شوشترندا

صدایی که سالهاست گوش تاریخ را می نوازد و تاریخ با افتخار می شنودوراه را باز می یابد

 
دلتنگیها
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸
 

دلم خیلی برای نانهای بی بی صفیه تنگ شده است!

دلم خیلی برای ظرف لوبیا چیتی تجویدی تنگ شده است!

دلم خیلی هوای کلوچه های خانگی کرده است!

دلم خیلی می خواهد در انتهای خیابان امام بنشینم و پایین جاده گذر آب رودخانه را تماشا کنم و به سرسبزی باغ خان عمیق شوم!

دلم برای حمید.رجب .خسرو. کریم خیلی تنگ شده است

دلم برای شوشتر و سخن به شوشتری گفتن وگوش به آواز جن جریق دادن و سر به آسمان بلند کردن و دوباره آسمان را در شوشتر تماشا کردن تنگ شده است.

دلتنگیهایم را پایانی نیست

و شوشتر نیز

اما چرا دلمان اینقدر تنگ می شود!