شوشترندا

صدایی که سالهاست گوش تاریخ را می نوازد و تاریخ با افتخار می شنودوراه را باز می یابد

 
رمضان 10
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩
 

شب قدر که می شد دسته جمعی حرکت می کردیم و به مسجد می رفتیم و هرکدام در کنار پدر  می نشستیم و خدا رحمت کند حاج حمید ذاکر را که دعا را می خواند و ما بدون اینکه از عظمت و شکوه و برکت شبهای قدر چیزی بدانیم و در عالم کودکی خود غو طه ور بودیم منتظر می ماندیم تا سبحانک یا لا الله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یارب و با صدای بلند تکرار می کردیم و همه نگاهمان متوجه برنامه بود تا نوبت به قرآن بر سر گذاشتن برسد و تکرار کنیم و مراسم ختم شود و سفره سحری پهن گردد و بر سفره بنشینیم .حیاط مسجد حسین صفا داشت و گاه مسجد صالحه در کنار مقام عباس و وجود مرحوم حاج سید احمد مرعشی میر مقیم که منبر خوبی داشت و گهی در مسجد سید قطب الدین سرشار از معنویت و برکات بود و نشستن در حیاط مسجد و دویدن دور حوض در آن دوران و گاه رفتن بالای درختان کُنار مسجد چه لذتی داشت.فردای روز بعد که روز ضربت خوردن مولا علی ابن ابی طالب (ع) بود هر چه داشتیم آماده می کردیم و محله را تمیز می نمودیم برای شب بعد که هیئتها به عزاداری می پرداختند و هیئت سینه زنی محله نیز حرکت می کرد و حضور در هیئت و شلوغی آن گاهی برایمان پزی بود که به دیگران می دادیم و قدرتمان را به رخ می کشیدیم اما همان حضور دستمان را گرفت و یارمان بود  

امروز برکت زندگی و هر آنچه داریم از همان بیتوته کودکی در مسجد و مجالست با قاریان و فیض منبر سید و همراه بودن با پدر در مسجد و شرکت در هیئت است هرچند این فیوضات را نمی دانستیم  که خدا همه اموات را بیامرزد و در این شب قدر برایشان فاتحه ای بخوانیم و قدر شوشتر را مانند گذشته  قدر بدانیم