شوشترندا

صدایی که سالهاست گوش تاریخ را می نوازد و تاریخ با افتخار می شنودوراه را باز می یابد

 
عادت بد
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ بهمن ۱۳۸٩
 

چه بد عادت کرده ایم و چقدر قسی القلب شده ایم!چه راحت کلمات را در کنار هم می گذاریم و جمله می سازیم!و چه ناجوانمردانه جمله های ساخته شده را فریاد می زنیم و رنج و محنت آفرینندگان کلمات را نمی بینیم!چه بد ...............!!!!!!

پلاکاردها و پیامها و دستخط هایی که با افتخار بر دیوارها می زنیم و از بلندگوی شهر می خوانیم و در جراید درج می کنیم تا قضاوتها ی دیگران را بر خودمان تغییر دهیم و نگاهها را معطوف خویش سازیم ! و در این تغافل محسنات و نیکی و خدمات و سادگی و انسان مداری نام مندرج در پلاکاردی را که خود بر دیوار زدیم در هیاهوی تبلیغ گم شود چه بد......!!!!!!!!تصاویر بر دیوار و درون قاب را تماشا می کنیم و می گذریم !

انسانها به ندیدن عادت می کنند چه عادتی بد و به سادگی و با آرامش می نویسند و می گویند و اگر هم از نوشتن این جمله ابا نداشته باشند 

دکتر احمد علی پاپهن دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز دار فانی را وداع گفت !!و خود می نگرند تا اشکهای دیگران را تماشا کنند!!

یادم آمد روزی که مبتلا به بیماری بروسلوز(تب مالت) شدم و شدت درد کلافه ام نموده بود و در بی دوایی مبهوت مانده بودم و بی تاب ،او برایم کپسولی خاص این بیماری به نام ریفامپین تهیه نمود و در خصوص این بیماری که از بیماریهای مسری از دام به انسان است و غالبا" از طریق لبنیات آلوده انتقال می یابد برایم توضیح داد و تلاشها و راهنمایی های او موجب رهایی ام از آن بیماری شد و دلم گرفت و اشکهایم بر گونه لغزید،،دوست خوب دوره نوجوانی ام که بیش از هر چیز به مطالعه می پرداخت و من در تب و تاب بازیها و جست و خیزهای نوجوانی  گاه خنده ای تلخ را بر لبش می دیدم که برایم معنای بسیار داشت و گاه در محله دوخواهران روبروی منزل دورقی در میدان فوتبال گل کوچک بازی می کردیم و گاه کنار کارون از فردا می گفتیم!!لبهای متبسم و چهره نجیب با نگاه معصومانه اش هرگز فراموش نخواهد شد .براستی که خاک چه کوهر هایی را در دل خود جای می دهد و بقول خیام:

ای چرخ فلک خرابی از کینه توست        بیدادگری پیشه دیرینه توست

ای خاک اگر سینه تو بشکافند               بس گوهرقیمتی که در سینه توست

براستی چه عادت کرده ایم !!!

شاید بگویند از زندگی بنویس ،من بخشی از زندگی را با او بوده ام و در این غربت تنهایی  اشکهایم بی اختیار بر گونه هایم جاری می شود،  مکرر این صدا برایم تکرار می شود :دکتر احمد علی پاپهن عضو هیئت علمی دانشگاه اهواز درگذشت.

زیر این آسمان مینایی                 چاره ای نیست جز شکیبایی

او می توانست در آینده حرفهای بسیار برای گفتن داشته باشد و نام او را در فهرست بلند مشاهیر شوشتر درج کرد اما امان از اجل که مهلت نمی دهد .

 

روحش شاد و یادش بخیر