شوشترندا

صدایی که سالهاست گوش تاریخ را می نوازد و تاریخ با افتخار می شنودوراه را باز می یابد

 
فیلم غریبه
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٠
 

فیلم غریبه نوشته شاپورقریب و بابازیگری بهروز وثوقی در سال 1351 بخش اصلی اش در شهرستان شوشتر فیلمبرداری شد ، فیلمنامه هر چند یک ایده ذهنی ست اما در شوشتراتفاق افتاده بود لذا ترسیم فضا ی فیلم چنان انتخاب گردید تا ساختارکلی بافرهنگ شوشتری سازگاری و تناسب منطقی داشته باشد بطور کلی می توان گفت تم مایه غریبه نبرد فقر و غنا بود.!بهروز وثوقی بعنوان هنرپیشه نقش اول، قاسم سیاه شوشتری نام داشت و پاتوقش رادر قهوه خانه انتهای بازار قرار داده بود و گاهی با قهوه چی (اکبر مشکینی) درد دل می کرد و نصایحش را گوش می نمود.در یکی از صحنه ها جوانی سوار بر دوچرخه برای خانمی در بازار مزاحمت ایجاد می نماید و شدیدبرخوردمی کند و با کتک ا ز محل بازار بیرون می راند و بر این حرکتش اهالی و کاسبان بازار مهر تایید می زنند.

در قسمتی دیگربا کمال نامرادی و یاس به کافه ای می رود که در آنجا استاد عبدالمحمد برجسته تار می نوازد و در دستگاه شوشتری می خواند و نگاه هنر پیشه نشان از آرامشی ست که ساز استاد به او داده است لذا هنگام خروج وجهی را هدیه می کندبخشش هدیه نه برای کمک مستمندانه بوده است بلکه به دلیل رضایت از فضایی ست که نوازنده برای او رقم زد و این پلان چهره این استاد موسیقی شوشتررا ماندگار می سازد و همه نسلها می توانند او را به تماشا بنشینند و یگانه اثر باقیمانده از ایشان همین فیلم غریبه  است ! بیاییم به این قوتها توجه کنیم خیلی نکات هنرمندانه و ظریف را در می یابیم و زشتیهایش را کنار بگذاریم هرچند بدیها کمتر در ذهن می مانند.

علیرغم اینکه قصه خیلی سوژه خوبی نبود و در فرهنگ دینی نمی گنجیدو مغایر با اخلاق و شریعت ما بود و تایید ش نمی کنیم و لی در بهره گیری هنرمندانه مکانی و انتقال مفاهیم و خرده فرهنگهای بومی گام موفقیت آمیزی برداشت که هرگز بر پرده نقره ای به چنین امری مبادرت نشده است! فیلمهای امروزی در انتخاب نامها به هویت و نوع معماری فضا ی فیلم و صحنه پردازی و شخصیت پردازی  توجه ندارند و تلاش می کنند تا با بازسازی یک حادثه تاریخی و یا پردازش ایده ای ذهنی پیام را با دیالوگ انتقال نمایند و خیلی به فضای بصری نمی پردازند و شاید دلیل عدم ماندگاری فیلمهای امروزی را در همین امر می توان یا فت ،همچنین نکته ظریف برخورد با دوچرخه سوار با چاشنی نگاههای عاشقانه به جنس مخالف انگشت گذاردن بر غیرت و حمیت و دفاع از حیثیت و شرف اجتماعی بود که وظیفه انسانی ایجاب می نماید لذا سرانجام این فیلم شاید ناخوشایند و بد آموزی داشته باشد اما نشان از پایبندی و نجابت و حفظ سنن توسط جوانان در دل پسندی است که شیوه دل پسندانه شیوه عاشقی ست و دراین شیوه برای وصل می توان هر کاری را کرد و با ماست که مسیری اصولی تعیین نماییم و بستری امن فراهم آوریم تا احساس منکوب نگردد بلکه هدایت شود تا با عبور از احساسات عقلایی  گردد و فیلم نشان می دهد که  ایستادن تا انتهابر مرام و عقیده خویش می تواند مرگ را به دنبال داشته باشد و نباید هراسید و ایستادن بر هدف دشوار است که هنر پیشه تا آخر ایستاد و در این راه با تیر ماموران جان داد تا فریاد همراهش در اوج غربت بیرون از شوشتر شنیده شود و دستان خود را به سوی آسمان دراز کند و خدای بزرگ را فریاد زندهرچند آنان بر خلاف قواعد و عرف اجتماعی همراه شده باشند!البته قبل از هر اتفاقی نمایش پلانی از تکه روزنامه ای که عکس قاسم را درج نموده بود نشان از نقش موثر رسانه بویژه مطبوعات را در ایجاد امنیت اخلاقی جامعه بدرستی به تصویر کشید که امروزه این باور معکوس است!

براستی امروز در چند پلان می توان شخصیتهای بزرگ را برای فردا معرفی کرد و سینما را امری ماندگار برای نامها و حماسه ها بدانیم ؟و آیا سینما در الگوسازی برای ارائه به مخاطبین و سالم سازی اجتماعی موفق بوده است؟