شوشترندا

صدایی که سالهاست گوش تاریخ را می نوازد و تاریخ با افتخار می شنودوراه را باز می یابد

 
رمضان13
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٩
 

نزدیک افطار چشم به آسمان می دوختیم و بازی پرندگان زیبایی که بر بالای محله سر و صدای زیادی راه انداخته بودند تماشایی بود آن پرنده ها را با لهجه شوشتری جن جریغ  نام گذاشته بودند و درسقف هشتی هر خانه لانه ای بود و چند جن جریغ که می گفتند برکت را به خانه ها می آورند  . گرمای هوا که شکسته می شد با خود می گفتیم که نزدیک اذان است و پرندگان نیز روزه می گیرند و الان می روند طرف خانه هایشان تا افطار کنند آواز پرندگان را حال که به یاد می آورم زیبایی خاصی داشت و واقعا" نشانی از رمضان و ذکر. گاهی نانها را ریز ریز می کردیم و بر بام نزدیک لانه جن جریغ ها می گذاشتیم و می گفتیم ثواب دارد تا افطار کنند و از آنجا دور می شدیم تا نکند از ترس حضور ما بر بلندای بام نیایند .

حالا از جن جریغ های بسیار در آسمان شوشتر هم خبری نیست نمی دانم به کجا مهاجرت نموده اند و گاهی وقت بهار می آیند و آوازی سر می دهند ولی به زیبایی آواز آن سالهای رمضان نیست و آنها را پرستو می خوانند و اگر بگویم آی جن جریغ ها مرا به تمسخر می گیرند و بر من می خندند

براستی پرندگان در شوشتر افطار می کردند! با چشمان خود می دیدم و خوب می خواندند آوای ربنا را از بالای گلدسته های سید محمد بازار ،انجایی که همسایه با لک لکهای گلدسته ها می شدند و چه جمعیت ی داشتند پرندگان و چه نگاهی لک لکها.