هتل سنتی و نگاه من

برای حضور درمراسم اعیاد شعبانیه به شوشتر عزیمت نمودم و قبل از شروع مراسم در مسجد سید قطب الدین ،گشتی در محله قدیمی ام زدم و ویرانه ها را به تماشا نشستم و آوارهایی که بر سر کودکی ام فرو ریخته شده اند!  ولی در میان خانه های قدیمی نگاهم بر فضایی افتاد زیبا و با حال و هوایی مملو از تاریخ که نظرم را بسوی خود جلب نمود آنجا هتل سنتی بود با همت جوانی برومند از شوشتر با سرمایه شخصی و بدون اخذ هیچگونه تسهیلاتی راه اندازی شده است و هر رهگذری را تماشایش به وجد می آورد. وقتی وارد شدم به دلیل درج مطلب " دوش مرغی به صبح می نالید " دلخور بود و از من گلایه داشت!در کنارش نشستم و حرفهای با حرارتش را گوش دادم او می گفت:در این هتل بیش از یک و نیم میلیارد تومان هزینه کرده ام و تاکنون هیچ تسهیلاتی اخذ نکرده ام و با این مبلغ هر فعالیت اقتصادی می نمودم هم درآمد بیشتری داشتم و هم زحمات کمتری را متحمل می شدم صرفا" به دلیل علاقه به فرهنگ و حفظ و احیای میراث فرهنگی وارد این عرصه شدم و بجای حمایت چرا باید چنین مورد حمله قرار گیرم و مزاحمت ایجاد شود!؟ نگاهش می کردم و به او گفتم:مطلب مندرج در وبلاگ که مورد استفاده قرار گرفته است در خصوص یک باور تاریخی است و نگاه به مرغ سحر که واژه ای مصطلح در ادبیات است در فرهنگ فولکلور جایگاه را به خود اختصاص داده است که نمادی از شکر گذاری و تسبیح و ذکر الهی در قبال نعمتهای اوست و نباید با هتل سنتی ارتباط داد ، ولی باید اعتراف کنم که در بازتاب اجتماعی موجب زیان به شما شده است و من برای اولین بار است که از هتل بازدید می کنم و در این راستا دقت و ظرافت را در تولید مطلب مراعات نکردم و عذر خواهی می کنم! وظیفه حکم می کند که بنا بر اعتقاد دینی ،ملی ،تاریخی و انسانی چنین اموری که حفظ دستاورد نیاکان را در خود دارد لازم به حمایت و پشتیبانی می باشند و جدا" غفلت نمودم! براستی که وقایع اگر با دقت مورد مداقه قرار گیرند راز بسیاری از حکمتها را در خواهیم یافت .اگر جشن با تاخیر شروع نمی شد و فرصت گشت و گذار در محله را نمی یافتم چه بسا از دلخوری آن جوان مطلع نمی شدم و تا همیشه مدیونش می ماندم و حق الناس را ادا نمی کردم و کینه ناشی از مطلب می ماند و شرمندگی خویش را اذعان می کنم . دریافتم راز قرار گرفتن شعبان را در میان رجب و رمضان ، و قتی در تکرار خالصانه یا من ارجوه لکل خیر رجب بسوی شعبان آمدی و در آن اسکان یافتی و دل را در اعتکافی مومنانه به او سپردی مسیرت را هموار می سازد تا بسوی ضیافت الهی رهنمون شوی و بر خوان پر نعمتش بنشینی !و در قدر،قدر و اندازه خود را بدانی! راز شعبان که خیر الاوسط است و دلها را پاک می کند و راه را هموار و گامها را محکم در آن روز بخوبی درک کردم و یاد گرفتم که باید برای اعتراف شجاعت داشت و توان زبان گشودن به عذر خواهی را در خود بالا برد که در روزی که همه محشور می شویم هیچ عذری پذیرفته نخواهد شد ، هتلدار سنتی جوان آقای سرابی هشداری بود تا مراقب باشم مبادا غفلت کنم و مغرور شوم و به زعم خویش آنچه می پندارم بنگارم . هتل سنتی یک کار ارزنده بود و برای من ارزنده تر که بیدارم کرد! و در این بیداری چشمهایم زیبایی های شهر را دید ،به یاد سهراب افتادم که :چشمها را باید شست جور دیگر باید دید

بازهم عذر خواهی می کنم و تلاشش را تحسین می نمایم

/ 3 نظر / 10 بازدید
محمد مرادپور

سلام عکس بسیار زیبایست،آدم باور نمی کنه اینجا هتل باشه. چند باری به شوشتر امدم و از بافت باستانیش لذت بردم. به مناسبت هفته محیط زیست پستی آماده کردم،خوشحال میشم نظر شمارو بدونم. موفق باشید[گل]

شادی

سلام امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت می کند که فرمود: طُوبي لِمَنْ اَدْرَكَ قائِمَ اَهْلِ بَيتي وَهُوَ يأتَمُّ بِهِ في غَيْبَتِهِ قَبْلَ قِيامِهِ وَيَتَوَلّي اَوْلِياءَهُ وَيُعادِي اَعْداءَهُ، ذلِكَ مِنْ رُفَقايي وَ ذَوِي مَوَدَّتي وَاَكْرَمُ اُمَّتي عَلَي ‏يَوْمَ‏ القِيامَةِ؛ شيخ صدوق, كمال‏الدين و تمام النعمة، ج 1، ص 286، ح 2. خوشا بر احوال كسي ‏كه قائم ‏اهل‏ بيت مرا درك ‏كرده و در غيبت و پيش از قيامش پيرو او باشد؛ دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد؛ چنين كسي در روز قيامت، از رفقا و دوستان من و گرامي‏ترين امت من خواهد بود. عیدتون مبارک

موذنی

سلام، وبلاگ راوی به روز شد. ravishushtar.blogfa.com