شوشترندا

صدایی که سالهاست گوش تاریخ را می نوازد و تاریخ با افتخار می شنودوراه را باز می یابد

 
بیاد میثم و ایمان
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
 

دیروز دودسته گل زیبای نوجوان را با همه آرزوهایشان به خاک سپردیم و مدفون کردیم در آنجایی که همشهریان به آن سید محمد گلابی می گویند و برای قبر باید زمین را جستجو کرد تا قطعه ای یافت و مبلغی گزاف داد و سنگی بر آن گذاشت و آمدیم ! و دیروز به اندازه همه روزهایم گریه کردم !میثم و ایمان دونوجوان معصوم که در سانحه تصادف جدایی و با ما نبودن را ترجیح دادند و رفتند .

هیچکس در دیروز از آنهایی که هفته قبل برای دورترین منسوبم سر بر شانه ام می گذاشتند و حالت گریه بر خود می گرفتند نیامد! و همین نیامدنهایشان را مردم می دانستند که به انان پشت کردند هرچند داغ فراق میثم و ایمان را نمی توان از یاد برد و کم نمود و شوشتری ها سنگ تمام گذاشتند و هر که در شهر بود آمده بود.

تا روزهایی که کسی نمیرد فاصله بسیار است و در هر شهر قطعه ای را ساخته اند و چند نفر آرمیده اند و می گویند قطعه شهداست و در همه شهر فقط آنان نمرده اند !

یاد میثم و ایمان نوجوان آتش می زند و به تقدیر تسلیمیم اما شاید اگر جوان می شدند از کسانی بودند که نمی مردند و تصادفها در این دوره چقدر می میرانند ! دیگربس است باید هردو را خاطره نامید