شود.

تمام عشق او مدینه شناسی بود، طریق هجرت را که خود چندین مرتبه آن را وجب به وجب پیموده بود، اخیرا آماده چاپ کرده و پیش بینی می کرد این مجموعه به شش جلد برسد.

مرحوم نجفی کارهای گروهی را فردی انجام می داد و موفق هم بود، مجموعه ای از عکس ها، فیلم ها، کتب و آثار خود را نیز به دفتر مطالعات و تحقیقات وزارت امور خارجه واگذار کرد و به همّت والای برادر بسیار ارزشمند و گرامیم جناب آقای صادق خرازی که در حفظ روحیه و کمک به کارهای پژوهشی و تحقیقیِ گسترده مرحوم آقای نجفی، از هیچ گونه تلاشی فروگذاری نکردند، مرکزی به نام مدینه شناسی در دفتر مطالعات تاسیس گردید که موجب دلگرمی بسیار ایشان شده بود.

به هرحال، وی محقّقی بود توانا که در پژوهش و تحقیق و توانایی در قلم و بیان و تلاش و پشتکار بسیار جدّی و سختکوش و مخلص بود ودر57 سالگی  دارفانی را وداع گفت گرچه تحقیقات وی در زمینه مدینه شناسی ناتمام ماند، لیکن نام و یادش همچنان جاودانه خواهد ماند.

در پایان برخی از آثار چاپ شده مرحوم سید محمد باقر نجفی  شوشتری؛ اعم از کتب، مقالات و سخنرانی ها را تقدیم می داریم:

1. متافیزیک مسیحی، تهران، شرکت انتشار، 1346، 122ص.

2. زندگی و اصالت مذهبی، خرمشهر، کتابخانه امام صادق علیه السلام ، 1349، 73 ص.

3. ایدئولوژی الهی (چاپ دوم با نام : تفکّر مذهبی. چاپ سوم با نام : جهان شناسی ابدیت)، با مقدمه محمود طالقانی، محمّد تقی جعفری، انتشارات بعثت، 1349، 288ص.

4. جهان بینی انسانی، تهران، 1350، 274ص.

5. خروش حماسه ها، تهران، شرکت انتشار، 1351، 56ص.

6. اندیشه علمی مذهب،متن سخنرانی هادردانشکده نفت آبادان و...،تهران،1352، 73ص.

7. سوز مسلمانی، تهران، شرکت انتشار، 1352، 176ص.

8. اندیشه علمی، اندیشه مذهبی، مجموعه 7 میزگرد تلویزیونیم تهران، رادیو تلویزیون ملّی ایران، 1352.

9. مجموعه گفتار رادیویی، (1353ـ1354)، دو مجلّد، 362ص.

10. اسلام، مارکسیسم، تهران، انتشارات سروش، 1354، 134ص.

11. تاریخچه کنفرانس اسلامی، تهران، گروه تحقیق رادیو تلویزیون ملّی ایران، 1355، 321ص.

12. بررسی کوتاهی از رسانه ها، مراکز و سازمان های مذهبی ایران، تهران، پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه ایران، مرداد 1355، 17ص.

13. کتابشناسی نسخه های خطّی فارسی، کتابخانه عارف حکمت، مدینه، عربستان سعودی، 1356، 135ص.

14. بهائیان، تهران، انتشارات طهوری، 1356، 814ص.

15. خوزستان در منابع ایرانشناسی، شیراز، انتشارات طهوری، 1361، چاپ دوم، آلمان، 1994، 252ص.

16. از قاهره تا صوفی آباد سمنان، دمی با رساله فتح المبین علاء الدّوله سمنانی، تهران، 1365، 45ص.

17. مدینه شناسی، (جلد اول) بافت تاریخی جغرافیایی شهر مدینه در زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، آلمان 1364ش، 600ص.

18. دین نامه های ایران، کلن، آکادمی علوم اسلامی، انتشارات بریل، 1987، 498ص.

19. منابع تفاهم در مذاهب اسلامی، آلمان، کلن، 1987، تقدیم به کنگره بین المللی بزرگداشت پروفسور فلاطوری استاد دانشگاه کلن، 182ص.

20. گفتگویی درباره کتاب سلمان رشدی و ضرورت طرح نقد پژوهش های فرهنگی در ارتباط با آزادی بیان، تهران، مجموعه مصاحبه ها، 1987، 62ص.

21. آثار ایران در مصر، کلن، آکادمی علوم اسلامی، 1989، 744ص.

22. فرهنگ ایران زیر ضربات جنگ عراق با ایران، مقاله ای که نگارش آن 8 سال به درازا کشید، تهران، 1370، 9 ص.

23. غرب در فرهنگ ایران، متن سخنرانی در دانشگاه کلن، 28 آگوست 1989، آلمان، سپتامبر 1993، 30ص.

24. هویّت فرهنگی ایرانیان، متن سخنرانی در دانشگاه کلن، 22 سپتامبر 1990، 37ص.

25. نقد تاریخی گسترش اسلام در ایران، کلن، 1990، 21ص.

26. شاهنامه فرودسی به دور از تعصّبات و بهره برداری ها، کلن به مناسبت سال جهانی بزرگداشت شاهنامه فرودسی، یونسکو، سپتامبر 1990، 69ص.

27. مبانی عرفان درشاهنامه فردوسی، متن سخنرانی دردانشگاه کلن، 26 آوریل، 1991، 24ص.

28. نقش محیط طباطبایی در حفظ هویّت فرهنگی ایرانیان، متن سخنرانی در خانه فرهنگی ایران، کلن، 28 نوامبر 1992، 32ص.

29. بحر بصره، بحر فارس، آلمان، 1993، 30 ص.

30. مادهای کرد، متن سخنرانی در انستیتو ایران و عرب، لندن، 20 سپتامبر 1993، آلمان، آگوست 1994، 27ص.

31. بعد از جنگ فرهنگ ایران، متن سخنرانی در کانون ایران، 17 سپتامبر 1993، آلمان، آگوست 1994، 26ص.

32. مقامات بایزید بسطامی، آلمان، 1994، 178ص.

33. مقامات سهل تستری، کلن، مارس 1994، 58ص.

34. ریشه های نظریّه فرهنگ ها و رویارویی سیاست ها در تاریخ فرهنگی ایران، کلن، 1994، 77ص.

35. مهاجران جهان، یونسکو، نوامبر 1994، 71ص.

36. نیایش مهاجران، کلن، 1373، 39ص.

37. کین زدایی در شاهنامه فردوسی، متن سخنرانی در خانه فرهنگی ایران، کلن، 21 ژانویه 1995.

38. گذار از حماسه پهلوانی به حماسه عرفانی، لندن، مجلّه صوفی، شماره 29، دسامبر 1995، 12ص.

39. تمدّن ها، رویاروی سیاست ها، نقدی بر نظریّه جنگ تمدّن ها، اثر ساموئل هانتینگتون، کلن، رساله اوّل : فوریه 1995، 32ص. رساله دوم و سوم : آوریل 1995، 19ص، 34ص. 31ص.

40. دانشمندان مهاجر، متن سخنرانی در جامعه استادان و متخصّصین ایرانی مقیم، کلن، 29 آوریل، 1995، 17ص.

41. اعلامیّه جهانی حقوق فرهنگ ها، کلن، دسامبر 1995، 28ص.

42. نامه ای به پاپ اعظم درباره اظهار نظر ایشان پیرامون خدا در قرآن، کلن، فوریه 1996.

43. مفهوم فرهنگی قومیّت ایرانی، متن سخنرانی در کانون ایران، لندن 17 مه 1996، 17ص.

44. خاطرات فرهنگی، کلن، 1997، 42ص.

45. مدینه شناسی، (جلد دوم) تاریخ جغرافیایی غروات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، بن، 1997، 508ص.

46. شاهنامه های ایران، هانور، 1997.

47. هفت فرهنگ ایران در گفتگوی فرهنگ ها، بر اساس نظریّه تمدّن ها، سیاست ها، کلن، دسامبر 1997، 248ص.

48. آشفتگی در گفتگوی فرهنگ ها، متن سخنرانی در لندن، کانون ایران، 28 مه 1999، 16ص. به مناسبت سال 2001، سال جهانی گفتگوی تمدّن ها.

49. فرهنگ گفتگو، متن سخنرانی، یونی 1999 به بعد، 151ص.

50. مدینه شناسی، (جلد سوم) تاریخ جغرافیایی مسیر هجرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله (در دست چاپ).

51. مدینه شناسی، (جلد چهارم) تاریخ جغرافیایی مسیر بازگشت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به مکّه (در دست چاپ).

52. صلح فرهنگ ها، به مناسبت سال 2001، سال جهانی گفتگوی تمدّن ها، نوامبر 1999.

53. فرهنگ صلح، فرهنگ ایران در آستانه هزاره سوم، به مناسبت سال 2001، سال جهانی گفتگوی تمدّن ها، ژانویه 2000.

54. غم و عزا در فرهنگ ایران، متن سخنرانی در لندن، کانون ایران، 26 مه 2000.

55. خاطراتی از پروفسور محمّد تقی جعفری، بین سال های 1965ـ1977، کلن، 31ص.

 

/ 2 نظر / 30 بازدید
عمو عیسی

درود بر استا بزرگوار دانا و دانشمند روزگار ماجناب حاج آقا سوار نژاد اولین بار که خوزستان در منابع ایران شناسی چاپ شد آنرا خریدم گرچه قطع سلطانی بود و در کتابخاه به سختی جای میگرفت ولی متوجه شدم که این علامه چقدر زحمت تحقیق کشیده متاسفانه رسانه های جمعی ما به این نوع انسانهای فرهیخته کمتر توجه می کنند که اگر زندگی نامه اینگونه اشخاص را تعریف کنند چه بسا جوانان تشنه شهرت تحریک شده و به سمت و سوی فرهنگ و دانش روی آورند شوشتر افراد مستعد زیادی دارد همه شهرها پر است از افراد دلسوز و مستعد کمی تشویق کمی سرمایه کمی وقت ایرانی ساخته میشود مرکز علم و تحقیق مرکز دین و اخلاق مرکز دانش و انسان سازی باز هم درود و سلام بر شما بزرگوار که عمر خود را صرف پژوهش و معرفی دانشمندان و فرهیختگان شوشتر می نمایید خداوند به شما تندرستی و طول عمر و عزت و سربلندی عطا نماید

سید ابوالفضل

سلام احسنت خب یک عکس هم از ایشون قرار میدادید ... در کل ممنون