محرم در نبود دوست

محرم که می شود تحولی در احوال بوجود می آید و همه نگاهها به سفره ای است که از برکت نام اباعبدالله گشوده می شود ،هرکس تلاش می کند تا در گوشه ای از این سفره بنشیند و از تبرکش متبرک شود و خود را بیمه نماید .سنج ها جلا داده می شوند،دهلها پوست می اندازند،بیرقها افراشته می گردند،پیراهنهای سیاهبرتن پوشیده می شوند،داربستها را بپا می کنند و تکیه ها را راه می اندازند،بشکه های آب را در مسیر قرار می دهند،خیابانها را جارو می کنند تا هیئتها عبور کنند، منقلها را برای سوزاندن اسفند روی پایه قرار می دهند،عَلَمها را می آرایند،تصاویر درگذشتگان هیئت را از خانه ها بیرون می آورند و بر بالای تکیه نصب می کنند، شهدا را ناظر قرار می دهند و کوچه ها بازهم معطر به لبخند آنان می شود که در راه کربلاییان جان دادند،و اشکها سرازیر می شوند ،دلها شکسته تر از همیشه از مظلومیت امیر کاروان عاشورای محرم و شرح حالی که بر خواهرش گذشت و پاداش همین اشک است که فریاد رس هر عزادار خواهد شد ، دستهایی که بر سینه کوبیده می شوند و زنجیرهایی که بردوش و پایی که محکم بر سنگفرش خیابان و ناله هایی که به آسمان و مرثیه هایی سوزناک که می خوانند تا در این مکتبی که آموزگارش هستی را بخشید تا هستان را بیدار سازد و خستگی را خسته سازد برای رضایت خالقی که نهایت وصال است درسی بیاموزند و به شاگردی قبول گردند. و من در این محرم و هیئت و سیاهی و ماتم و گریه و غربت رابا انس دیرینه که ارث پدر است بدون همراهانی از سال پیش حضور دارم و اشک مجالم نمی دهد از نبود دوست خوبم حاج علی فرهی زاده که هر سال در اول محرم کنارهم برای باشکوه برگزار نمودن مجلس امام حسین برنامه ریزی می کردیم و وقتی حساسیتها و نگرانیهایم را می دید او می گفت: خدا می داند که با صداقت و برای عرض ارادت به اهل بیت(ع) فعالیت می کنیم و هر جا صداقت و بیریایی باشد رب کریم به مدد خواهد آمد و روسفیدمان خواهد کرد .این جمله اش را هرگز از یاد نمی برم و براستی صادق بودن رمز رستگاری و رهایی از قیود و تقرب به آستان لایزال است و او آرام و بی صدا رفت و امسال اول محرم بر مزارش واقع در قبرستان سید محمد گلابی شوشتر رفتم نگاهم که بر تصویر روی قبرش افتاد گریه ام گرفت ،خیره نگاهم می کرد و انگار با من حرف می زد و برایم حکایت می کرد از حکایات بسیاری که در سینه داشت ! به او گفتم به شوشتر آمدم برای عزای حسین (ع) و تو نیستی نمی دانم در آنجا تو نیز از نبودنم گلایه می کنی؟ فاتحه ای خواندم و نگاهم با تصویرش گره خورد گویی لبخند می زد که بر عهدم مانده ام و دل به هیئت سپرده ام و برای تدارک مجلس حضور یافته ام ،همیشه تکرار می کرد که : هرچه دارم از روضه امام حسین است و از روزی که در خانه ام روضه برپا کرده ام بیش از همیشه احساس آزادی می کنم و حس می کنم که خدا مرا خیلی دوست دارد. و اما من تلاش می کنم تا خدا مرا نیز دوست بدارد و در آن دوست داشتن به هر چه اراده کند رضایت دارم . محرم کلید واژه رستگاریست باید یادگرفت چگونگی تنفس در فضای محرم را تا دربها برویت گشوده شوند . یاد همه خادمان وذاکران و مداحان عزاداران حسینی که رخت از این جهان بربستند و به سوی رب خویش پر کشیدند گرامی باد و خداوند آنان را با شهدای کربلا محشور نماید و بخصوص حاج علی فرهی زاده آهنگر عارفی که در سوگ فرزند جوانش حضرت علی اکبر را مثال آورد و صبوری کرد و اولین محرم نبودنش را به یادش و برایش طلب آمرزش کنیم .  

/ 0 نظر / 7 بازدید