شوشترندا

صدایی که سالهاست گوش تاریخ را می نوازد و تاریخ با افتخار می شنودوراه را باز می یابد

 
شوشتری ها
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٢:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۸٩
 

شهر تاریخی شوشتر از دیر باز با چینش ظریف و دقیق اقوام و طوایف مختلف را در خود جای داده است و نمادی زیبا و الگویی روشن از همزیستی و همگرایی و وحدت قومی را در طول تاریخ به نمایش گذاشته است. می توان شوشتررا رنگین کمان مهربانی دانست

در مرکز شهر به دلیل اشتغال به تجارت و بازرگانی و پیشه وری شهر نشینان شوشتری که مایحتاج روستاییان و شهرهای اطراف را تأمین می نمودند و از این طرق ارتزاق می کردند  ،در مشرق ترکهای گندزلو افشار که به مرور به طایفه چارلنگ بختیاری پیوستند،در جنوب شرقی عرب ،در جنوب طوایف کرد و بهمئی و شیرالی که آنان نیز به دلیل همجواری به چارلنگ پیوسته اند و خود را بختیاری می دانند،در جنوب غربی سادات هاشمی و جزایری ، در مغرب چهارمحالی ها،در شمال شهر طوایف هفت لنگ شامل دورکی های بختیاری مثل بابا احمدی و موری( کرتلایی،صباحی والبته تیره های دیگر مانند اوروند ،عبده وند ،کریموند،عیدیوند در اندیکا سکونت داشته اند) و ... ،در شمال غربی بابادی باب مثل گله ،بابادی و...،در شمال شرقی چارلنگ و بهداروند(منجزی )ودر شمالغرب بلیوند در کنار هم سکونت داشتند ومی توان گفت شوشتر مرکز ایل بهداروند بوده است که دربسیاری از حماسه های تاریخی سران بهداروند در تاریخ بختیاری نام این شهر دیده می شود .لذا طوایف  هر کدام جایگاه شغلی خاص داشت و ماموریتی تاریخی برای نگهداری و نگهبانی و آبادانی و استمرار حیات را به دوش می کشید و همین تعصب و پشتکار موجب گردید از شوشتر بعنوان شهری آباد و پیشقدم درتجارت و بازرگانی، کشاورزی و دامداری نام برده شود و نزد جهانیان زبانزد گردد ،رفاقت و همراهی همیشگی عامل این شکوفایی بود. قدمت تاریخی ساکنان این سرزمین  وقدرت برقراری ارتباط بسیار خوب و عمیق و پیوند محکم با دیگران آنان را متمایز می سازد و کسانیکه توانایی تعامل با دیگران را ندارند بایددر شوشتری بودن آنان تردید نمود . اهالی این شهرهمه با هم دوست و در سختیها و مشکلات و در شادیها همراه ودر استان سر آمد و یکدل و یک زبان و خود را شوشتری می دانستندعرب شوشتری،بختیاری شوشتری،لرشوشتری و چه زیبا باهم قدم برمی داشتند و برمی دارند و همه نگاهها مسحور و مبهوت این قدمهای با هم هستند.

اما امروز نمی دانم چرا جماعتی شوشتررا فقط از خود می دانند و دیگران را غریبه می پندارند ؟ که این خود خواهی ،رکود و عدم ترقی شوشتر را در بر داشته است.و چرا دیگران را بر نمی تابند .چرا بجای پرداختن به هویت تاریخی و نقش بی بدیل شوشتر در عرصه گسترش فرهنگ ایرانی و تکیه بر هویت دینی و عشق به اهل بیت به تعداد و جمعیت جماعتشان می نازندو با کوبیدن برطبل خود برای کسب قدرت صفوف تاریخی ما را دچار انشقاق می کنند تا خود در جلوی صف قرار گیرند!!آیا نمی دانند پدران ما سازنده آبشارها و انهار بودند که امروز همه ایران از سرپنجه شان و هنر مندیشان مسرور و مفتخرند و در جهان عظمت این شاهکار را می ستایند!؟

براستی چرا مهمان نوازی را در شوشتر به فراموشی سپرده ایم ؟به یاد داشته باشیم همه اقوام و طوایفی را که ذکر نمودم و از سابق در شوشتر سکونت داشتند به لهجه شوشتری تکلم می نمودند و از واژه های غیر شوشتری هرگز استفاده نمی شد .علت همان رفاقت و در کنار هم بودن و دوستیها بود و همه یک لباس محلی می پوشیدند به نام لباس شوشتری با شلوار دبیت و جلیقه ای دکمه دار،و رسم و رسومات همدیگر را محترم می شمردند آیا امروز هم این چنین است؟

براستی چرا چنین شده است؟مهاجران حریصی که پیشینه اسکان تاریخی  چندانی دراین دیار ندارند با وصل شدن به شوشتر در جستجوی وجهه فرهنگی و اجتماعی افتاده اند!تا خلأ تاریخی خود را سرپوش گذارند و این راز ایجاد مسائل جانبی و اختلاف است اما ایمان و اراده شهروندان فرهنگدوست این شهر اعم از بختیاری و عرب و کرد و ترک و ...راه بر تحقق اهداف آنان خواهند بست

من می گویم مهربانی شوشتر را به فراموشی سپرده ایم و نامهربانیها به این سویمان کشانده است . و غریبه ها توانسته اند به اهداف خود نزدیک شوند وی نباید بگذاریم برسند

شهروند شوشتر یعنی هرکس در آن شهر حیات دارد،بیایید همه شوشتری باشیم باور کنید می توانیم.که شوشتر گوهری درخشنده بر تارک تاریخ است و می توانیم به شهری که از مادر شهر زاده شده است ببالیم و افتخار کنیم وهرکس بخواهد بر وحدت تاریخی مان خللی وارد کند را از خود برانیم