شوشترندا

صدايي كه سالهاست گوش تاريخ را مي نوازد و تاريخ با افتخار مي شنود

 
دیروز
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٠
 

دیروز زیبا بود! برای آنان که زیبا نمی پسندند!از بالای پل که نگاه می کردی و اگز مهمانی آمده و در کنارت ایستاده بود نمی شد پایین پل که عرصه آبشارها و آسیابهای آبی ست را تماشا کزد!نمی شد پل شکسته و ویران شطیط را دید!به طرف بند میزان که می روی بالا و پایین پریدن خودروها و دور زدن در کنار بند را نمی بینی و پل شناور را که از رویش می گذری اطرافش را نمی توانی تماشا کنی تا گریه ات بگیرد! دید خیلی کم و گرد و غبار از حد مجاز گذشته بود!

دیروز برای دیگران شوشتر خیلی زیبا بود و گرد و غبار همه چیز را در درون خود پنهان کرده بود اما چرا زیبا پسندان نپسندیدند؟

می دانستند فردا می شود  و یوم تبلی السرائر 


 
 
حاج اکبر ارده چی درگذشت
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠
 

این مطلب که قبل از تشییع جنازه مرحوم ارده چی در روزنامه فرهنگ جنوب درج گردیده است ،برای ماندگاری بیشتر و اطلاع همشهریان و مطالعه کسانی که فرصت تهیه روزنامه را نداشتند در این وبلاگ می آورم تا به نحو شایسته از او یاد با احترام نموده باشم:

در این دنیا خیلی از آدمها آمده اندو چند صباحی زندگی کرده اند و رفته اند،خیلیها را نمی شناسیم  و بعضی را که می شناسیم خاطره ای از آنها را در ذهن نداریم ،بعضی از آنها آثار فاخر و ارزشمندی از خود بر جای گذاشته اند و همین اثر آنان را جاودانه نموده است و در اوراق تاریخ ثبت و سینه به سینه سجایا و اوصاف شان به نسلهای دیگر انتقال داده می شود و به عنوان یک الگو و نمونه و بهره گیری و الگو پذیری از مشی و شیوه و سیره اخلاقی آنان رهگشای بن بست های اجتماعی در اعصار خواهند بود  .

 آنان که در قلب مردم جاودانه مانده اند شاید یک شعر،یا یک جلد کتاب یا یک مکان مقدس را بنا نهاده اند،ویا با آفرینش و ابداع یک جریان تحول و نوآوری را برای جامعه به ارمغان آورده اند یا در تحکیم پایه های اعتقادی وباورهای ملی و دینی گامهای اساسی برداشته اند و شرایط و امکانات جدیدی را برای آرامش و رفاه و بهداشت روانی مردم و خدمت به جامعه انسانی رقم زده اند تا با تعیین این مسیر درست مطالبات جمعی محقق شوند .در زمره مردانی که نامشان در سینه ها می ماند می توان اکبر ارده چی را نام برد که از خاندانی سر و پا شور و شوق حسینی متولد شد.

حاج علی اکبر ارده چی از جنس مردان حرکت آفرین و تلاشگر و همسو با مطالبات مردم بود و در این راه شب و روز را نمی شناخت .او که با گذر از نامهربانی های روزگار عرصه های مختلف را تجربه نموده بود در سکوتی بهت انگیز دار فانی را وداع گفت و در این وداع تلخ که  در میان گود مقدس زور خانه و اجرای کباده کشی در ورزش باستانی که نشان از رزم آوری ایرانیان دارد عروج به سوی خالق لایزال را آغاز نمود.اکبر ارده چی که در دوران دفاع مقدس پشتیبان خوب و دلگرم کننده رزمندگان جبهه ها بود،در ایام محرم و صفر یاریگر هیئتهای عزاداران حسینی و خادم مقام ابوالفضل العباس و توقفش در روز عاشورا در سه راهی سادات شوشتر با قواره هایی که بر دوش مداحان اهل بیت می انداخت تا نوکری خود را به آستان اهل بیت و تجلیل از ذاکران و خادمان به تمام انجام دهد،در میادین ورزشی حضورش برای دلگرمی ورزشکاران و فریادهای مکررش که همیشه برای مساعدت و جمع آوری کمکهای مردمی شنیده می شد،تلاشها و پیگیریهای دائمی و دلسوزانه اش برای راه اندازی دانشکده علوم پزشکی در شوشتر ،حضور فعال در هیئتهای حل اختلاف برای رفع و رجوع مسائل مردم،حضور انر‍ژیک و موثر و بی ریا و شجاعانه ایشان در انتخاباتهای مختلف و اعتقاد به حضور حداکثری مردم و ترغیب و تشویق برای شرکت در امر انتخابات به عنوان یک وظیفه دینی و ملی ،و او یک پای ثابت مراسم و مجالس مذهبی و برنامه ها ی اجرایی بود و برای آبادانی شهرش از هیچ کوششی دریغ نمی کرد و شجاعانه بر خواسته هایش پافشاری می نمود و استوار در راه دفاع از انقلاب و آرمانهای آن سر از پا نمی شناخت .راهنماییها و همراهی هایش را که به یاد می آورم اشک مجالم نمی دهد و اگر برای مصیبت ها اشک نبود چه می کردیم ! راضی به رضای پروردگار یم و تسلیم اراده اش می شویم و باور می کنیم که دیگر با ما نخواهد بود.فردا گواهی خواهم داد که او برای آبادانی شوشتر تلاش بسیار نمود و برای همگرایی و وحدت مردم گامهای ارزنده ای برداشت و اگر مدرک تحصیلی نداشت ولی درسهای زیادی به دیگران یاد داد و با صبوری خیلی از گره ها را گشود .

حاج اکبر ارده چی از میان مردم پرکشید و رفت و قطعا"خلا او تا مدتها در شوشتر پر نخواهد شد این ضایعه اسفناک را به همه خادمان اهل بیت ،هیئتهای عزاداری حسینی و مردم شریف شوشتر تسلیت و تعزیت می گویم و از خداوند رب العالمین برای ایشان غفران و برای خانواده محترم شان صبر و شکیبایی طلب می نمایم.

 

 

 


 
 
ماجرای تعطیلی آبشارها
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ فروردین ۱۳٩٠
 

تعطیلات نوروزی امسال از استان آذزبایجان مهمان داشتیم و خوشحال بودم که می توانم با وجود آنان بهره ای از تعطیلات ببرم!

آنان را به چند شهر از خوزستان و اماکن دیدنی بردم که برایشان لذت بخش و گاهی شگفت انگیز بود !

اما دیدن شوشتر و آثار باستانی آن ماجرایی دیگر دارد که دلم را سوزاند! و نتوانستم آنچه را که متصور نمودم و در ذهن خویش پرورش داده بودم تا در یک فضای بصری به مهمانان انتقال دهم و بتوان با این انتقال بخشی از عظمت تاریخی زادگاهم را به مردم بشناسانم و در جلب گردشگر موفقیتی فراهم آید!و موجب مباهات و افتخار گردد! و باور کنید به جای حظ ،گریه کردم!

اما شرح ماجرا:

 ابتدا از طرف عبداله بانو به سوی اوراض آمدیم پس از بازدید از موزه مردم شناسی در خانه مرعشی که با همت و تلاش آقای عباس نژاد فتحی یک انسان غلاقمند و فرهنگ دوست راه اندازی شده است و پذیرایی گرم و استقبال در خور تحسین ایشان و عوامل اجرایی ،نگاه از درون خانه زیبای مرعشی به آبشارها بسیار زیبا و فضایی لذتبخش و واقعا"تماشایی را جلوی بازدید کنندگان می گذارد و همین نگاه گردشگران را مصمم و تشنه بازدید محوطه آبشارها می نماید ،بطرف آبشارها حرکت کردیم و سمت پل که پله های کمتری دارد و می توان با عبور از درون دروازه قدیمی و تماشای سوغاتیها و یا خرید به محوطه وارد شد ،ابتدا روی پل قرار گرفتیم و توضیحی در مورد کارخانه برق نمکی دادم و مردم را با کودکان در قسمت کارخانه یخ سابق می دیدم و با خود می گفتم مسافران چه لذتی می برند و هنوز می توانند از آبشارها بازدید کنند!

بطرف ورودی سازه های آبی رفتم و جمعیت زیادی توقف کرده بودند و هرکدام با لهجه خاصی سخن می گفتند که بیش از همه گیلکی کاملا" معلوم بود و چند نفری از شیراز،نگاهم را به درب ورودی انداختم زنجیر بزرگی دورش پیچیده و قفلی بزرگ روی زنجیر زده بودند ،عقربه های ساعت١٨/٢١ دقیقه را نشان می داد نظافتچی پله ها را جارو می زد او را می شناختم پرسیدم: احمد آقا چرا درب قفل است؟ گفت:تعطیل است

گفتم: مسئول اینجا کیست؟گفت پایین هستند

گفتم: میتوانی درب را بازکنی؟گفت : کلید دست خودشان است

گفتم:صدایشان بزنید تا بیاید

گفت:پهلوی خانواده اش نشسته است و نمی توانم تا آنجابروم

صدای مسافران فریاد شده بود ومی گفتند ما شاید در سال یک بار اینجا بیاییم و می خواهیم از فرصت استفاده کنیم ،آنها که تلاش می کنند و جهت جذب گردشگر تبلیغ می نمایند بهتر نیست در تعطیلات زمان بازدید از اماکن و آثار تاریخی را بیشتر کنند؟ آیا این شیوه با تبلیغات گردشگری منافات ندارد؟

با لهجه شوشتری افرادی که داخل بودند را صدا زدم ابتدا یکی سرش را برگرداند و بعد از پله ها به سمت پایین رفت دوباره صدازدم و کسی پاسخی نمی داد به آقایی که تکیه اش را به نرده ها داده بود و رودخانه را تماشا می کرد بانگ زدم آقا وقتی درب را می بندند کسانی که در داخل می مانند خدای ناکرده گوششان کر می شود؟ جلو آمد و گفت من مسئول نیستم بلکه مدیر کل از اهواز دستور داده اند بعد از ساعت ۵/٨ درب بسته شود و کسی را راه ندهیم!گفتم:چه وسایل قیمتی در اینجا هست که به سرقت برده شوند؟ دوباره گفت:نمی دانم بروید از مدیر کل در اهواز بپرسید!

سر و صدای مسافران بیشتر شده بود و هرکدام جمله ای را نثار مدیر کل می نمودند و من با غروری شکسته و چشمانی قرمز بدون یافتن گوش شنوا غریبانه در زادگاهم به طرف خیابان برگشتم و در جمع مهمانان نوروزی با آقای پور فرخی مدیر کل میراث فرهنگی استان خوزستان تماس گرفتم و گوشی را روی آیفون گذاشتم ،ابتدا از ایشان پرسیدم در کجا هستید؟پاسخ دادند در ستاد مرکزی مهمانان نوروزی ! با شنیدن این جمله نگاهها را می دیدم که به گونه ای دیگر است یعنی تا آنموقع در ایام تعطیلات حضور یک مدیر برای رتق و فتق امور بسیار حسنه و ردیه ای برای ادعا ها کذایی بود.

ماجرا را برای ایشان تعریف کردم و گفتم از قول شما می گویند که ساعت بازدید محدود است و دربها باید بسته شوند؟ایشان تکذیب نمودند و در همان جا با هرکدام از مسئولین شوشتر تماس گرفتند موفق به برقراری تماس نشدند و قول دادند پیگیری نمایند ٢٣ دقیقه مدت زمان این مکالمه بود. مهمانان نوروزی وقتی که صدای ایشان را که از آیفون گوشی می شنیدند گفتند از ایشان برای ما حلالیت بطلبید و اعمال سلیقه منطقه ای موجب محدودیت و بروز اتفاق شده است بنا بر وظیفه این مطلب را نگاشتم .

دست از پا درازتر و خجل نزد مهمانان از اینکه در شهرم چنین شد به طرف پردیس مستوفی روانه شدیم جلوی رستوران مستوفی جناب آقای پورفرخی مدیر کل محترم میراث و گردشگری تماس گرفتند و نتیجه پیگیری را به اطلاع رساندند و گفتند: می توانید تا هر ساعتی از آبشارها بازدید کنید و ما گفته ایم که آثار شوشتر بطور خاص و ویژه برای گردشگران مهیا شوند !و مسئله را پیگیری و با افراد برخورد خواهم نمود چون ما موظف به تکریم مردم هستیم .حتی وقتی از کسی نام بردم ایشان فرمودند: من کار به افراد ندارم برای خدمت وظیفه دارم امکانات را فراهم کنم و هرکس مسئول عمل خودش می باشد.

متوجه دستهایی شدم که آثارباستانی و میراث فرهنگی برایشان نان و آب شده است همانهایی که پشت دربهای بسته در انظار مسافران فرشها را روی زمین انداخته اند و با خانواده در خلوت آبشارها لذت را بین اعضای خود تقسیم می کنند و به دیگران می خندند!! و هرکس بخواهد در این حریمی که برای خود ساخته اند وارد شود باید شکسته شود! اعمال سلیقه برای ماندن در این سرا و تناول بر سفره ای که دیگران گشوده اند و رنج و تعبش را خریده اند گزینه انتخابی کسانی ست که بجز بدبینی و گریز سرمایه هیچ ره آوردی برای مردم نداشته اند

من به عنوان یک شوشتری تا کنون سکوت نموده بودم آنهم به دلیل غدم وقوف از جریانات و عدم حضور فیزیکی در شهرستان و در قبال کلام و مقال دیگران تصمیمی نمی گرفتم و یا قضاوتی نمی کردم اما امروز با روشن شدن ماجرا و شناخت نسبی از جریانی که با فضا سازی دستی در ایجاد حاشیه و ناامنی روانی دارد می گویم که بگذارند دلسوزان فرهنگ و سرمایه گذاران برای رونق و اعتلای شوشتر برنامه ها را به پیش برند .

نشنیده ایدکه شوشتر دارالمومنین است ؟و مومنین محب آل علی(ع) می باشند و نشنیده اید که هر که با آل علی در افتاد بر افتاد؟

البته لازم می دانم از همه کسانی که همکاری نمودند و تلاش کردند و تلاش می کنند صمیمانه تشکر وقدر شناسی نمایم واقعا" برای حضور مهمانان نوروزی در شهرستان سنگ تمام گذاشته بودند حتی پل نیمه تمام شطیط را همبرای حل مشکل ترافیک باز کرده بودند و یک تشکر جانانه وویژه از آقای عباس نژاد فتحی که موجب غرور و سر بلندی نزد مهمانان شد و گرم بودن برخورد ایشان فراموش ناشدنی بود.

ای کاش این هماهنگی و یکدلی در اجرا بین نهادها و سازمانهای شهری همیشگی بود! 

 


 
 
موزه مردم شناسی
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٠
 

موزه مردم شناسی در خانه مرعشی شوشترحاصل بیش ازسی سال تلاش آقای عباس نژاد فتحی است که مورد استقبال گردشگران قرار گرفته است.

این موزه بدون کمک از هیچ سازمان و نهاد ی با هزینه شخصی عباس نژاد فتحی به دلیل علاقه جهت ارتقا فرهنگی و توجه به هویت تاریخی و میراث فرهنگی و پاسداشت آنان برگزار شده است لذا جا دارد از این حزکت ارزشمند الگو بگیریم و از ایشان صمیمانه تشکر و قدردانی نماییم.

روز پنج شنبه ١١/١/٩٠ برای قدرشناسی و حمایت از این حرکت خداپسندانه از نمایشگاهی که حاصل رنج فردوسی وار برادر عزیزمان می باشد بازدید کنیم و یک شاخه گل تقدیم نماییم و دست مریزاد بگوییم .

دوباره بر مقدمه مکتوب موزه خواهد نگاشت:

بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی 


 
 
قابل توجه شورای شهر شوشتر
نویسنده : ع - سوارنژاد - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ فروردین ۱۳٩٠
 

روزهای جمعه گذر مشتاقان و دوستداران و مسافران بیشتر به شوشتر می افتد .

پل گرگر مسدود است و تنها راه ارتباطی برای خروج از مرکز شهر و زیارت بقاع متبرکه بلوار جدیدی ست که در تلاقی آن با خیابان پل علامه شیخ میدانی قرار گرفته است و به طرف جاده مسجدسلیمان می رود و دقیقا" اطراف آن میدان روزهای جمعه دستفروشان تجمع می کنند و نام جمعه بازار بر آن نهاده اند و بطور کلی ایاب و ذهاب و تردد وسایل نفلیه را مختل و ترافیک را چنان سنگین می سازد و راه بندانی بی سابقه بوجود می آید که در چهره هر کس نگاه می کنی عصبانیت و بر لبش نفرین و گلایه و چینهای پیشانی اش بسیار و ابروانش در هم کشیده اند و لبخندهای همیشگی را برلب ندارند.

باید برای جمعه بازار فکری کرد!و این طرح من در آوردی آشفته بازار را برچید و لبخند بهاری را بر لبها نشاند و برای مسافران تسهیلات فراهم نمود! بهترین تسهیلات برای مسافران و گردشگران آسان نمودن راههای ارتباطی با مناطق گردشگریست که فعلا با این شرایط و بر اساس اضطرار شیوه اجرایی موجود با آن منافات دارد .

اعضای شورای شهر بجای ورود در فضاهای زودرس انتخاباتی به قولهایشان عمل کنند و بیش از این تعلل ننمایند که حافظه تاریخی مردم بسیار قوی و هوشمندانه است و قلبها فقط افراد صادق را در خود جای خواهند داد.