شوشترندا

صدایی که سالهاست گوش تاریخ را می نوازد و تاریخ با افتخار می شنودوراه را باز می یابد

 
ماجرای تعطیلی آبشارها
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ فروردین ۱۳٩٠
 

تعطیلات نوروزی امسال از استان آذزبایجان مهمان داشتیم و خوشحال بودم که می توانم با وجود آنان بهره ای از تعطیلات ببرم! و بازهم به کارون زیبایم بنازم که نازش بدون کارون در خوزستان معنی ندارد!

آنان را به چند شهر از خوزستان و اماکن دیدنی بردم که برایشان لذت بخش و گاهی شگفت انگیز بود !

اما دیدن شوشتر و آثار باستانی آن ماجرایی دیگر دارد که دلم را سوزاند! و نتوانستم آنچه را که متصور نمودم و در ذهن خویش پرورش داده بودم تا در یک فضای بصری به مهمانان انتقال دهم و بتوان با این انتقال بخشی از عظمت تاریخی زادگاهم را به مردم بشناسانم و در جلب گردشگر موفقیتی فراهم آید!و موجب مباهات و افتخار گردد! و باور کنید به جای حظ ،گریه کردم!

اما شرح ماجرا:

 ابتدا از طرف عبداله بانو به سوی اوراض آمدیم پس از بازدید از موزه مردم شناسی در خانه مرعشی که با همت و تلاش آقای عباس نژاد فتحی یک انسان غلاقمند و فرهنگ دوست راه اندازی شده است و پذیرایی گرم و استقبال در خور تحسین ایشان و عوامل اجرایی ،نگاه از درون خانه زیبای مرعشی به آبشارها بسیار زیبا و فضایی لذتبخش و واقعا"تماشایی را جلوی بازدید کنندگان می گذارد و همین نگاه گردشگران را مصمم و تشنه بازدید محوطه آبشارها می نماید ،بطرف آبشارها حرکت کردیم و سمت پل که پله های کمتری دارد و می توان با عبور از درون دروازه قدیمی و تماشای سوغاتیها و یا خرید به محوطه وارد شد ،ابتدا روی پل قرار گرفتیم و توضیحی در مورد کارخانه برق نمکی دادم و مردم را با کودکان در قسمت کارخانه یخ سابق می دیدم و با خود می گفتم مسافران چه لذتی می برند و هنوز می توانند از آبشارها بازدید کنند!

بطرف ورودی سازه های آبی رفتم و جمعیت زیادی توقف کرده بودند و هرکدام با لهجه خاصی سخن می گفتند که بیش از همه گیلکی کاملا" معلوم بود و چند نفری از شیراز،نگاهم را به درب ورودی انداختم زنجیر بزرگی دورش پیچیده و قفلی بزرگ روی زنجیر زده بودند ،عقربه های ساعت١٨/٢١ دقیقه را نشان می داد نظافتچی پله ها را جارو می زد او را می شناختم پرسیدم: احمد آقا چرا درب قفل است؟ گفت:تعطیل است

گفتم: مسئول اینجا کیست؟گفت پایین هستند

گفتم: میتوانی درب را بازکنی؟گفت : کلید دست خودشان است

گفتم:صدایشان بزنید تا بیاید

گفت:پهلوی خانواده اش نشسته است و نمی توانم تا آنجابروم

صدای مسافران فریاد شده بود ومی گفتند ما شاید در سال یک بار اینجا بیاییم و می خواهیم از فرصت استفاده کنیم ،آنها که تلاش می کنند و جهت جذب گردشگر تبلیغ می نمایند بهتر نیست در تعطیلات زمان بازدید از اماکن و آثار تاریخی را بیشتر کنند؟ آیا این شیوه با تبلیغات گردشگری منافات ندارد؟

با لهجه شوشتری افرادی که داخل بودند را صدا زدم ابتدا یکی سرش را برگرداند و بعد از پله ها به سمت پایین رفت دوباره صدازدم و کسی پاسخی نمی داد به آقایی که تکیه اش را به نرده ها داده بود و رودخانه را تماشا می کرد بانگ زدم آقا وقتی درب را می بندند کسانی که در داخل می مانند خدای ناکرده گوششان کر می شود؟ جلو آمد و گفت من مسئول نیستم بلکه مدیر کل از اهواز دستور داده اند بعد از ساعت ۵/٨ درب بسته شود و کسی را راه ندهیم!گفتم:چه وسایل قیمتی در اینجا هست که به سرقت برده شوند؟ دوباره گفت:نمی دانم بروید از مدیر کل در اهواز بپرسید!

سر و صدای مسافران بیشتر شده بود و هرکدام جمله ای را نثار مدیر کل می نمودند و من با غروری شکسته و چشمانی قرمز بدون یافتن گوش شنوا غریبانه در زادگاهم به طرف خیابان برگشتم و در جمع مهمانان نوروزی با آقای پور فرخی مدیر کل میراث فرهنگی استان خوزستان تماس گرفتم و گوشی را روی آیفون گذاشتم ،ابتدا از ایشان پرسیدم در کجا هستید؟پاسخ دادند در ستاد مرکزی مهمانان نوروزی ! با شنیدن این جمله نگاهها را می دیدم که به گونه ای دیگر است یعنی تا آنموقع در ایام تعطیلات حضور یک مدیر برای رتق و فتق امور بسیار حسنه و ردیه ای برای ادعا ها کذایی بود.

ماجرا را برای ایشان تعریف کردم و گفتم از قول شما می گویند که ساعت بازدید محدود است و دربها باید بسته شوند؟ایشان تکذیب نمودند و در همان جا با هرکدام از مسئولین شوشتر تماس گرفتند موفق به برقراری تماس نشدند و قول دادند پیگیری نمایند ٢٣ دقیقه مدت زمان این مکالمه بود. مهمانان نوروزی وقتی که صدای ایشان را که از آیفون گوشی می شنیدند گفتند از ایشان برای ما حلالیت بطلبید و اعمال سلیقه منطقه ای موجب محدودیت و بروز اتفاق شده است بنا بر وظیفه این مطلب را نگاشتم .

دست از پا درازتر و خجل نزد مهمانان از اینکه در شهرم چنین شد به طرف پردیس مستوفی روانه شدیم جلوی رستوران مستوفی جناب آقای پورفرخی مدیر کل محترم میراث و گردشگری تماس گرفتند و نتیجه پیگیری را به اطلاع رساندند و گفتند: می توانید تا هر ساعتی از آبشارها بازدید کنید و ما گفته ایم که آثار شوشتر بطور خاص و ویژه برای گردشگران مهیا شوند !و مسئله را پیگیری و با افراد برخورد خواهم نمود چون ما موظف به تکریم مردم هستیم .حتی وقتی از کسی نام بردم ایشان فرمودند: من کار به افراد ندارم برای خدمت وظیفه دارم امکانات را فراهم کنم و هرکس مسئول عمل خودش می باشد.

متوجه دستهایی شدم که آثارباستانی و میراث فرهنگی برایشان نان و آب شده است همانهایی که پشت دربهای بسته در انظار مسافران فرشها را روی زمین انداخته اند و با خانواده در خلوت آبشارها لذت را بین اعضای خود تقسیم می کنند و به دیگران می خندند!! و هرکس بخواهد در این حریمی که برای خود ساخته اند وارد شود باید شکسته شود! اعمال سلیقه برای ماندن در این سرا و تناول بر سفره ای که دیگران گشوده اند و رنج و تعبش را خریده اند گزینه انتخابی کسانی ست که بجز بدبینی و گریز سرمایه هیچ ره آوردی برای مردم نداشته اند

من به عنوان یک شوشتری تا کنون سکوت نموده بودم آنهم به دلیل غدم وقوف از جریانات و عدم حضور فیزیکی در شهرستان و در قبال کلام و مقال دیگران تصمیمی نمی گرفتم و یا قضاوتی نمی کردم اما امروز با روشن شدن ماجرا و شناخت نسبی از جریانی که با فضا سازی دستی در ایجاد حاشیه و ناامنی روانی دارد می گویم که بگذارند دلسوزان فرهنگ و سرمایه گذاران برای رونق و اعتلای شوشتر برنامه ها را به پیش برند .

نشنیده ایدکه شوشتر دارالمومنین است ؟و مومنین محب آل علی(ع) می باشند و نشنیده اید که هر که با آل علی در افتاد بر افتاد؟

البته لازم می دانم از همه کسانی که همکاری نمودند و تلاش کردند و تلاش می کنند صمیمانه تشکر وقدر شناسی نمایم واقعا" برای حضور مهمانان نوروزی در شهرستان سنگ تمام گذاشته بودند حتی پل نیمه تمام شطیط را همبرای حل مشکل ترافیک باز کرده بودند و یک تشکر جانانه وویژه از آقای عباس نژاد فتحی که موجب غرور و سر بلندی نزد مهمانان شد و گرم بودن برخورد ایشان فراموش ناشدنی بود.

ای کاش این هماهنگی و یکدلی در اجرا بین نهادها و سازمانهای شهری همیشگی بود!