شوشترندا

صدایی که سالهاست گوش تاریخ را می نوازد و تاریخ با افتخار می شنودوراه را باز می یابد

 
شاخصهای انتخاب
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳٩٤
 

شهرستانهای شوشتر و گتوند یکی از قطب های مهم گردشگری کشور به لحاظ داشتن ‌پیشینه تاریخی و بیشترین آثار میراثی ثبت شده در فهرست آثار ملی و داشتن سازه های تاریخی آبی در زمره آثار ثبت جهانی به همراه منابع خدادادی وشرایط طبیعی مناسب با نیروی انسانی با کیفیت هستند که به دلیل عدم همگرایی برای تعیین شاخص های منطقی جهت انتخاب نماینده در امر توسعه مورد غفلت قرار گرفته اند و سرمایه گذاریهای لازم در این راستا صورت نگرفته است .

 این دو شهرستان علاوه بر دارابودن رتبه دوم جمعیت کارگری استان  ، بیش از 250 هزار نفرجمعیت  وبیش از 6هزار کیلومتر مربع مساحت با زمینهای مستعد زراعی و چندین هزار هکتار جنگل درکنار بزرگترین کارخانه قند و شکر خاورمیانه و شرکت نیشکر حضرت امام با تولید 20درصد شکرکل کشور ، تولید محصولات کنجد، صیفی جات  و حبوبات و وجود درختان سرفراز و همیشه سدر مبین جایگاه بلند در کسب درآمد های ملی هستند و می توانند با ایجاد صنایع جانبی بسیاری از نیازهای اساسی کشور را پاسخ دهند و در زمره تولیدی ترین شهرهای کشور از جایگاه اقتصادی ویژه ای برخوردار شوند .

 

 وجود منابع معدنی غنی ، مناظر و چشم اندازهای زیبا ، مناطق تفریحی و گردشگری فراوان و ..... می توانند با اندک توجه ، حمایت و البته پیگیری توام با شناخت  و تشویق سرمایه گذاراز سوی فرد منتخب نقش شایسته خود را بازیابند و اشتغال زایی کنند.

نقش نمایندگان مجلس شورای اسلامی در گرفتن حقوق از دست رفته این خاک و به فعل در آوردن این قوه عظیم با ارائه تحلیلی آگاهانه و متناسب با پتانسیل و ظرفیتهای بومی به مدیران و برنامه ریزان  وبهره وری منابع با تدوین طرحهای مناسب همراه با رایزنی با دولتمردان و مدیران بالادستی بر کسی پوشیده نیست . همگان می دانند که اگر نمایندگان مجلس شورای اسلامی در طول سالهای گذشته با شناخت یا مطالعه منابع به ظرفیت سازی می پرداختند و یا با بهره گیری از تجارب یکدیگر قوت و کاستیها را موشکافانه درنظر داشتند و با این استمرار و پیوستگی موارد به شناخت راهکارهای مولد تاکید می نمودند می توانستند نقش مثبت در رونق اقتصادی ایفا نمایند و اکنون وضعیت این شهرستانها با همه سرمایه هایش در جایگاه کنونی قرار نداشت  .

مسئله و بحث، پرداختن به عملکرد و بررسی اقدامات نمایندگان سابق و اسبق شهرستان نیست که در مقال دیگری باید به آن پرداخت آنچه در این مجال به آن می پردازیم تحلیل شاخص های غلط شهروندان و عادت بیمار گونه در انتخاب منتخبان است که چنین شرایطی را برای منطقه رقم زده است و موجب گردیدکاندیداها را از گرفتن اطلاعات و داشتن ارتباط  خود را بی نیاز بدانند و با این شیوه عرصه سالاری نمایند. 
 
مردم شوشتر و گتوند عمدتا" یکی از مهم ترین دلایل رای دهی به کاندیداها در کنار دیگر دلایل مانند: قومیت، سنت مداری، معجزخواهی در ادوارمختلف پاسخگویی به درخواست های شخصی بخصوص پاسخ دادن به تماس های تلفنی خود و گاهی وابستگان و هم طایفه ای ها  عنوان می کنند و جمله «برای من چه کرد» از اصلی ترین عناصر رویگردانی آنان است  که لازم است نخبگان جمله را به « برای مردم چه کرد» تغییر دهند و نقش خود را در این راستا به درستی ایفا کنند و مرزبندی خود را با من گرایی 
solipsism .مشخص سازند و به مردم گرایی و تناسب با مطالبات بیندیشند 


حمایت از کاندیدای انتخاباتی در دوره های اخیربیش از آنچه به رصد و آنالیز عملکرد آنان منطبق با وظایف قانونی در حوزه های تحت مدیریت اجرایی ، تاثیر ملی و البته تاثیرگذاری منطقه ای در حوزه های اجتماعی و فرهنگی واقتصادی با پیشرفت های عمرانی و نظارت بر کارکرد دستگاهها اندیشه کنند و آن را ملاک انتخاب خود قرار دهند، با رویکردی عوامانه به نوع ارتباط خود پندارانه با رویکرد قومی بدون بررسی خروجی و در نظر گرفتن مطالبات جمعی را ملاک تشخیص شایستگی و لیاقت درامروکالت می دانند ! و در این قضاوت «من محوری» کرامت انسانها به فراموشی رفته است و مطالبات منطقی مغفول مانده اند .

وقتی در اولویت بندی مطالبات ازنماینده مجلس  صرفا"پاسخ دادن به تلفن بدون خروجی لازم یکی از ملاکها و فاکتورهای مبنایی ارزیابی قرار گیرد  و بر حضور در جلسات مهم ملی برای پیگیری امور عمرانی و حل مشکلات منطقه چشم ببندیم موج ظاهر سازیها شکل می گیرد و فرهنگ ارزشگرایانه مغفول می ماندحتی اگر با نام و تابلوی ارزشی به میدان آمده باشند ، باید برای این درد مزمن از سوی نخبگان علاج بخشی گردد و با رفتاری هنرمندانه به تغییر آن بپردازند و پروسه تصمیم گیری و انتخاب را روشمند کنند .

مردم البته به دلیل بی اعتنایی مدیران به مطالبات خویش انگارانه گام برمی دارند و همه آبادانی را در قامت توجه به خویش می نگرند  و برای تحقق آن تزهیچ امری فروگذارنمی گنند ! البته در اوج خوش بینی می توان راز در دسترس قرار گرفتن تلفنهای کاندیدا ها قبل از ورود به مجلس را از این باب تفسیر نمود! و بعدها البته چون حرفی برای گفتن در کمیسیونهای تخصصی ندارند به این رویکرد دامن می زنند و تقویت میکنند ، کاندیدا ها نیز با شناخت همین اعتقاد است که بدون عملکرد مناسب حضور در مراسم فاتحه را بر هر امری ترجیح می دهند و با حضوری کاروانی به این امر تن داده و البته خود را به پیروزی در عرصه انتخابات هم نزدیک می سازند و ژست مردم مدارانه می گیرند‌.

مسئولین هم به دلیل شیوع چنین بیماری در روابط اداری به پذیرش سفارشات عادت کرده اند و پروسه عادی اداری را کنار گذاشته اند وعمدتا" از خوف تغییر ،روز به روز با عملکرد خود این رویکرد را بیشتر تقویت می کنند! و کاندیدایی با این خصوصیات در صورد کسب آرا مردم به دلیل تلاش برای حفظ موقعیت ضمن پشتیبانی ار چنین مدیرانی  رسیدگی و پیگیری اموری مانند رنگ آمیزی دیوارشهر ،تامین امکانات تیم ورزشی، آبیاری فضای سبز و هرس درختان ، ترکیدگی لوله آب فلان خانه ، گرفتن وام و تسهیلات ، دریافت سهمیه کود شیمیایی ، بستری شدن بیمار در درمانگاه ،اسفالت خیابان ، نقل و انتقالات اداری ، تامین خوابگاه دانشجویی  و مسائل کوچک اجرایی را بر ارائه طرح تعیین تعرفه های مناسب برق و اب و گاز ، بهره مندی از در آمد ملی ، رفع موانع کاشت و داشت و برداشت ، تلاش برای ایجاد انبار محصولات کشاورزی و غلات ، توسعه راهها ، تاثیر در جهت دهی به بودجه ملی ، محیط زیست انسانی ، بهره مندی از منابع و ذخایر زیرزمینی ، ارتقا نقش منطقه در توسعه ملی ، تلاش برای ارتقا مناسبات فرهنگی ، توجه به حفظ اصالت و میراث تاریخی و فرهنگی ، حمایت از نویسندگان و ناشران و ورزشکاران ، توسعه منابع و مراکز دام و طیور و شیلات ، جذب و جلب سرمایه گذار و ایجاد طرحهای گردشگری ترجیح می دهند ! چنین رویکرد منفعلانه شخصی انگار به دلیل وجود روابط بالانگرانه و عدم تکریم مردم نزد مسئولین و نیز عدم امنیت شغلی شاغلان است!  که علت روی آوردن مردم به این ادبیات که  نماینده خوب کسی است که مدیران از آن حساب ببرندرا بایددر نوع چنین رفتاری که خود مسببش بودیم جستجو کرد.

همه با نگاهی به گذشته از وضعیت منطقه متوجه شده اند که بخش عمده ای از این بی سامانی نتیجه گسترش این نگرش است و البته بیش از دیگران کاندیدای فردگرا مقصر هم هستند !که به این رویکرد پوپولیستی تن داده اند و برای تغییر آن ضمن اینکه اندیشه نمی کنند بلکه تقویت نیز می نمایند و ماندگاری خویش را در این نگرش می بینند و حسرت یک اظهار نظر را در دل مردم میگذارند .

باید با تغییر شاخص ها نمایندگانی را انتخاب کرد که عملکرد آنها در حوزه های عمومی بخوبی دیده شود و در حوزه نظری با شجاعت و صراحت ورود کند نه اینکه بی تفاوت از کنار مشکلات عبور کند و از اظهار نظر بپرهیزد و شاخصهای جایگزین باید توجه به مطالبه و منافع جمعی دراولویت انتخاب قرار گیرد . 
 
معلوم است کاندیدایی که کمتر در محافل ملی و علمی حضورمی یابد و مصاحبه گریز است از اظهار نظر بیزار است وقت پاسخگویی فردی بیشتری دارد و اصولا وقتش را با پیگیری کارهای فردی پر می نماید تا پیگیری امور عمرانی و عمومی بزرگ و عام المنفعه که بتواند تحول ایجاد کند و گاهی موفقیت خویش را بر منافع جمعی باتقویت این رویکردترجیح می دهد .

مخلص کلام تا مادامی که ملاک ارزشیابی عملکرد نمایندگان صدور نامه های شخصی و سکوت در قبال رویدادها و تلاش برای دوقطبی کردن فضا باشد و با کوبیدن بر طبل قومیت ملاک تقارب قومی جایگزین همسویی در تفکر و اندیشه گردد عملکرد آنها در حوزه های عمومی  در همین رده خواهد ماند و من و شما که رای داده و می دهیم مسئول عواقب آن خواهیم بود . و درب بر همین پاشنه خواهد چرخید!

 


 
 
انتخاب ادیبانه
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ دی ۱۳٩٤
 

  

زبان شعر اعجار میکند ، می توان بسیاری از ناگفته ها را که ادای آنها دشوار است ظریف و هنرمندانه بدون اینکه دلخوری ایجاد شود با تک مصرعی بیان کرد ، در موسمی که همه جا بوی انتخابات می دهد وکسی حاضر به شستن چشمها نیست تاجور دیگر ببیند درمیان اشعار شاعران به جستجوافتادم تا اشعاری دراین خصوص که بتواند ویژ گیهای کاندیداها و نحوه انتخاب آنان توسط مردم در این فضای سیاست زده پیدا کنم با این باور که زبان شعر رساترین زبان برای ابلاغ پیام و شنیدنی ترین کلام و خوشایندترین آواست با تعابیر و استعارات و مفاهیم دلنشین که با موسیقی موزون حس خود را منتقل می نماید و احساس همگرایی بوجود می آورد لذا در برخورد با ابیات بسیار ودیوان های شعراگاهی مصرعهایی دیده می شد ولی احساس اثربخشی اجتماعی از آنها نمی شد و عمده اشعارانتخاباتی در قالب طنزسروده شده اند ! مانند اشعار ناصر فیض ، دیگر اشعار به دلیل باورها رهنمود گونه هستند و برداشتها استباطی است وبستگی به دیدگاهها داردکه در خصوص ویژگی کاندیدا می توان از این اشعار استفاده نمود مانند شعرحافظ:
راهیست راه عشـــق کـــه هیچش کـــــناره نیست
آن جـــا جــز آن کـــه جـان بسپارند چـاره نیست
هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست...
یا :
هـــر آن کــــه جانب اهـــل خدا نگــه دارد
خـــداش در همـــه حـــال از بلا نگــــــه دارد
حــدیث دوست نگــویم مگر به حضــرت دوست
کــــــــه آشنــــا سـخـــــن آشنــــا نگـــــــه دارد...
یا:
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست...
در انـــدرون مــــن خستـــه دل نـــدانــــم کــیســت
کــــه مـــن خموشـــم و او در فغــان و در غوغاست...
یا در شعر سعدی :
چون ما و شما مقارب یکدگریم 
به زان نبود که پرده‌ی هم ندریم 
ای خواجه تو عیب من مگو تا من نیز 
عیب تو نگویم که یک از یک بتریم سعدی
آیین برادری و شرط یاری 
آن نیست که عیب من هنر پنداری 
آنست که گر خلاف شایسته روم 
از غایت دوستیم دشمن داری
یا شیخ بهایی :
و را که دل از عشق مشوش باشد
هر قصه که گوید همه دلکش باشد
تو قصهٔ عاشقان، همی کم شنوی
بشنو، بشنو که قصه‌شان خوش باشد
تا نیست نگردی، ره هستت ندهند
این مرتبه با همت پستت ندهند
چون شمع قرار سوختن گر ندهی
سر رشتهٔ روشنی به دستت ندهند
اما در میان اشعار تاثیر گذاری که خط مشی آشکارا تعیین می کند و می تواند بیش از چند کتاب اثربخش و آموزنده باشد و آن را بهترین و رساترین دیدم شعر سوره تماشا مرحوم سهراب سپهری بود که درمورد نحوه انتخاب کاندیداهای نمایندگی مجلس شورای اسلامی از همه مناسب تر و موافق تر با طبعم یافتم که می تواند این شعر به عنوان یک راهبرد انتخاباتی مورد توجه کاندیدا و هوادارانشان قرار گیرد زیرا با هر کلمه اش می توانیم ضمن تبیین استراتژی با موشکافی عمیق و دقیق از میان افراد موجود روشمند گزینه خود را انتخاب نماییم و در لباس کاندید خود را به درستی عرضه نماییم و معرفی کنیم آن چه می توان از سهراب دریافت و بر گرفت صفاتی است که هر کاندیدایی بایدواجدش باشد درخت گونگی صفت ممتازی است که درونش صفات انسانی بسیاری نهفته است ، بانشاط، سرسبز ، بارور ، سایه دار ، سربه زیر و افتاده اما سربلند و رو به آسمان ، شاخه هایش لانه پرندگان ، بدون دسته بندی موجودات به همه خدمت رسانی می کند ، جلوه رحمانی دارد ، زیبایی آور است ، به تنفس و زندگی پاک می اندیشد، ریشه اش درزمین است ، رفیق آب است ، نگهداشت ریشه ایستادگی ، ماندگاری و حیات را با خوددارد ، درختان در مسیر تاریخ به تماشای بسیاری از عابرانی نشسته است که از کنارش عبور کردند و اما هرگز زبان به برملای رازها نگشوده است ودر اوج ضربه های تبر به دستان ایستاد تا زمین را زیبا کند گردو غبار را به خود گرفت و سیلی های محکم طوفان را بر گونه اش پذیرفت تا زندگی برای انسانها با طراوت و آسان شود!و مخلوقات لطافت هوا را شادمانه احساس کنند. رهایی از سیاسی کاری و سیاسی بازی و کمر همت برای خدمت رسانی و نفی همه الهه ها و توکل بر الله که خالق زیباییهاست جهان را در نگاه ما زیباخواهد کرد باید مانند درخت بارور شویم تا خستگان در سایه سارش بیارامند و با برگها ی سرسبزش مناظر زیبا ایجاد کند و شادابی را به ارمغان آرد و تنه تنومندش هوا را تازه کند و در تازگی هوا لبخند ها بر لب بنشیند .حیف نیست زیبایی درخت را نبینیم و به صندلیهایی که ازتنه آن با ستیز تبر ساخته می شود بیندیشیم؟ حیف نیست چهچهه بلبل بر شاخه ها شنیده نشود؟ 
باید قدرت خدا را با تماشای شاخه ها و رقص برگها در جشن نسیم باور کنیم و به او که خالق زیباییهای چشم نواز است تکیه نماییم تا پیروزی و بهروزی و سعادت را برای ما فراهم آورد که هرچه هست از قدرت اوست.
مرحوم سهراب سپهری چه زیبا سروده است انگار کسی از او پرسیده بود به چه کسی رای بدهم ؟ و چنین پاسخ داده بود:
جای مردان سیاست بنشانید درخت
که هوا تازه شود...
به خدا ایمان آرید،
به خدایی که به ما بیلچه داد
تا بکاریم نهال آلو؛
صندلی داد که رویش بنشینیم
و به آواز قمر گوش دهیم،
به خدایی که سماور آورد
از عدم تا لب ایوان آورد،
وبه پیچک فرمود:
"نرده را زیبا کن!"
روح سهراب شاد و خدایش بیامرزد که به زیبا کردن نرده ها با رقص پیچکها توجه داشت .صندلی ها برای شنیدن صداهاست .
 

 
 
اعضای محترم شورا ؛به وعده ها وفا کنید
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ مهر ۱۳٩٤
 

این یادداشت در دوم بهمن ماه سال 92 با عنوان «وفای به عهد» جهت اطلاع اعضای محترم شورای شهر شوشتر در سایتهای خبری استانی و کشوری انتشار یافت و مجددا" به دلیل نحوه کارکرد شورا در پروسه تصمیم گیری و اقداماتی که درحال انجام است  پاسخگوی مطالبات و متناسب با وعده ها متصور نمی شوند  ‌مورد بازخوانی قرار می دهم تادرآینده از سوی همشهریان متهم به سکوت و بی تفاوتی نشوم ضمن اینکه آمادگی دارم تا وعده های انتخاباتی انجام نشده اعضا را به سمع و نظرخودشان برسانم انتظار دارم محدودیتها ،چالشها و موانع عدم تحقق وعده ها از سوی اعضابرای شهروندان صادقانه بیان گردد تا علاوه بر اعتماد سازی موجب دلگرمی شهروندان شود و پنهانکاری و نامحرم خواندن مردم را به هر دلیل کنار بگذارند.بدانیم که همیشه درب بر این پاشنه نمی چرخد .

برادر کوچک همه شهروندان شوشتر

در آغاز فعالیت اعضای جدید شورای چهارم شهرشوشترنکاتی را در بیست برنامه بر اساس تجربه وعلاقمندی و همچنین حمایت از منتخبین به نگارش در آوردم تا شاید مفید به فایده واقع شوند و مورد نظرآقایان قرارگیرند و اعتقاد داشتم که باید با زمانبندی و ارائه فرصت،مانع از اتخاذ تصمیمات خلق الساعه و فی البداهه گردد تا موجب ضرر و زیان به منابع شهری نگردد .همچنین معتقدم که اعضای این دوره شورای شهر به دلیل غلبه گفتمان فرهنگی بر نگرش  آنان می توانند گامهایی بزرگ برای احیای هویت شهری وارتقا فرهنگ شهروندی بردارند و هنوز به این باورم و مأیوس نمی گردم زیرا اهالی فرهنگ اهل مدارا و صبوری و باتحمل و سعه صدر هستند و مولفه های فرهنگی در شکوفایی از اثر گذاری بیشتری برخوردارند.

با این نگرش و باور اتتظار دارم فرصتها را از دست ندهند با همین اعتقاد ازجمله نکاتی که درمطالبی که بارها نگاشتم و مؤکدا"مورد تأکید قرار دادم که نباید فراموش شود قولها و وعده های انتخاباتی بود که بفرمایش حضرت امیر (ع) :برترین صدق و راستی وفا به پیمان است) ،  هرچند گاهی وعده ها متناسب با ظرفیتهای موجود نبوده و یا اینکه در اختیار و حوزه عملیاتی اعضای شورای شهر نیست اما در هر صورت تدوین برنامه برای جلب رضایت و کسب آرا مردم از اساسی ترین مواردی است که هرکس برای ورود به هر حوزه نیازمند این اقدام می باشد و با شناخت تنگناها و مسیر واقعی برای تحقق آنها گام برمی دارد و قطعا" برنامه ها و وعده های داده شده موجب کسب آرا و جلب اعتماد ونیز مورد پذیرش قرار گرفته اند و اقبال مردم را فراهم نموده اند و شاید اگر اعلام چنین برنامه هایی نبود افراد دیگری بر این کرسی ها تکیه زده بودند.

من نیز به عنوان یک شهروند شوشتری از منظر اجتماعی فارغ از قضاوتهای کلیشه ای به موضوع می پردازم .

توجه به وعده های انتخاباتی به دلیل صداقت با مخاطب، سلامت اجتماعی را فراهم می کند  وبه دلیل اعتماد سازی پیشگیری از آسیبهای اجتماعی را نیز به دنبال دارد وبا این حس رفلکس نامطلوب و تقابل از درون واکنشها بیرون نمی آید بلکه به دلیل همخوانی برنامه ها با مطالبات و باورها تعامل و مشارکت اجتماعی را به همراه خواهد داشت ،درنقطه مقابل بد عهدی به تضعیف سرمایه‌های اجتماعی در جامعه و بروز و افزایش آسیب‌های اجتماعی منجر می‌شود و به نوعی بحران و چالش ارتباطی با خود می آورد و افکارعمومی را در تقابل قرار داده و اعتقاد به مشارکت را کاهش میدهد ویأس و دلمردگی و افسردگی اجتماعی را با خود خواهد داشت  .

 برای تحقق وعده ها در ابتدا تعامل و هماهنگ سازی و همراه سازی و نزدیک نمودن ایده ها وتجمیع طرحهای دیگر اعضا در پروسه تصمیم گیری و تصمیم سازی است ( من استبد برایه هلک) و با ایجاد وحدت و انسجام درارائه طرحها برای خدمات به جامعه شهروندی باید در درون شورا رفتار شورایی اتخاذ کرد و به سوی اجرایی شدن وعده ها گام برداشت (و من شاور الرجال شارکها فی عقولها) یعنی اینکه انسجام و یکپارچگی در ارائه خدمات رفاه اجتماعی، پرهیز از تفکر جزیره‌ای و اتخاذ سیاست اجتماعی واحد در حوزه های متنوع شهری و ارائه مجموعه خدمات در قالب نظام جامع خدمات  مبتنی برمنابع با استفاده از بستر فناوری‌های نوین ضرورتی انکارناپذیر است،

 برای دستیابی به انسجام  و یکپارچه سازی در ارائه خدمات و پیگیری مطالبات همراه با تطابق وعده ها با امکانات موجود علاوه بر تلاش برای تامین منابع جدید می‌بایستی به مفاهیم مهمی توجه شود،و پیوسته برای این مفاهیم که در مدیریت شهری بعنوان یک مقوله اجتماعی نه سیاسی که کمتر به آنها توجه می شود،راهکاراجرایی یافت .

 در گذشته بسیار به این موضوعات پرداختم و ضرورتا"دوباره بازخوانی می کنم که مفاهیم  رفاه اجتماعی- سلامت اجتماعی-آسیب‌های اجتماعی-سرمایه اجتماعی سر فصل‌های مهم  محسوب می‌شوند و اکثریت اعضا در فعالیتهای انتخاباتی به موضوعات توجه داشته اندو برنامه ها را به رؤیت مردم رسانیده اند ،قطعا"باعلم و آگاهی و شناخت از کاربرد هرکلمه ولغت آن را در بروشورهای خود درج نموده اند .

رفاه اجتماعی تعبیری است معطوف به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که حفظ کرامت انسانی، مسئولیت‌پذیری شهروندان جامعه در قبال یکدیگر و ارتقای توانمندی‌ها از اهداف آن است. رفاه اجتماعی مهمترین و اساسی‌ترین پیش نیاز انجام هر برنامه توسعه ای است.رفاه اجتماعی یک کالای عمومی است که افراد جامعه خود به طور مستقیم نمی‌توانند تولید کننده آن باشند لذا دولت با مشارکت مردمی، سامان دهنده و شکل دهنده آن است واعضای شورا در مدیریت شهری نقش حاکمیتی دارند ، باید در نظر داشت که توسعه در همه ابعاد اقتصادی اجتماعی و فرهنگی بدون منظور داشتن این کالای عمومی نمی‌تواند معنا و مفهوم واقعی داشته باشد. ضمن اینکه رفاه اجتماعی یک مقوله یکپارچه است و از تلاقی عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به وجود آمده و با مطرح شدن کیفیت سطح زندگی و ارتقای آن در عمل عینیت می‌یابد این مقوله در مقیاس شهری  شورا را جایگزین دولت می بیند که امور مربوطه از طریق آن شکل می گیرد یعنی همسویی با سیاستهای دولت از کارآترین پیشبرنده مشارکت پذیری اجتماعی خواهد بود و باید درنظر داشت که حصول منابع از این منبع محقق می گردد.

اما در بحث سلامت اجتماعی می‌توان آن را به سه حوزه شفاف و قابل مداخله تفکیک کرد که عبارتند از: سلامت اجتماعی به مثابه شرایط اجتماعی سلامت - سلامت اجتماعی به مثابه جامعه سالم-سلامت اجتماعی به مثابه جنبه‌ای از سلامت فرد در کنار سلامت جسمی و روانی. سلامت اجتماعی امری متمایز از سلامت جسمی و روانی است. سلامت اجتماعی هم می‌تواند بخشی از ارکان و اجزای سلامت محسوب شود و هم می‌تواند موجد سایر انواع سلامت باشد.  تحقیقات نشان می دهد اشخاصی که از سلامت اجتماعی برخوردارند، با موفقیت بیشتری می‌توانند باچالش‌های ناشی از ایفای نقش‌های اصلی اجتماعی کنار بیایند و ورود به مشارکت در سایر فعالیتها بنمایند.

برای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی نیاز به سیاست گریزی یا سیاست زدگی نیست و آفت عدم امکان ثبات و وفاداری به عهد از همین نقطه آغاز می گردد که افراط و تفریط مانع از دریافت منطقی پیامها می شود، بلکه باید به بررسی و مطالعه در فرایند اجتماعی تکیه کرد،فرایند اجتماعی مداری است که بر مبنای نگاهی عمیق به فرایندهای تحول و تغییر در جامعه، درکی روشن از این تحولات و آسیب‌ها و فرصت‌های برخاسته از آن دارد و می‌کوشد تا با برنامه ریزی هوشمندانه این تحول را تدبیر کند.آسیب‌ها را کنترل و از فرصت‌های آن برای شکوفایی استفاده نماید.

 با مشاهده هر پدیده مذموم اجتماعی علیرغم تعیین متولی قانونی ،همه نگاهها به شهرداری وتصمیمات شورای شهر معطوف می گردد زیرا با انتخاب مبتنی بر یافته های قریب به فرهنگ شهروندان وارد عرصه حاکمیتی شده اند که اعضا با اعتماد سازی لازم است دراین عرصه ورود نمایند همانطور که در موضوع کارتن خوابهای تهران ،شهرداری برای حل مشکل اقدام به ایجاد گرمخانه نمود لذا افکارعامه فقط شهرداری را متولی شهر می شناسند و لاغیروهرگز احاله مشکلات را به دیگران نمی پذیرند هرچند در قانون وظایف را تفکیک و مشخص نموده باشد  ! مردم انتظار تعامل بین نهادها را توسط نمایندگان خود دارند و اعضای محترم شورا باید در الگو دهی کار زیادتری کنند عرض نموده بودم که چالش‌های عمده جامعه امروز ایران که شهر شوشتر را در درون آن می بینیم را می‌توان در دو بخش، برشمرد: نخست مرتبط با مسائل اقتصادی و معیشتی است  دوم مرتبط با مسائل اجتماعی و فرهنگی است.

 در مورد نخست مسئولیت را باید از منظر دیگر و جایگاه دیگر جستجو کرد و مبحث جداگانه ای می طلبد هرچند مراجعات برای رفع مشکلات مالی و اشتغال بخش اعظمی از وقت اعضا را به خود اختصاص می دهد اما به مورد دوم که وظیفه ذاتی شوراهاست توجه داریم ،بر همین اساس لازم است تا ارزیابی وضعیت سلامت اجتماعی جامعه و اولویت بندی آنها به عنوان یکی از مهمترین دغدغه‌های سیاستگذاری و برنامه ریزی و همسو نمودن لایحه های مطروحه در شورای شهر با این وضعیت حائز اهمیت باشد.

 در عرصه مطالعات اجتماعی  ،ظرفیتها ی سرمایه اجتماعی را متعدد می دانند برای اعضای شورا شهروندان و شناخت قابلیتهای انسانی بزرگترین سرمایه اجتماعی هستند که می توانند با بسیج قابلیتها و استعدادها و داشته ها، عمران و آبادانی را فراهم آورند لازمه تحقق این امرتوجه به کرامت انسانی وعدم غفلت از تکریم آنان است ، تضعیف سرمایه اجتماعی در جامعه، به بروز آسیب‌های اجتماعی منجر می‌شود، امروزه این امر مسلم است که رسیدن به توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و بسترسازی مناسب براى زیست اجتماعى فقط با وجود سرمایه اجتماعى شکل مى‌گیرد  آنچه نگاشته ام با علم وشناخت از وعده ها بوده است و بروشورهای تبلیغاتی همه اعضای محترم را نزد خود محفوظ نگه داشته ام و اقدامات در این راستا را هر از چندی رصد می نمایم  همچنین شهروندان که رأی قاطع دادند منتظرند وعده های ائتلافی مؤتلفین محقق  گردد .لااقل بعد از این مدت گزارش کوتاهی به شهروندان ارائه نمایید تا امیدوار شوند  .

با ید دانست که حافظه تاریخی مردم هرگز وعده ها را به فراموشی نخواهد سپرد وامروز نامهای بسیاری دراوراق تاریخ درج شده است که  هرکدام از این نامها واجدصفاتی بر مبنای رویکرد مردمی شده اند با مراجعه به اسناد تاریخی می توان سرنوشت انسانها را دریافت  ،

زمان به سرعت می گذرد وشورا کمترین گزارش عملکردرا به مردم ارائه نداده است و به نظر می رسد در چنبره سیاسی سیاست بازان بدجوری گرفتار شده اند و قادر به اعتراف نمی باشند.

به قول یکی از بزرگان اگر صادقانه اعتراف کنیم برای رهیدن موفقتر خواهیم بود تا زیرکانه بخواهیم رها شویم . دعا بهترین پاداش و نفرین سخت ترین عذاب خواهد بود .انشاالله کاری کنید تا مردم شریف و نجیب همیشه دعا گویتان باشند. و همچنانکه در عرصه های مختلف فرهنگی و عمرانی موفق بوده اید در این سنگر با اتکال به خدای بزرگ و بر اساس داشته ها و توانمندیها و باورهای اعتقادی موفق و موید و منصور باشید.بگذارید در پایان این پیام مشفقانه را اهدا کنم که :جاذبه سیب ، آدم را به زمین زد و جاذبه زمین ، سیب را .فرقی نمیکند؛سقوط ، سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست ،به جاذبه ای می اندیشم  که پروازم میدهد ،خدا ...یگانه نامی که اندیشیدن به آن سقوط ندارد.

 


 
 
مهمانان ناخوانده
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢
 

هفته گذشته توفیق حاصل شد به جشن ازدواج زوجی از دوخانواده با اصالت که پدر هردو از بزرگواران و دلسوزان و اهل معرفت و مراودت  و سرشناس درشوشتر می باشند بنابر رفاقت دیرینه ای که داشتیم دعوت شوم و با کمال میل و به رسم ادب و ارادت اجابت کردم  .


 
 
آتش دل
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ آبان ۱۳٩٤
 

وقتی از شوشتر می نویسم آن را معبد می دانم جایی که معبودم را می پرستم و هستند که متأسفانه معبودش می پندارند و به بیراهه می افتند و در این بیراهه بر هر رهرو خلوت نشین به گمان بقا می تازند! تا با اصرار به عقیده باطل بتوانند نانی به کف آرند و به غفلت بخورند که از شرّ آنان به معبود مهربانم پناه می برم تا در این معبد که سجده گاه نیاکانم بوده است بر این عشق مجازی بمانم و بتوانم با عشق حقیقی ،عاشقانه نجوایی بنمایم شاید دستم را بگیرد .

محبت توبه هرسینه پرتوافکن نیست 

درون تیره دلان زین چراغ روشن نیست 

چه حالتست ندانم که درد مندان را 

زشکوه لب پرویارای لب گشودن نیست 

  امادر این حال و هوای امروزی که وابستگیها سخت مشغولت ساخته اند، پیامک ها هم دنیایی دارند پر ازلذت وصف ناشدنی و گاهی غمی تلخ که در باور نمی گنجد،در حال چُرت زدن هستی که صدای گوشی همراه تکانت می دهد و چشم بر صفحه اش می دوزی و لطیفه ای را می خوانی که از دیاری سفارشی کادو پیچ برایت فرستاده اند و لبخند ،سوغاتی برایت آورده است و از فرط لطافت، پاره شدن چُرتت یادت می رود ، یا اینکه تبریکی و عرض ارادتی تا یک روز بزرگِ دینی یا ملی را یاد آوری کنند و یا اینکه از خبری مطلعت می سازد که جنبه حیاتی دارد گاهی هم از فرط ارسال مدام پیامکهای تبلیغاتی چنان کلافه می شوی که با همه ضرورتها ترجیح می دهی دکمه خاموشی را فشار دهی! یا در فضای مجازی وشبکه های اجتماعی وقتی وارد می شوی و پیامهای را می خوانی بعضی اشعار و جملات چنان سر شوقت می آورند که دوست نداری چشم از مونیتورت برداری  و باهمین جملات قشنگ به این فضا که پر محبت است عادت می کنی و دوست داری در همانجا بمانی چشمهارا که برمی داری متوجه می شوی نیمی از روز را در دنیای دیگر مجردوار فارغ از هر وابستگی دنیوی سپری کرده ای و بدون خستگی به جستجوی حرفهای زیبا می پردازی !! باهمه خوبیهای این فضا اما عادت بدی است و نمی توان احساسات و عواطف را به درستی انتقال داد و با همه دانستنی هایش کمتر گیرایی و ارتباط قلبی ایجاد می شود برخلاف روزهای قبل که مشمول محبتهای دوستان می شدم چندروزی است پیامهایی را در فضای مجازی دریافت می کنم که خواب زده ام می کنند وباذائقه ای تلخ لذت خواندن پیامهای محبت آمیز را هم از من می گیرند! با ادبیاتی ناساز، سرشار از توهین و گاه تهدید باشماره هایی ناشناس و یا اسامی مجعول بدون درج آدرس! که فرصت پاسخ سلام را نیز نمی دهند!می دانم این محبتها!! از سوی افرادی بسویم روانه می شوند که مانند خط گوشی تاریخ اعتبار مشخصی دارند و مرتبا" باید شارژ شوند تا ارتباط برقرار سازند! 

و همینطور کامنتهایی که متناسب با شأن و منزلت ودر خور انسان مدعی دلسوزی ، اهل فرهنگ ، ارزشمدار، مردم باور و دیندار نیست و برایم بسیارجای سئوال داشت که بقول قدیمیها ( دوستی بی جهت می شود ولی دشمنی بی جهت نمی شود!) لذا پس از پیگیری و مشورت با دوستان صادق و مورد وثوق دریافتم که گویا  دریکی از وبلاگها نامی از اینجانب به عنوان کاندیدای مجلس به میان آمده است !!!!!فیا عجبا!!

امان از قدرت و قدرت طلبی و سیاست زدگی ! باصبوری و یایک پرسش ساده جهت صحت و سقم موضوع کافی بود،زمان به بسیاری از پرسشها پاسخ می دهد ولی انتخاب بداخلاقی و روش غیر دوستانه تفجب آور است!

در این فرصت که می توانیم و توانستن نعمت بزرگی است باید به خدمت برای مردم اندیشید و با تلطیف فضا ،امکان تنفس بیشتری در هوای پاک یافت و توان تعاملی جامعه را ارتقا داد و از هرز روی نیروها و فرصت سوزی کاست و از حرکت شتابزده که به اختلافات دامن زده می شود پرهیز کرد

درشرایط کنونی بنا بر تاکید موکد مقام معظم رهبری همدلی مهمترین ضرورت امروزی است .درگذر روزگار بسیار توفانها دیده ایم و نبریده ایم دراین خاک چنان ریشه داریم که هیچ بادی یارای تکان دادن ندارد و از نسیم ملایم مشعوف می شویم

ما شوشتری هستیم و چون  درخت کُنار مقاومت را برای نشان دادن مسیر می دانیم و می شناسیم .

شوشتر شهر زیباییهاست و آنان که چشم زیباپسندندارند ،به سختی از کوچه های شوشترعبور می کنند و در این سختی عبور ،خودرا با توهماتی متقاعد می سازند شاید چندروزی بیشتردوام آورند!

خدای زیبا دوست راز ها نگه می دارد تا روزی که باید محاسبه شود . به خالق لطیف پناه می برم .

ابیاتی از لسان الغیب حافظ شیرازی که  زبان حال من است را درپاسخ به ارسال کنندگان پیامها و کامنتها که حتما" دلسوز هستند ولی باشیوه ای این چنین ابراز می کنند می آورم :

گرچه ازآتش دل چون خم می درجوشم           

مهربرلب زده,خون می خورم وخاموشم  

قصدجان است طمع درلب جانان کردن 

تو مرابین که دراین کار به جان می کوشم...

پدرم روضه رضوان به دوگندوم بفروخت

من چراملک جهان رابه جویی نفروشم

خرقه پوشی من ازغایت دینداری نیست

پرده ای برسرصدعیب نهان می پوشم...


 
 
به وعده ها وفا کنید
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٢
 

 در آغاز فعالیت اعضای جدید شورای شهرنکاتی را بر اساس تجربه و دلسوزی و همچنین حمایت از منتخبین نگاشتم تا چنانچه بتوان آنها را مورد نظر قرار دهند و اعتقاد داشتم که باید با زمانبندی و ارائه فرصت


 
 
انتظارات از شورای شهر (1)توجه به گردشگری و توریسم
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢
 

اعضای شورای شهر جدید شوشتر به زودی کار خود را آغاز خواهند کرد و با موافقت براستمرار کار شهردار فعلی‌ یا انتخاب شهردار جدید مسیر جدید توسعه و پیشرفت شوشتر را در ۴ سال آینده ترسیم خواهند نمود وباید بدانند که

دنباله در ادامه مطلب...


 
 
خاطرات انتخابات شورای شوشتر (1)
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٢
 

بنادارم اتفاقات مربوط به انتخابات شورای شهر شوشتر اعم از مراجعه کاندیداها و ائتلافها همراه با ادعاهای افراد مختلف را بنگارم تا در حافظه مردم بماند شاید بعنوان تجربه روزی بکار آیند پس منتظر باشید که بعد از جمع بندی بسیار خاطره ها  را خواهم نگاشت.قبل از نگارش از همه کسانی که به نوعی مجبور می شوم از آنها نام ببرم عذرخواهی می نمایم خصوصا" کسانی که به شورای شهر راه یافتند!

 


 
 
24 خرداد گامی بسوی فردا
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢
 

شرکت در انتخابات بازنماندن از راه است ،استمرار مقاومت در تقابل با استکبار است و تثبیت و ماندگاری در عرصه تاریخ نیک نامی خواهد بود ومی توان گفت که حضور در انتخابات پاشیدن بذر امید برای نسل آینده که تبدیل به درختان تناوری می گردند که از هیچ توفانی نمی هراسند. مهمترین وظیفه هرانسانی که قوه ممیزه اش با دیگر جانداران عقل است و خود را شهروند ایرانی می نامد رای است همان که عزت ما را فراهم می آورد و امنیت را با خود هدیه خواهد داد و فردا را پر از شکوفه خواهد کرد و لبها را سرشار از لبخند می کند .

همه باهم جمعه که وعده گاه پاکان منتظر نامیده می شود پای صندوق رای حضور یابیم و فردا را تضمین نماییم . فردا در دست ماست.

 


 
 
رای....رای باهم می شوند آرا
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠
 

برای آبادانی شهر شوشتر و برای دفاع از پیشینه تاریخی و هویت باستانی اش و نیز برای انتقال مطالبات منطقی مردم به مسئولین و همچنین به عنوان یک وظیفه اخلاقی و انسانی که هر کس باید در تعیین سرنوشت خویش دخالت کند روز 12 اسفند با حضوری پر شکوه پای صندوقهای رای میثاق نامه وحدت و عزت و سربلندی خویش را امضا نماییم و نام هرکه را اصلح تشخیص دادیم و توان امانتداری رایمان را دارد بر برگه رای بنویسیم و به صندوق بیندازیم تا همه بدانند ما سربازان همیشه بیدار  به عهد خود وفا کردیم و حال نوبت آنهاست تا عظمت این مردم را دریابند  .

 

12 اسفند شکوفه ها دیدنی تر خواهند شد


 
 
خبر.....خبر....خبر!!!!
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٥:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠
 

خبرنگاران رسانه در بیان واقعیتهای اجتماعی و اطلاع رسانی به موقع جهت جلوگیری از آسیبهای احتمالی و چالش اجتماعی و بروزآگاهی از پیچیدگیهایی که بحرانها را به درون جامعه انتقال می دهند  بیش از همه اقشار می توانند نقش آفرینی نمایند که برای ایفای نقش خود لازم است تا با آگاهی از عناصر خبری و حساسیتهای اجتماعی در ارائه اخبار دقت داشته باشند هر رسانه بدون در نظرگرفتن عنصری از عناصر خبری در بیان خبر تنش را به درون مخاطبان خواهد برد و امنیت روانی را برهم خواهد زد که همین اختلال روانی تبدیل به پدیده ای امنیتی می شود و نگاهها را متوجه حاکمیت می سازد ! یکی از سایتهای خبری شوشتر در روز 5 اسفند درمورد کارگران شهرداری شوشتر خبری آورد که( مشکلات پرسنل شهرداری بوسیله نماینده و فرماندار شوشتر برطرف گردید!) قبل از این خبر هیچگونه اطلاع رسانی در مورد مشکلات کارگران صورت نگرفته بود و افکارعمومی آمادگی درک آن را نداشت که یک ساعت بعد خبری درج گردید که( رییس شورای شهر شوشتر اعلام کرد که مشکل کارگران شهرداری حل نشده است )!!یعنی اینکه متولی پیگیری امور شهر و قانونگذار شهرداری که شهردار مجری مصوبات و منصوب آنهاست و باید برای درآمدزایی راهکار ارائه نماید خود از منظر اپوزیسیون وارد می شود و خبر را تکذیب می کند و به دنبال آن فرماندار بازنشستگی کارگران را دنبال می کند و به توافقاتی با بیمه تامین اجتماعی می رسدو روز بعد خبری از قول فرماندار درج می شود:( که مشکل بازنشستگی پرسنل شهرداری حل شد)!! اما انباشت زباله ها در شهر و ابقای رنج کارگران ماند و دوباره نماینده شهر که روز قبل حلال مشکلات بود این بار دست کشیدن از کار کارگران را برای احقاق حقوق خویش یک سناریو ی از پیش طراحی شده بعضی کاندیداها بخواند تا پیگیری مطالبه صنفی و حقوق مسلم قشری از جامعه دستخوش فضایی سیاسی گردد و در غبار فراموشی گم شود و زحمت رنج نداری رادر انتهای سال بازهم به دوش کشند و پرداختن به اصلی ترین موضوع جامعه که انتخابات است در این هیاهو پنهان گردد و در کشمکش سیاسی کارگران ابزار شوند! و هیچ کدام از طرفین مورد نظر از نگارش خبر راضی به نظر نرسد نه فرماندار ،نه نماینده،نه شورا،نه کارگران،نه مردم ، نه کاندیداهای دیگر و نه شهردار که مسئول تامین حقوق آنهاست و مشکل را به گذشته حواله می دهد که شیوه مرسوم در مدیریت امروزی شده است و سرپوش نهادن بر ناتوانی در ایجاد منابع مالی !!.

همه این حوادث مبین بی تدبیری و عدم اطلاع یک رسانه از نحوه ارائه اخبارو ارتباط با مخاطبین دارد و اگر زمان شناسی هنرمندانه و جامعه پیش رو را با دقت نظر بهتر و. بیشتر و شناخت عمیقتری توجه می نمود هم مشکل کارگران مرتفع و یا حداقل تحت الشعاع فضای کنونی قرار نمی گرفت  هم یک ابزار سیاسی بدست سیاسیون نمی افتاد تا مطالبات مغفول گردند و هم برای حضور پر شکوه مردم در انتخابات گزک به دست بهانه جویها نمی دادیم البته نگاه جانبدارانه رسانه ای چنین تنش هایی را ایجاد خواهد کرد که توصیه می کنم اهل رسانه برای ورود به عرصه رسانه ای ضرورت دارد علوم رسانه و ارتباطات را فرا گیرند تا اعتماد اجتماعی را فراهم آورند و بپذیرند که نگاه جانبدارانه مخاطبان را کاهش خواهد داد و تعامل و توازن اجتماعی را فراهم نخواهد کرد .

به همشهریان خوبم که از پیشگامان رسانه ای در استان می باشند مانندحاج کاظم حاج سردار  ستون نویس نشریات و روزنامه های استانی که با ایجاد ستون راوی در روزنامه نورخوزستان ناظر خوبی بر عملکرد دستگاههای اجرایی ست و باب تعامل او با اقشار باز است و سالهاست می نگارد و از مال دنیا اندوخته ای برای خود نگه نداشته است ، امید حلالی مدیر مسئول روزنامه فرهنگ جنوب و مدیر خانه مطبوعات کشور که با تشکیل میز گردها شخصیتهای علمی و اجرایی و سیاسی را به چالش می کشد تا مردم با عملکردشان آشنا شوند . مصطفی نظاری چهره جوانی که با انتشار هفته نامه نشاط تعدادی جوان دیگر را به دنیای رسانه ها وارد کرده است ،مجتبی نارنج پور که خبرنگار فعال خبرگزاری فارس است و سایت او هر روز جریانی نو ایجاد می کند و با بهره گیری از اطلاعات و جامعه پیرامونی مخاطبین خویش را اقناع می سازد و به او اعتماد می کنند،همچنین سید محمد طاهر موسوی زاده در تاسیس نور خوزستان،حسین زاده در راه اندازی روزنامه صبح کارون ،زراعتکار و خانم افتخاری در انتشار بهار سبز افتخار می نماییم و توصیه می کنم برای ورود به این عرصه به آنان تاسی واز آنان الگو گیری شود تا بکارگیری تجربه این افراد مانع دادن سوژه به دیگران که برای شهر و دیار و هویت و پیشینه مان نفعی ندارد باشیم و رفاقت و دوستی را ارمغان آوریم و فضای شهر را گرما بخشیم که رمز موفقیت  آگاهی ست. یک بررسی بنمایید که در این مدت کوتاه چند تکذیبیه بر اخبار منتشره زده شده است براستی چرا!!؟ امروز گرم کردن تنور انتخابات اولویت اول است و به جای نفرین بر تاریکی باید شمعی برافروخت.

باید فردا جوابگو باشیم که احقاق حق جمعی را در هیاهوی سیاسی یک شهر گم کردیم و باید عذر خواهی کنیم که دلهایی را آزردیم و رنجاندیم که:ولاتقف مالیس لک علم