شوشترندا

صدایی که سالهاست گوش تاریخ را می نوازد و تاریخ با افتخار می شنودوراه را باز می یابد

شهدا نام ماندگاردر تاریخ
ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: خاطره ، شهید ، اخلاق ، ایثار

گاهی نوشته ای یا یک مصرع شعری جرقه ای می شود برای پرواز و گاهی بهانه ای می گردد برای  آشکار شدن مظلومیت باورهایت که جوانی ات و رفقایت را برایش داده ای تا گریه کنی و در فرط تنهایی شکایتها را نزد همان ببری که شهدا بسویش پرواز کردند و ما در انتظار پرواز در تماشای بالهایی که گشوده شد ماندیم وامروز سلاح را عوض کردیم تا شاید بتوانیم آسمانی شویم و اشکها را گواه گرفتیم برای اینکه خدا را راضی کنیم و به مهمانی خوانده شویم (یامن رأس ماله الرجا و سلاحه البُکا) زمزمه ای شد تا نا امید نشویم و مبادا شهدا این گوهر های تابناک هستی را به فراموشی بسپاریم و دل به تاریکی ببندیم!گریه می کنم:

رفتند رها ز عالم خاک شوند

تا آنکه همه راهی افلاک شوند

گرنسل به نسل بگذرد ممکن نیست

از دفتر اندیشه ما پاک شوند

آیین غبار روبی مزار شهیدان در هفته دفاع مقدس برنامه ای است که هر ساله انجام می گیرد تا آن پاکبازان مخلص که جان به جانان سپردند و دفاع را تقدیس کردند و برکت به این دیار دادند مورد قدر شناسی قرار گیرند و نام آنها در زندگی امروزی تکرار شود تا زندگی متبرک گردد و بر مدار اخلاق ادامه یابد و الگوها ی رفتاری به زیبایی عیان گردند و حرکت بسوی رستگاری شتاب گیرد و اهل این دیار بداند که هر چه هست از برکت نام این شهیدان است و ره آورد ایثار و فداکاری آنان به مردم آسایش و امنیت است و عدم توجه به این نامهای بزرگ کفران نعمت و ناسپاسی است و خط قرمز کشیدن بر برگی زرین از تاریخ مقدس این دیار است که با نام شهیدان مزین گردیده است که هر کس چنین پندارد و قصور کند دست رد بر سینه اش خواهد خورد .

در سینۀ خود داغ فراوان داریم

بنویس براین عقیده ایمان داریم

امنیت و آسایش خود را امروز

از برکت خون های شهیدان داریم

در هفته دفاع مقدس مزار شهیدان را غبار روبی کردند و همرزمان شهیدان برای شفا غبار را بر سر و صورت خود کشیدند و در این برنامه فرشتگان نیز همراهی کردند و به تماشای اخلاص در رفاقت نشستند و دعای حاضران را آمین گفتند و متعجبم در این ضیافت عاشقانه شهیدان چرا مسئولان خود را محروم ساختند و حضور نیافتند!؟ هر جا نام شهیدان است فرشته هست و همنشینی با فرشته ها برکت است و فیض و اما آنان که از این فیض محروم شدند فردا باید جوابی برای نبودن ارائه کنند اگر چه امروز کسی سئوالی نمی پرسد ! فردا غوغا می شود از گریه و مرا نیز تماشای تصویری از مراسم غبار روبی گلزارشهدا بهانه ای شد برای گریه و مصرعهایی که تسکین می داد .

IMG_8653 (Copy)

براستی هنوز خانواده های شهدا هستند همانهایی که امام عزیز امت آنان را چشم و چراغ ملت خواندند و می توانند از حماسه های فرزندان بی ادعا بگویند جای تعجب دارد که چنین انواری را برنمی تابیم و به تاریکی می گریزیم که بینایی تاریک نشینان نور گریز مشکل پیدا خواهد کرد و وای بر بی بصیرتهایی که گمان می کنند شهدا به فراموشی سپرده می شوند! فردایی که می آید بازهم نامها تکرار می شوند و شهدا گواهی می دهند بر آنانی که در رفاقت استوار ماندند و ناامید نشدند و  به بزرگی نام حماسه سازان تاریخ معاصر افتخار کردند و مورد ستایش قرار دادند و تکریم نمودند تا همه نسلها از فروزش نور شهیدان بهره گیرند و حقیقت را در یابند و به سرزمین خویش ببالند .

مسئولین که از برکت خون شهیدان به منصب رسیده اید جایتان خالی ! همرزمان وفادار شهدا درود بر وفاداریتان که بر عهد خویش ماندید ، و یاد شهیدان ماندگار است و از جامعه زدوده نمی شود نباید خود را از این فیض محروم سازیم شهیدان بی نیازند ما خیلی نیازمندیم خاطره هر شهید روح را جلا می دهد و عشق را معنی می کند چه زیباست این خاطره ها مرور شوند تا امروز بیشتر بدانند و خوشا به حال فرشتگان.


پیشنهاد استادعیسی سجادی
ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ مهر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: سجادی ، شوشتر ، کتاب ، میراث

استاد حاج عیسی سجادی از مردان بی ادعای شوشتر است که در طول عمرش خدمات شایانی در حوزه ادبیات و میراث فرهنگی به جامعه ارائه نموده است و از هر فرصت ممکن استفاده می نماید و علیرغم مشکلات کتابی را منتشر می سازد تا دانسته هایش را با مردم تقسیم کند و زکات علمش را بپردازد . در مطلبی که به معرفی عبدالحمید حاجی پور پرداخته ام کامنتی گذاشته اند که برای مسئولان و متولیان و دوستداران میراث فرهنگی قابل توجه است و باید پیشنهاد و راهکار این ادیب فرزانه را ملحوظ نظر قرار دهند و تقویت کنند در قسمتی از آن نوشته اند :

شهری که در دامان پر مهر خود بسیاری از دانشمندان خدا جو را  پرورش داده و  وارد خدمت به کشور خدایی ایران نموده است ای کاش این بزرگواران برای احیای صنایع دستی مشهور شوشتر تلاشی مضاعف می کردند تا اساتید فن زنده اند صنایع جهانی شوشتر مانند دیبا از یادها نرود بنده ناچیز بیش از 315 شغل منسوخ شوشتر را شرح داده ام که عنقریب تمهیدات چاپ آن را فراهم خواهم کرد  ای کاش مانند شهر یزد که از نظر صنایع دستی خواهر دوقلوی شوشتر است روزی  دو باره این صنایع احیا شود هرچند با ماشینهای امروزی . شوشتر بهتر از شمال ایران  استعداد کشت پنبه را دارد و از نظر منابع برای صنایع خود کفا می باشد این فرهیخته گان  می بایست آموزه های خود را برای زنده نموده صنایع شوشتر و ایجاد کار بکار گیرند به امید آنروز

به دوستداران میراث فرهنگی که در شوشتر تعداد کمی هم نیستندتوصیه برادرانه و خیر خواهانه می کنم  و استدعا دارم جهت تشویق استاد و همچنین احیای صنایع دستی شوشتر به جای تشکیل جلسات با مسئولین که البته آن هم در جای خود ضرورت دارد به این نکته استاد در مورد صنایع دستی توجه جدی نمایید و بیایید کمک کنید کتاب مورد اشاره استادعیسی سجادی چاپ شود و آنها را برای تقدیر از ایشان پیش خرید نماییدتا گامی در راستای تحقق پیشنهادش برداشته شود ضمن اینکه خدمتی ماندگار با نشراین اثر مکتوب به میراث فرهنگی نموده اید . در روزهای سخت مردم شوشتر همیشه بخوبی خود را نشان داده اند و این حرکت نمایشی در روز سخت است.ای کاش جناب حاجی پور اگر این مطلب را مشاهده کرده اند پاسخی در خور توجه به این همشهری فرهیخته دلسوز  ارائه می نمودند.


استاد عبدالحمید حاجی زاده شوشتری
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: میراث ، شوشتر ، کتاب ، مشاهیر

از جمله شهرهای مهم تاریخی در کشور که میراث فرهنگی گرانباری را در خود جای داده است و در نگاه جهانیان از اهمیت برخوردار است شهرستان شوشتر می باشد که دغدغه مردم آن حفظ و مراقبت از این میراث و توجه به آنها بعنوان یک سرمایه بزرگ است .باید دانست که این میراث و یادگار نیاکان با یک نگاه کارشناسی و وجود افراد کاردان و خبره در این امر میسر می گردد و هرکسی نمی تواند در این موضوع وارد شود ! از میان افرادی که در کشور برای صنایع دستی که شهر شوشتر تاریخچه ای گرانبها در تولید این آثار دارد می توان همشهری خوب خود را نام ببریم که در مجامع و محافل کمتر از وی یاد می شود و از توانمندی علمی این استاد قرزانه استفاده می شود .عبدالحمید حاجی پور شوشتری رییس سابق سازمان صنایع دستی کشور برادر بسیجی شهید مجید حاجی زاده و فرزند حاج عبدالصاحب که از کسبه سرشناس شوشتر است یکی از نادر کارشناسان و استادان صنایع دستی کشور است که لازم است تا وی را معرفی کنیم و از این ظرفیت برای توسعه شهرستان بهره بگیریم

تصویر استاد

عبدالحمید حاجی پور شوشتری در سال 1338 در محله دکان شمس شوشتر متولد شد و با تلاش و پشتکار مدرک دکترای مدیریت بازرگانی خویش را از کشور هندوستان اخذ نمود و هم اکنون بعنوان عضو هیئت علمی مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی به تربیت دانشجویان مشغول است.

مشاغل نامبرده در مدت 22 سال خدمت صادقانه در دولت :

مشاور بازرگانی سازمان صنایع دستی ایران (وزارت صنایع و معادن)    70-1367

مدیر صنایع دستی استان تهران 78-1371

معاون امور فنی و پژوهشی سازمان صنایع دستی ایران  79-1378

معاون آموزش، تحقیق و توسعه سازمان مذکور 80- 1379

عضو هیات مدیره و قائم مقام سازمان صنایع دستی ایران 84-1381

سرپرست سازمان صنایع دستی ایران 82-1381

معاون امور فنی و اقتصادی سازمان صنایع دستی ایران  83-1381

مشاور و قائم مقام معاون وزیر صنایع و ریاست سازمان صنایع دستی ایران 84-1383

معاون تحقیقات، برنامه ریزی و همکاریهای بین المللی سازمان مذکور  85-1384

معاون آموزشی واموردانشجویی مرکز آموزش عالی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری 1385

رئیس مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی از 1385 تا 1391

او 20 سال فعالیت دانشگاهی و سوابق تدریس در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد را در کارنامه اش دارد و در دانشگاههایعلامه طباطبائی- شاهد- پیام نور- آزاد اسلامی- مرکز آموزشهای تخصصی آزاد(اکو)- شرکت گسترش خدمات بازرگانی( وزارت بازرگانی) – مرکز آموزش مدیریت دولتی- مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری تدریس نموده اند همچنین راهنمایی 25 مورد پایان نامه  های کارشناسی ارشد در دانشگاههای علامه طباطبایی- پیام نور البرز - آزاد اسلامی و مرکز آموزش مدیریت دولتی را بعهده داشته اند.

از تالیفات نامبرده می توان :

  1. حقوق بازرگانی بین الملل- 1387
  2. فرش و حقوق مالکیت فکری- 1387
  3. مدیریت منابع انسانی- 1388
  4. مکتب ها، سبکها و جنبش های ادبی و هنری جهان تا پایان قرن بیستم- 1389 را نام برد.

 استاد حاجی زاده شوشتری در مجامع و شوراهای متعدد علمی و اجرایی عضویت داشته اند که :

عضویت در هیات داوران بین المللی یونسکو برای برنامه مهر اصالت تاجیکستان – 2007

عضو شورای عالی صنایع دستی ایران از سال 1386 تا 1389

عضو کمیته ملی توسعه منابع انسانی بخش گردشگری کشور از سال 1386 تا کنون

عضو هیات مدیره سازمان صنایع دستی ایران 84 – 1381

عضو کارگروه بررسی آثار الحاق WTO  در وزارت صنایع و معادن 83-1381

عضو کمیته ترجمه و متون چهاردهمین مجمع عمومی شورای جهانی صنایع دستی- 1369

عضو کمیسیون تحول اداری سازمان صنایع دستی ایران 84- 1381

عضو کمیته آموزش فنی و حرفه ای استان تهران 80-1379

عضو شورای صنعت استان تهران- 80- 1378

عضو کمیته تخصصی فرعی خدمات فنی و بازرگانی استان تهران 80-1376

عضو شورای برنامه ریزی و توسعه استان تهران 80-1374

عضو کمیته هماهنگی اشتغال استان تهران 80-1375

عضو کمیته توسعه صادرات غیر نفتی استان تهران 80-1376

عضو موظف هیات مدیره شرکت صنایع دستی منطقه شمال کشور 78-1376

عضو کمیته صنعت و معدن استان تهران 80-1377

عضو شورای پژوهشی سازمان صنایع دستی ایران 86-1384

نایب رئیس و عضو شورای عالی فنی پژوهشی و هنری سازمان مذکور 84-1382

رئیس کمیته انتخاب آثار موزه ای سازمان صنایع دستی ایران 85- 1384

نماینده سازمان صنایع دستی ایران در مجامع عمومی و فوق العاده 84-1382

عضو شورای ارزشیابی و تعیین درجه هنری هنرمندان از سال 1389 تاکنون را می توان برشمرد

طرحهای تحقیقاتی:

نقش کار آفرینان در شکل گیری و رویکرد اقتصاد نوین شبکه مدار-1387

تحقیقی پیرامون بازارهای هدف مصنوعات صنایع دستی ایران-1380

طرح تحقیقاتی تعیین سهم صنایع دستی در توسعه کشور-1387

استاد عبدالحمید حاجی زاده شوشتری را می توان به عنوان یک ظرفیت بزرگ برای شهر شوشتر از وی بهره گرفت و گامهایی را برای توسعه صنایع دستی در شوشتر با حمایت و هدایت ایشان برداشت .


یا امام رضا(ع)
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شعر

 

اذن دخول عرش خدا ذکر «یا رضا»ست 

 

پس هرکه گشت زائر او زائر خداست

میلاد هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را تبریک می گویم


مسیر آزاد راه خلیج فارس
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، جاده ، کتاب ، اهواز

مسیر تعیین شده برای احداث آزاد راه تهران به بندر امام خمینی(خلیج فارس) از طریق اهواز- شوشتر - دزفول - اندیمشک با در نظر گرفتن هزینه ها و رعایت نکات امنیتی و مسائل ترافیکی طی کار کارشناسی سالها پیش با داشتن تجربه در دفاع مقدس به منظور ایمن بودن ارتباط مرکز با بنادرانجام گرفت ،اما لابی های درون قدرت باهدایت معاون عمرانی وقت استان که بعدها به مدیریت توسعه راههای کشورمنصوب گردید با متوقف نمودن طرح تلاش نمودند تا این مسیر را به اهواز - شوش - اندیمشک تغییر دهند تا حدودی موفقیت حاصل گردید و برای تثبیت آن به دلیل اهمیت استراتژیک طرح باید ادله اقناعی ارائه می نمودند هر چند اجرای طرح اعلام و پیمانکار مربوطه به رغم هزینه های بسیار در این مسیر و کار کارشناسی درازمدت  با لابی هائی به ناحق و در سکوت محض و بی تفاوتی مسئولین و نهادهای مردمی و افراد موثر ،تامین گردیده بود و مقررشدبعد از عملیات پل زال به تجهیز کارگاه در مسیراهواز- شوش - اندیمشک اقدام کنند! که پیگیریهای افراد مختلف و توجیه منطقی کارشناسان مانع از اجرای این تغییر گردید و در کارشناسی مجدد و البته خلع لابی ها از درون قدرت و همچنین بررسی تبعات توقف طرح در افکار عمومی و چگونگی تامین منابع نتیجه داد تاخبیرمعاون سیاسی استانداری خوزستان اعلام نماید: سه گزینه برای اجرای این طرح وجود داشت که دو گزینه بدلیل مشکلاتی که در مسیر داشتند قطعا رد شده و مسیر نهایی این آزاد راه از مسیر شوشتر، به دزفول و اندیمشک خواهد بود و مطمئن باشید که این مسیر عملیاتی خواهد شد.خبیر افزود: این مسیر کمترین مشکل را در بازگشایی، تملک و معارضین دارد بنابراین این مسیر تعیین و کارهای آن نیز در حال اجرا است.

یعنی اینکه در تصمیمات گذشته تجدید نظر گردید و مسیر به همان نتیجه ای که کارشناسان اذعان نموده اند خواهد رسید ولی هنوز تثبیت نشده است و لازم است تا پیگیریها برای اجرایی شدن آن و ایجاد کارگاه عملیات انجام گیرد و با اطلاع رسانی افکارعمومی را نسبت به مسئله حساس نمود که در این امرنماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی بیش از دیگران مسئولیت دارد  . نگاه منطقی دولت را در اجرای این طرح ارج می نهیم و تلاشهایش را قدر می شناسیم. بدون تعصب منطقه ای باید بگوییم که این مسیر علاوه بر صرفه جویی در هزینه ها و ارتقا ضریب امنیتی می تواند بخش بیشتری از استان را رونق اقتصادی بخشد .جاده یعنی سرعت دادن به حرکت بسوی توسعه ، معاون سیاسی استاندار خوزستان برخلاف گذشته که معاون عمرانی این موارد را اعلام می کرد با اظهار نظر نشان داد که به افکارعمومی بها می دهند و از منظر سیاسی و امنیتی این مسیر برای امنیت و توسعه ملی مناسبتر است و معاون مقتدایی کتاب گمانه زنی و لابی قدرتمداران را بست و خیال همه را راحت کرد .


روز پزشک گرامی باد
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

اول شهریور سالرز تولد ابوعلی سینا که به عنوان روز پزشک نامگذاری شده است را به همه تلاشگران عرصه سلامت بویژه کارکنان دانشکده علوم پزشکی شهرستان شوشتر تبریک و شادباش می گوییم و تلاشها ی آنها را ارج می گذاریم و قدر شناس زحمات آنان هستیم و برایشان از خالق هستی سلامتی خواهانیم.

یاد پزشکانی که سالها به شوشتر خدمت کردند و رخت از جهان بسته اند همچون دکتر محمد جواد حبیبیان که سالها به طبابت صادقانه پرداختند و جای خالی شان را در این روزاحساس می کنیم  گرامی باد و برایشان طلب آمرزش می نماییم.


درد بی طبیب
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شعر ، اهواز ، گردوغبار

بچگی موسم بازیگوشی و جست و خیز است،حیاطهای بزرگ و سنگفرش از خشت و دویدن دور حوض و یا بستن طناب به شاخه درخت و تاب خوردنهایی که لذت زیادی داشت و یا طی کردن چند باره پله های سنگی رو به پشت بام بودن در شوشتربرای بچه ها لذت بخش می نمود،

گاهی طاقت بزرگترها از سر و صدای بچه ها سر می رفت و نه از ته دل بلکه از فرط بی طاقتی نفرین می کردند و ماهم بی خیال بودیم ! به یاد می آورم خانه مادربزرگ با جمع زیادی از بچه ها که محله را از سر و صدا بر می داشتیم و پیرزنهای همسایه که با کلافگی از لب ایوان پایین می آمدند و از خانه بیرون می رفتند، بی بی تنها می شد و طاقتش بسرمی آمد و از رفتن پیرزنهای اطرافش دلگیر بود و غُرغُر می کرد،

صدای جیغ پسر خاله با صدای نازکش اعصاب را سوهان می کشید !بی بی چاره ای نداشت و برای آرام کردن بچه ها هندوانه ای را قاچ می کرد و به بچه ها می داد اما کارساز نبود و جیغ های ممتد فضا را تسخیر می کردند وبهم پریدنها وپرتاب پوست هندوانه هم قشقرقی دیگر می شد!

مادربزرگ توان رفتن به شوادون را نداشت وازپله های آن برایش خاطره ای باقی مانده بود، چنان اذیت می شد و گاهی از کوره در می رفت که با صدای هر جیغ جمله ای را تکرار می کرد:ای درد بی طبیب!! سالهای بسیار می گذرد و انگار این جمله مادربزرگ از ته دلش برخاسته بود و به درد ی گرفتار شدیم که طبیبی برای درمانش یافت نمی شود نه من بلکه همه  اهالی شهر ! به مرض مزمن گرد وغبار و هجوم ریزگردها عادت کرده ایم و هر چه فریاد می زنیم خبری نیست ،صدایمان هم  هرگز مانند بازیگوشی در خانه مادربزرگ بالا نمی آید و تنگی نفس کلافه کننده شده است و چاره ای هم نداریم و طبیبی را برای درمانش نمی یابیم هرروز گوشها را برای خبر هواشناسی تیز می کنیم و هیچکس را بیشتر از کارشناس هواشناسی بخش خبری در سیما نمی شناسیم!،

مادربزرگ سالهاست بار سفر را بسته و در خاک آرمیده است و نیست تا نزد او برویم و دستش را ببوسیم و از محقق شدن جمله اش که از فرط کلافگی می گفت برایش بگوییم و از وی بخواهیم تا حلالمان کند که حالا می فهمیم معنای جمله اش را که از ته دلش بیرون آمده بود! شاید از این درد بی طبیب رها شویم !گفتند که گرد وغبار ناخوانده مهمان می شود و در راه است !خدانکند بیاید!

سالها پیش آقا مصطفی سوارنژاد شعری را در مورد گرد و غبار سروده بودند و به نشریات ارسال کردند و پس از چند سال دو باره آنرا از صندوقچه اسناد بیرون می آورم و می خوانم انگار دیروز سروده است ! نمی دانم این بار می شنوند؟  

گرد بنشستست ،چون مهمان به خوان شهرمان

زرد پوش اندام گشته ، آسمان شهرمان

 

در دل اهواز مینالید و رخسارش کبود

پل سفید ، آن روسپید قد کمان شهرمان

 

چون سپاه خاک بر ارابه های باد شد

در خطر افتاده جان ساکنان شهرمان

 

هاله ی سرخی چو نار ، بر آسیاب شوشتر  

شعله ها خوردند تاریخ گران شهرمان

 

ریز ریز از عمر مردم این غباران کاستند

نرم نرمک کاستند از جام جان شهرمان

  

سالها عهدی ست مابین غبار و آسمان

سالها در خانه و خواب است خان شهرمان


جوان گتوندی نماد شکوه معلمی
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: درگذشت ، آموزش و پرورش ، اخلاق ، پدر

 

خبر رسید ملا جواد یزدان پناه رزمنده پیر گتوندی و پدر دوست و همکار و همرزم گرامی علی نقی یزدانپناه دارفانی را وداع گفته است ، بنا بر وظیفه اخلاقی با جمعی از دوستان  و کارشناسان آموزش و پرورش استان عازم شهرستان گتوند شدیم تا در مراسم تشییع آن مرحوم شرکت نماییم تا ضمن ابراز همدردی با خانواده اش بخصوص فرزندبرومندش که سالها در عرصه آموزش و پرورش منشأ خیر بوده و تلاشهای زیادی نموده است و هم اکنون خادم فرزندان عشایر کشور می باشد از خدمات ملاجواد در عرصه دفاع مقدس نیز قدر شناسی کنیم . بعد از مراسم تشییع باشکوه آن رزمنده پیرگتوندی ،همکاران فرهنگی جهت تسلیت به خانواده معلمی جوان به نام محمد فتاحی که دارفانی را وداع گفته اند بسوی خانه آن مرحوم حرکت کردند و من نیز همراه شدم و به رسم رایج امروز مشاهده بنرها و پلاکاردهایی که برای عرض تسلیت بر دیوار خانه نصب شده بود با نامها ی گوناگونی از افراد و نهادها، پرواز زودرس یک جوان موچب تأسف و تأثر می گردید . پلاکاردها باور مرگ یک معلم جوان را به هرعابری میدهد و یک حس همدردی است ولی  یک کلمه گاهی عابری را متوقف می کند و در این درنگ دریایی واژه رادر تفکرش شکل می دهد و پرسشهایی را بوجود ی آورد و مرور می کند بودن را و احساس می کند بدهی بزرگی به اهل ای خانه دارد و مدیون آنهاست و برای ادای دین باید بتواند با فراگیری عمق آن واژ ه ها زندگی بسازد و  ارتباط انسانی و مردم مدارانه را با نشر واژ ه ها که گنجینه مهربانی هستندتقویت کند، روی یکی از پلاکاردها نوشته شده بود: جلوه ای از ایثار ، با این جلوه باشکوه که نمایش نشاط آوری و پویایی اجتماعی را عیان می سازد با کلمه ای که رمز خدا باوری انسان است درهمان لحظه توقف از عبور ، عابر در می یابد سخن از مخلوقی است که موسم جان باختن به دیگران جان بخشید و آن گاه است که عبور خود را مدیون چنین رفتگانی می بیند که تصویرش لبخند می زند و در لبخندش زندگی را نوید دهد و طلوع خورشید را در موسم هر صبح با اهداجوانی اش تقدیم می کند به آنان که نمی شناسد ولی می داند زندگی را دوست دارند.

محمد فتاحی جوان برومندی از شهرستان گتوند معلمی بود با بیست و شش سال سن که درمدارس آموزش و پرورش شهرستان اندیکا ریاضی تدریس می کرد و پدرش نیز کسوت معلمی داشت و هردو باید درس می دادند و چه خوب و زیبا درس دادند و زیباتر آن است تا دیگران نیز در فراگیری درس بتوانند قدرت درس پس دادن داشته باشند ، وی در سانحه تصادف بر اثر مرگ مغزی به کما میرود و پس از چند روز خانواده اش که مزین به فرهنگ و نام معلمی هستند به اهدا اعضای بدن آن جوان به نیازمندان، رضایت می دهند و موجب نجات جان 6 نفر دیگر از همنوعان می گردد و به آنان زندگی می بخشند تا با این ایثار و فداکاری ،عظمت و شکوه معلمی را با زیبایی که زیبا پسند خالق می پسندد به نمایشی سرشاراز صدق بگذارد که معلم همیشه و در همه حال با تأسی از معلم بزرگ انسانها حضرت اباعبدالله(ع)  زندگی می بخشد، در حیات یاد می دهد چه بسازیم و کجا باید رفت تا به بیراهه نیفتاد و به مقصود رسید و با مرگ حرکت و رمز نمونه شدن و چگونگی ترنم سرود زندگی  و چگونه ساختن آهنگی برای زیستن و رفتن را یاد میدهد و معلم ایثار مرحوم محمد فتاحی معلم جوان گتوندی در تاریخ این مرز و بوم ماند. وارد خانه اش که شدم ،فاتحه ای خواندم ، تصویر معصومانه اش اشکهایم را جاری می کرد ولی وی از درون قاب انگار می خندید که خندیدن را به 6 انسان هدیه داده است و به من  می گوید باید بر خویش اشک بریزم و پنهانی اشکی می ریزم .

پیشنهاد دادم کمیته نامگذاری شهرستانها مدارسی را با نام مرحوم محمد فتاحی نامگذاری کنند تا هم شکوه معلمی را به تصویر در آورند و هم یک الگوی نمونه به جامعه ارائه نمایند ، هدف خلقت همین بوده است که ‌از آزمون خدمت به انسانها سربلند بیرون آییم و خانواده فتاحی چه زیبا گفتند و بیرون آمدند.

از گتوند که بیرون می آیم ، باخود می گویم : آن پیرمرد  هم آن روزها درجبهه گاهی نکاتی آموختنی می گفت و امروز پس از سالها بازهم  این رسالت را فراموش نکرد و برای حضور در مجلس ختم ملاجواد یزدان پناه باز آموختم که با مرگ هم یاددادن تمام نمی شود و معلمی امری مستمر برای انسان است چه بخوبی محمد فتاحی که معلم ریاضی بود جمع و تفریق زندگی را آموزاند و معلم چه شکوهی دارد!

روح هردوی آن معلمها و معلم پروان گتوندی قرین رحمت الهی باد.

 


آستانه تحمل
ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شیخ شوشتری ، اخلاق

معرفی الگوهای تاریخی در سلامت اخلاقی جامعه تاثیر گذارند و می توان با نقل و تکرار حکایات و روایات بجای مانده از آنان در تغییر رفتار جامعه بسوی تعالی استفاده نمود . از جمله مواردی که امروزه می توان در شوشتر مشاهده نمود عدم تحمل یکدیگر و دلخوریها و دلگیرها و رنجشها یی است که از یک برخورد کوچک بعمل آمده است و به گذشت از آن دلخوری کمتر پرداخته می شود ،

دلخوریهای مزمن موجب واگرایی و دورشدن از همگرایی اجتماعی است و فراموش نمودن احوالات و سیره اکابر موجب بروز و ماندگاری این پدیده شده است ،نخبگان و مدیران باید با پررنگ نمودن آنچه از بزرگان به یادگار مانده است و معرفی آنان تلاش کنند تا تاثیرات رفتاری و گفتاری انان در جامعه جلوه نماید و مخاطبین بتوانند از این رهنمودها بهره مند شوند .

بهره بردن از فضیلت بزرگان و اعاظم بالندگی و تقویت باورها و تحکیم ارزشها را در خود دارد و می آموزند که سعه صدر هم همراهی مردم و هم تغییر رفتار و افکار مخالفین را فراهم می آورد از نمونه های رفتاری و الگوی ماندگار شوشتر که تصاویرش در درون هر خانه مشاهده می شود آیت الله شیخ جعفر شوشتری(ره) است که با صبوری و سعه صدر به ترویج اخلاق و دینداری در جامعه می پرداختند  حکایات بسیاری از آیت الله شیخ جعفرشوشتری گفته شده است و با یک جستجوی اندک در سایتهای اینترنت می توان از آنها بهره گرفت  یکی از این حکایتهاست که می گویند: روزی برای اقامه نماز جماعت به مسجد رفته بودند. یکی از مؤمنین مبلغی از وجوهات شرعیه به محضرشان تقدیم داشت. معظم له بلافاصله اعلام فرمود هر کس نیازمند است، از این وجوه بردارد.نیازمندان از آن وجوه شرعیّه بهره‏مند شدند.

 سپس سیدی با شتاب از راه رسید. پس از فهمیدن ماجرا، به محضر مرحوم شیخ شرفیاب شد و عرض حاجت نمود.

 آقا با کمال ادب فرمودند: آقا سیّد متأسفانه شما دیر تشریف آوردید، دیگر چیزی از آن پول‏ها باقی نمانده است. سید از شنیدن این سخن شدیدا آزرده شد و با کمال جسارت و بی‏ادبی، آب دهان خویش را به محاسن شیخ بزرگوار انداخت. با توجه به این که این اهانت بسیار ناراحت کننده بود و اغماض از آن بسیار مشکل، حتی حاضران از مشاهده ماجرا بسیار متأثر و برآشفته شدند و می‏خواستد سیّد عاری از نزاکت را ادب کنند، ولی شیخ با کمال متانت از جا برخاست و نخست مردم را امر به خودداری و آرامش نمود، سپس دو گوشه دامنش را به دست گرفت و در بین صفوف جماعت به راه افتاد و فرمود هر کسی ریش شیخ را دوست می‏دارد، به این سید کمک کند.

مردم به احترام شیخ کمکهای فراوانی کردند و از حلم و تحمّل و بزرگوای شیخ تعجب نمودند. شیخ تمام پول‏ها را به سید بخشید و عذرخواهی نمود.

کم مباش از درخت سایه فکن                                   هر که سنگت زند، ثمر بخشش

حال به خود آییم وقتی خود را شوشتری می دانیم و از محبان شیخ می پنداریم آیا توانسته ایم آستانه تحمل خود را بالا ببریم و در مقابل بر خوردهای اینچینی واکنش  موثری نشان بدهیم و گذشت نماییم ؟ قدرت عذرخواهی را داریم؟ اندکی قاضی خود باشیم و تلاش کنیم تا این شیوه ها را بشناسند، برای این حقیر هم دعا کنید تا بتوانم نمی از دریا شوم .

منبع:http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=115007


نمادهای ماندگار
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شورای شهر شوشتر ، ورزش ، اخلاق

چندین مورد در خصوص ضرورت ایجاد تندیس در میادین و معابر شهرشوشتر مطالبی نگاشتم و پیشنهاداتی  و شرح حالی به جهت علاقمندی به دیار آبا و اجدادیم  به شورای شهر ارائه دادم ولی علاوه بر اینکه به این مطالبه جدی وقعی نهاده نشد گاهی در این موضوع مباحثی به میان آمد که تکیه برنمادها و الگوها را برای پویایی اجتماعی مؤثر ندانسته و این امر را در خدمات شهری حتی از اولویتهای فرهنگی محسوب نمی نمودند !

بعضی از همشهریان هم از اینجانب گلایه می نمودند و اثرات منفی را متذکر می شدند و گاهی متهم به جوّ سازی!! بر علیه خادمان می شدم و اما توصیه می کردم که نقاط قوت و اثر بخش هر پدیده را بررسی کنید و نتیجه بگیرید تا از آفت منفی گرایی رها شوید ضمن اینکه برای پاسخ به پیشنهادات و عدم ضرورت آن پیشنهادباید طرف مقابل را قانع نمود تا مشارکت اجتماعی فراهم آید و فضا از جوّ سازان گرفته شود! یک نمونه در این خصوص را مطالعه کردم که در پاسخ به دوستان مخالف این ایده که مورد وفاق کارشناسان مدیریت شهری است عرض می کنم.

درتاریخ انسانها ،نامهای بسیاری وجود دارد که کارهایی بزرگ مانند اختراع،اکتشاف، راه اندازی کارخانه و نوشتن کتاب و یا حضور در میدان جنگ و ... انجام نداده اند ولی با یک حرکت بدیع و مردم پسندانه که امید را به جامعه تزریق می کند چنان در قلب ملتها ماندگار شده اند که برای هر امری که در آن سخن از اوج و اقتدار و مقاومت و ایستادگی یک ملت باشد این نمونه ها معرفی می شوند و با افتخار نامشان تکرار می گردد و به احترام آنها کلاه از سر برمی دارند و خبردار می ایستند! نمونه های بسیاری را در میادین ورزشی از این نوع به دلیل ماهیت اخلاقی و نماد سازی ورزش می توان دید که از نگاه مردم پنهان نماند .

در سال 1968 مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد. مسابقه دوی ماراتن لحظات آخر را سپری می کند.ساعت نزدیک به 5:40 است نفر اول، یک دونده از اتیوپی، از خط پایان می گذرد. در همین حال دوندگان بعدی از راه می رسند و از خط پایان می گذرند. مراسم اهدای جوایز برگزار می شود و جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترک می کنند اما بلند گوی استادیوم اعلام می کند که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده و از خط پایان نگذشته است. چند هزار نفر در استادیوم باقی می مانند و انتظار رسیدن نفر آخر را می کشند. مدتی بعد اعلام می شود که او دونده‌ای از تانزانیا به نام جان استفن آکواری است که در اوایل مسابقه افتاده است و زانویش آسیب دیده است.
ساعت 45: 6 عصر است و بیش از یک ساعت از زمان عبور نفر اول از خط پایان می گذرد. دونده ای تنها، لنگ لنگان با پای زخمی و بانداژ شده وارد استادیوم می شود. با ورود او به استادیوم، جمعیت حاضر از جا بر می خیزند و با کف زدن و با صدایی بلند او را تشویق می کنند انگار که او برنده مسابقه است! او از خط پایان می گذرد. خبرنگاری به او نزدیک می شود و از او می پرسد:

«چرا با این درد و جراحت و در شرایطی که نفر آخر بودید و شانسی برای برنده شدن نداشتید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟»
آکواری می گوید:

«من فکر نمی کنم شما درک کنید. مردم کشورم مرا 9000 مایل تا مکزیکو سیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم. آنها مرا فرستاده اند که مسابقه را به پایان برسانم
نام نفر اول مسابقه دوی ماراتن، دونده اتیوپیایی برنده مدال طلای مسابقه، چیست؟ احتمالاً به جزمستندات نتایج مسابقه المپیک سال 1968، در جای دیگری ثبت نشده است و با جستجو در اخبار و اینترنت هم، آن را نخواهید یافت. 
برنده مسابقه کیست؟ جان استفن آکواری. چرا؟ زیرا او ارزشی را به ما یادآور می شود که خیلی ارزشمندتر و تحسین برانگیزتر از چیزی مانند نفر اول شدن است؛ پشتکار و استقامت.
او درس بزرگی به ما می آموزد و آن اصالت حرکت، مستقل از نتیجه است. او یک لحظه به این فکر نمی کند که نفر آخر است و شانسی برای نفر دوم یا سوم شدن هم ندارد.

آنهایی که در تاریخ انسانها نماد شده اند قطعا"عبور از مسیر سخت را نشان داده اند و پیام خویش را به آسانی به مردم انتقال داده اند با یک نمایش واقعی و بدون امید به پاداش ! فقط برای نشاندن یک لبخند برلبها و تدریس توانستن عبور از خط پایان با اراده ای که در انسانها از سوی خدا گذاشته شده است. نمونه ها و الگوها را پاس بداریم که موتور محرکه جامعه بسوی شکوفایی هستند و درایجاد سلامت اجتماعی هیچ پدیده ای را نمی توان جایگزین نمود. آیا مردان بزرگ عرصه فقاهت و مقاومت و خدمت شهر شوشتر را حکایتی نمانده است تا برای امروزیها بازگوکنیم؟!! گفته بودم تندیس عبور از درون تاریخ بسوی عصر معاصر و حرکت برای فرداست اگر رمز این عبور را یاد نگیریم به فردا نخواهیم رسید.


سوگواره کودکی ها
ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: کارون ، خاطره ، آبشارها ، شوشتر

 هرکس ساکن قدیمی شوشتر و گتوند است مفتخر به رفاقت با کارون است و

 کارون


عید فطر شوشتری
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، خاطره ، رمضان ، کُنار

وقتی رمضان می رفت و هلال شوال نمایان می شدشوشتر صفای دیگری می یافت، استقبال از عید فطر شکوه خاصی داشت ،کوچه های پراز پیچ و تابش و زیر ساباتهایش پر از بوی زیره و رازیانه می شد و پخت کلوچه های محلی را خبر می داد ،  قبل از رؤیت هلال ماه شوال هر خانه ای شیر مورد نیازش را خریداری نموده بود و سر روزه اش را جدا کرده بود و مستمندان را می شناختند  ، عید فطر یکی از روزهایی بود که هیچ منزلی بدون مهمان نبود و همه بشقابهای خانه را برای بستن فرنی و نشا بر لب طاقچه های اطاق چیده بودند چینش بشقابهای محتوی شیرینی فضای بصری زیبایی خلق می کرد ،اگر عید در زمستان می افتاد قوطی های حلوای زردک با قیماق(سرشیر) شوشتری هم به طعام پذیرایی ها اضافه می شد ،نوستالوژی تهیه مواد فرنی و نشای عید فطر هنوز فرزندان را به حرکت وا می دارد! وقتی تهیه می شد و دز ظرفها ریخته می شدند ،انگشتهای کوچکی که بر ته قابلمه ها می کشیدیم و در دهان می گذاشتیم چه حس عجیبی می داد و چقدر لذت بخش می نمود و خوشمزگی اش را در هیچ غذایی هنوز ندیده ایم!،بچه های روزه اولی که موفق به گرفتن روزه شده بودند در عید فطر چه غروری داشتند و چه قهرمانانه بر روی فرش می نشستند و تکیه بر پشتی های اطاق می زدند و چگونه زیر چشمی حرکات بزرگان را می پاییدند و لذت می بردند! ،بوی گلاب ناب شوشتری فضا را معطر می نمود و بطریهای پر از گلابی که از خانه نظری عطار آورده بودند و به ترتیب کنار هم قرار داده شده بودند نگاهها را به خود معطوف می ساختند و بچه ها دوست داشتند سالی سه بار عید فطر باشد که بوی خوش گلاب و شیرینی لذت بخش غذاهای عید را بیشتر احساس کنند!زیباییهایی که در بزرگداشت عید بوجود می آمد بچه ها را راغب می کرد تا دوستش بدارند و در انتظارش بمانند و انتظار برای عید فطر یک گام بود تا از کودکی فرزندان شوشتری به عبادت و بجا آوردن اعمال و فرایض دینی عادت کنند و با تقویت این عادت بنیه دینی محکم می گردید و تبدیل به تکلیف و وظیفه می شد. مادران و مادربزرگها وقتی رفتند یا از پا افتادند انگار بشقابهای لب طاقچه هم شکسته شدند،شیرهای گاو و گاومیشان خشکیده شد،آردبرنجها مخفی شدند1 نشاسته گل در مغازه ها پر کشید و رفت و بطور کلی انگار همه اینها را مادر بزرگها با خود بردند!

و امروز اقلام پذیرایی بر سفره هایمان نشانی از شوشتر و سنتها و یادگاریهای مادر بزرگ ندارد ، سرانگشت هنرمندانه و لبخندهای مهربانانه همراه با تلاش مجدانه مادربزرگ خالق زیباییهایی بود که چشمها را زیبا پسند می نمود و زیبا پسندی صفت الهی است .عید همیشه شیرین بود چه صفایی داشت  .

هنوز هم باصفاست و رمضان که می آیدو سفره خدا پهن می گردد و دعوت می شویم  و بر آن می نشینیم در عید فطر خود را مورد ارزیابی قرار می دهیم که چگونه بر این سفره نشستیم و خوبتر آن است که بدانیم چگونه فرزندان را بر این سفره الهی نشاندیم و چگونه در ضیافت الهی مهمان شدند و رسم میزبان را بجا آوردند .عید فطر مظهر اعتراف به اطاعت و بندگی خداوند است.  صفای کودکانه روزهای قدیم پس از ماه مبارک رمضان حرف دیگر داشت! و با خاطره هایش دست بر آسمان دراز می کنیم و خدایی که توفیق داد را شکر می گذاریم.

عید سعید فطر را مبارک باد می گویم انشاالله همیشه سفره های هر خانه  پر از فرنی و نشا ی شیرین تر از عسل ، دستهایشان پر از شکوفه های شادی و معنویت ، لبهایشان مترنم از دعای خیر، گامهایش رهنمون به سوی کمال ، زندگی شان چون درخت کُنار سر سبز و استوار و پر بار،بدرقه شان دعای مؤمنانه شب زنده داران باد.


ورودیهای بی نماد
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شورای شهر شوشتر ، شهید ، ایثار

کارشناسان امر گردشگری  یکی از اشکالات مهم در طراحی شهری شوشتر را نبود نماد در ورودیهای شهر عنوان می‌کنند


شوشتردر سوگ ولی خدا
ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: افطار ، شورای شهر شوشتر ، اخلاق ، رمضان

در شهرستان شوشتر عزاداری شب شهادت حضرت امیر(ع)بعد از افطار یک سنت تاریخی است و هیئتهای عزاداری از مساجد به طرف مقام علی واقع در منطقه دروازه حرکت می کنند و با سینه زنی و زنجیر زنی و مرثیه خوانی و سوگواری ارادت خود را به ولایت حضرت علی بن ابیطالب (ع) نشان می دهند،سالیان پیش مردم پس از حضور در مقام علی بر قبوری که آنجا قرار داشت می رفتند و فاتحه می خواندند و در همان مکان دو رکعت نماز می خواندند و از آب چاهی که در آنجا بود جرعه ای می نوشیدند برای شفا و اجابت دعا و مراسم احیا را برگزار می کردند

امروزه توسعه شهری و ازدیاد جمعیت ساختار را تغییر داده است اما هنوز بعنوان یک میراث به سوگواری در آنجا توجه می شود ، چند سالی که به دلیل بستن پل گرگر حرکت خودروها از روی پل میسر نبود بازهم به رسم سنت و میراث نیاکان مردم بخصوص اهالی قدیمی با پای پیاده از حوالی در کنار مقام علی(ع) گرد می آمدند مدتی مسئولین وقت که توان بازگشایی پل را نداشتند و زیر فشار سوگواران حضرت امیر تحمل نمی آوردند ،مردم را به طرف میدان برابن مالک هدایت می نمودند و امکانات در اختیارشان می گذاشتند و  خودشان در آنجا حضور می یافتند و رسانه ها اطلاع رسانی می کردند و مراسم از سیمای ملی نیزپخش می گردید تا احساس نگردد به یادگاریهای مذهبی مردم بی توجهی می شود! که مورد استقبال قرار نگرفت و با باز شدن پل دوباره به سبک و سیاق قدیم در سوگ ولی خدا نشستند،

امسال هیئتها این سنت دیرینه را با شکوه بسیار پاس داشتند  و در قالب دسته های سینه زنی و زنجیر زنی بصورت منظم تا جایگاهی که در جلوی مقام علی (ع) توسط هیئت اُمنا قرار داده شده بود سوگواری نمودنداداره ارشاد اسلامی با بد سلیقگی و بدون موقعیت سنجی و زمان شناسی مراسم شبیه خوانی در کنار پارک بعثت اجرا می نماید که همزمانی آن با حرکت هیئتها، زحمات و تلاشهای هنرمندان  و شبیه خوانان را تحت الشعاع قرار می دهد و نگاههایی که باید به هیئت دوخته شود به آنسو کشیده می شود و هنر نمایش که از تاثیر گذارترین رشته های هنری می باشد با این تقابل ناخواسته با یک باور تاریخی به انزوا رفته و هزینه هایی بر جامعه هنرمندان تحمیل می کند!

حضور ارزشمند مردم و میدانداری جوانان در مراسم سوگواری بار دیگر ابهت اعتقاد و ارادت شیعی شوشتر را به زیبایی نشان داد تا در این عصر پر تلاطم جوان را باور کنیم و خود را وامدارش بدانیم که فردا در دستان اوست و باید دانست که بزرگداشت و پاسداشت ارزشها و سنتهای تاریخی آینده  او را رقم خواهد زد و اگر امروز بی تفاوت باشیم فردا جامعه درقبال این ارزشها که مظهر وحدت ،اخلاق ،نوعدوستی و حب اهل بیت هستند بی تفاوت خواهد بود !

در شب شهادت حضرت امیر ،عزاداری باشکوه مردم شوشتر با مدیریت و مشارکت مردمی تحسین برانگیز بود و متاسفانه در این برنامه هیچکدام از مسئولین و مدیران نهادها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی حضور نداشتند ! حتی مسئولین سازمان تبلیغات اسلامی و ارشاد اسلامی که وظیفه ذاتی آنان برگزاری باشکوه مراسمات مذهبی و تقویت بنیه ولایی جوانان و نوجوانان می باشد در این برنامه حضور فیزیکی و معنوی نداشتند !! از مدیران ارشد شهرستان مانند شهردار و فرماندار به دلیل اینکه ساکن شهرستان نیستند و خانواده آنها در شوشتر سکونت ندارند گلایه و انتظاری نیست و سالهاست با این درد ساخته ایم و به آن عادت کرده ایم امااعضای شورای شهر که با رای همین مردم بر کرسی نشسته اند و وظیفه رشد فرهنگ اجتماعی و ارتقا اخلاق شهری را پذیرفته اند و باید در شهر سکونت داشته باشند که دارند ! چرا در این مراسم حضور نیافتند؟

آیا مهمتر از روز شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) روز دیگری در تقویم وجود دارد؟ عاشورا مولود روش تربیتی امام است و علی(ع)منشا همه خوبیها و سرچشمه معرفت و نماد عدالت و رستگاریست از این جهت لازم است کسی که در جمهوری اسلامی مسئولیتی می پذیرد بیش از دیگران به تقویت مجالس مذهبی اهتمام ورزد و نیز به ظرافتها و حساسیتهای تاریخی و شرایط روز توجه داشته باشد و مسائل جهانی را تحلیل کند و رصد نماید 

یکی از بهترین روشها برای مبارزه با نگرش تکفیری قطعا"پرداختن به ایام الله و ارائه الگوی علوی است لذا باید جهت بزرگداشت این ایام  تلاش مضاعف نمود. هرچند می توانستم دوستانه به اعضای شورای شهر متذکر شوم ولی مکتوب نمودم تا همه بدانند هر چه داریم از برکت نام علی بن ابیطالب(ع) است و ترجیح دادن هر امری بر سوگواری مولا موجه به نظر نمی رسد ، آری هیچکدام از مسئولین و اعضای شورای شهر در عزاداری و سوگواری شب بیست و یکم ماه رمضان شوشتر حضور نیافتند!! البته تلاش نیروی انتظامی در نظم برنامه را نباید از نظر دور داشت که قابل تقدیر است .

آری سینه زدن با نوحه خوانی کربلایی زمان مرید و جواب دادن به سر نوحه« لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار»  در کنار مقام علی(ع)حال عجیبی می داد و شکر خدای جل و جلاله که این توفیق را داد در آن شب سرشار از صدق و صفا و عشق و آنان که نبودند ماادریک این صفا !! در شبی که کاینات می گریند در سوگ ولی خدا ،شوشتر هم گریست .


میدان با تندیس زیباست
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شورای شهر شوشتر
مطلبی را در 14 اردیبهشت سال 89با عنوان تندیسها در این وبلاگ قرار دادم و پس از درج آن چند بار در مورد ضرورت نصب تندیس مسئولین وقت

انسانهای بزرگ
ساعت ٤:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: مشاهیر ، کتاب ، مسجد ، شیخ شوشتری

حکایت می کنند آیت الله حاج شیخ جعفر شوشتری (ره) با جمعی از تجار و کسبه و مومنین در کاروانسرایی نشسته بودند


چگونگی تشرف شیخ محمد شوشتری
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، مشاهیر ، کتاب ، رمضان

حاج شیخ علی محمد ابن العلم (ره)(1289-1370ش) در نامه ای به مرحوم آیت الله خوئی چگونگی تشرف شیخ محمد شوشتری را که برای ایشان نقل کرده بود استفسار می کنند و آیت الله خوئی آنچه را که شنیده به قلم خود برای ابن العلم می نویسد:


نامگذاری معابر و اماکن شهری
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: رمضان ، شورای شهر شوشتر ، شهید ، جهان آرا

توفیق داشتم قبل از ماه مبارک رمضان برای انجام امر ی  چند روزی  در شوشتر بیتوته نمایم و دیداربسیاری از دوستان فراهم گردد ، گاهی از افرادی دعوت می کردم تا در خانه ام میزبانشان باشم و وقتی درخواست آدرس می نمودند تازه متوجه شدم که برای خیابان محل سکونتم نامی انتخاب نشده است 


هتل سنتی و نگاه من
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، خاطره ، معماری ، میراث
خیران سلامت
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ خرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، اخلاق ، فرزند ، بهداشت

همیشه یکی از گلایه های همشهریان ما از توجهاتی است که به شهر همجوار می شود و به دنبال علت یابی می افتند و گاهی دیگران را نیر متهم به جانبداری می نمایند بدون اینکه نقش خود و همشهریان را در مشارکت برای اجرای برنامه ها و عمران شهری مورد ارزیابی قرار دهند! شهر ساخته نمی شود مگر اینکه خود آستین بالا بزنیم و


دوش مرغی به صبح می نالید
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شعر ، مسجد ، خاطره

حکایت بیست و ششم از باب دوم در اخلاق پارسایان کتاب گلستان سعدی علیه الرحمه را که می خوانی در می یابی که خداوند همه پدیده ها و موچودات را برای آگاهی بخشیدن به انسان و رهایی از غفلت و بهره مندی از نعمتها آفریده است.


نقبی بر یک واقعه
ساعت ۳:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، سازه های آبی ، پل ، میراث

در روزپنج شنبه 13 اسفند سال 1388 این پست را در وبلاگم قرار دادم و در پایگاههای خبری نیز منتشر و درج گردید :

 

 


به بهانه بزرگداشت شیخ بهایی
ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شعر ، اخلاق ، مشاهیر

 به بهانه سوم اردیبهشت که در تقویم ،روز بزرگداشت فیلسوف،محدث،مهندس،فقیه.عارف، منجم، ریاضیدان، شاعر، ادیب و مورخ عصر صفویه بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی نامگذاری شده است جلسه ای با حضور جمعی از همشهریان برگزار شده بود و من نیز دز زمره مدعوین بودم! با ورود به محل جلسه ترکیب افراد را متناسب با موضوع نیافتم 


فرشته ای بنام مادر
ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، خاطره ، پدر ، جاده

دوران کودکی را به دلیل شغل پدردر مسجدسلیمان گذراندم و از آنجا یاد گرفتم با هم بودن را و مبدأ سفرم گردید!


تعطیلات به پایان رسید
ساعت ٦:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، کارون ، خرمشهر ، ایثار

تعطیلات نوروزی به پایان رسید و ستاد اسکان مسافرین نوروزی در استان خوزستان نیزبه کار خود پایان داد و مدارس که بیشترین نقش را در این را ستا داشتند بازگشایی شدند و پس از یک هفته ، آمار گردشگران جمع بندی  و اعلام گردید که قریب به ده میلیون مسافر در تعطیلات از خوزستان بازدید داشته اند یعنی 18% افزایش نسبت به سال قبل. براستی چرا هرسال بر تعداد مسافران نوروزی افزوده  می شود!؟ آیا تلاش مدیران استانی موجب گردیده است؟ یا شرایط آب و هوای بهاری و مناظر طبیعی و آثار باستانی خوزستان این جاذبه را ایجاد نموده است؟

 


عیسی سجادی با شوالیه های آزاد
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شعر ، کتاب ، سجادی

با گذشتن لحظه ها چه خوب است هر لحظه ،چیزی نو یادبگیریم، از برکت روضه خوانی ها ما هم این توفیق را داریم خدمت شعرا و ادبا برسیم و شعری را بستانیم تا در میدان مشق عاشقی با موسیقیایی حزین  


یک وعده غذا در خانه مستوفی
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، کتاب ، نوروز ، آبشارها

 گفته بودم که تعطیلات نوروزی به دلیل شرایط خاصی که در جامعه ایرانی بوجود می آوردمی تواند یک کلاس درسی باشد که با حضورهدفمندانه در آن ، توان برنامه ریزی و شناخت پیرامونی ارتقا می یابد و در تغییر نگاه و قضاوتهای منطقی برای فردا مؤثر واقع می شود.


راننده لودر
ساعت ٥:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: کتاب ، شهید ، مسجد ، نوروز

                                     راننده لودر (چاپ اول) 

وقتی سال تحویل می شود ، دعای تحویل سال مدام بر زبان جاری و تکرار می گردد و تحول در احوالات ،اصلی ترین خواسته انسانها در ابتدای سال جدیداز خدای بزرگ شمرده می شود


رفاقت با طبیعت
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: کارون ، نوروز ، کُنار

فصل بهار با سبزینه هایش آمد و  بر زمستان نهیبی زد تا با سرما و کنار اجاق نشستنش برود ، نسیم خوش نوروز 


مهمانان ناخوانده
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: شوشتر ، خاطره ، باران ، انتخابات

هفته گذشته توفیق حاصل شد به جشن ازدواج زوجی از دوخانواده با اصالت که پدر هردو از بزرگواران و دلسوزان و اهل معرفت و مراودت  و سرشناس درشوشتر می باشند بنابر رفاقت دیرینه ای که داشتیم دعوت شوم و با کمال میل و به رسم ادب و ارادت اجابت کردم  .


← صفحه بعد