شوشترندا

صدایی که سالهاست گوش تاریخ را می نوازد و تاریخ با افتخار می شنودوراه را باز می یابد

مسجد جامع؛هویت شهر
ساعت ٥:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ آذر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: مسجد ، شوشتر ، معماری ، خرمشهر

وقتی به عکسها و نقشه های قدیمی شهرهای ایران نگاهی بیندازیم در میان ساختمانها ، معابر و فضاهای شهری گنبد فیروزه ای مسجد و مناره هایش بیشتر از هر نمایی  خود را نشان می دهد ، پیران آن دیار با مشاهده گنبد لبخندی بر لبهایشان نقش می بندد و با اندکی سکوت نام نیک حاج آقای روحانی مسجد را به زبان می آورند و برایش از سر صدق فاتحه ای می خوانند و ابهت مسجد و امور خیری که امام جماعت انجام می داد و نقش مسجد جامع شهر در تحکیم خانواده و گره گشایی مشکلات را به یاد می آورند و آن روزها را خاص می پندارند در شهر خود ما شوشتر هم مناره مسجد جامع نماد شهری بوده است و در مورد نقش آن در سنتهای قدیم حکایتهایی بسیار نقل می شود .

مسجد جامع در هر شهر نماد با شکوه وحدت و همدلی و نمایشگاهی از اندیشه انسان مدارانه و خیر خواهانه اهالی بود ، شخصیتهایی که در روند تحولات تاریخی تاثیر بسزایی داشته اند و نام نیک آنها ماندگار است عمدتا" دراین مساجد ابلاغ پیام و نقش آفرینی نموده اند همچنین منابر و مواعظ این بزرگان در ایجاد ارتباط و تشکیل صفوف مرصوص در همه زمینه ها و ارائه نمایش باشکوه نمار جماعت و اولویت گرفتن نماز بر همه امور از درون شبستان مسجد سرچشمه گرفت و به اوج رسید ،

این ارتباط توانست در همه عرصه ها نقش سازنده ای ایفا کند ، باورهای اعتقادی مردم را تحکیم بخشد ،انسجام اجتماعی را فراهم آورد و ضمن ارتقا توان فکری ،مراودات اجتماعی نیز گسترش یابد و از درون این مراودات مقابله با بدخواهی و ناهنجاریها شکل گیرد و نیازها و حوائج جامعه اطراف شناخته شوند و به آنان هم پاسخ گفته شود .

جامعیت این مساجد در تصمیم گیریها و تصمیم سازیهای اجتماعی و ملجا دانستن این اماکن از سوی مردم بی پناه ، نقش ممتاز روحانیت را در بسیج عوامل جامعه و پر کردن خلا موجود به خوبی نشان می داد و فروغ این نقش حاکمیت را وادار می کرد برای پاسخگویی و دفاع از ارزشهای اجتماعی مراقب رفتار خویش باشد و در اجرای هر امری با نظرسنجی از میزان رضایتمندی روحانیون بویژه امام جماعت مسجد جامع اقدام می نمود .

پروسه مرجع و ماوا بودن مسجد جامع در تحقق اعتقادات و باورها و محور قرار گرفتن روحانی موجب اعتماد مردم به این فضاها می گردید و آن را مرکز ثقل تجمعات آرمان خواهانه و حق طلبانه می نمودند که در این نگاه عمیق اخلاقی مسجد محورهم افزایی  می شد و اختلافات به حداقل می رسید و ثمره این همدلی امنیت روانی و مصونیت اخلاقی بود که نشاط و شادابی با خود داشت.

متاسفانه در سالهای اخیر این سنت حسنه مسجد محور فراموش گردیده و نگاه به مساجد به یک نگاه رسمی دولتی تبدیل شده است و ائمه جماعات به دلیل بخشنامه های متعددی که از سوی نهادهای مختلف دولتی صادر می شوند نقش محوری خود را فراموش کرده اند و چرخه مسئولین با تغییر دولتها فراز و فرود مساجدها را تعیین می کنند که نقش و جامعیت این مساجد تحت الشعاع قرار می گیرد و جایگاه انها در حد یک نهاد رسمی دولتی تنزل می یابد و در کنار این معضل نیز برگزاری بسیاری از مراسمات و آیینهای مذهبی در اماکنی غیر از مسجد این امر را مضاعف می کند .

امروز اگر از اکثریت شهروندان درمورد مکان مسجد جامع سئوال شود موقعیت و آدرس آن را نمی دانند و نمی شناسند و درکشور به خصوص مراکز استان روال به شکلی است که مساجد جامع تحت الشعاع مساجدی قرار گرفته اند که مقامات رسمی و صاحب منصب اداری به آنها نظر داشته و امکان تجهیز آنان را فراهم کرده اند و مساجد جامع شهرها را به دلیل قدمت تاریخی به موزه سپرده اند و با ثبت ملی آن مساجد،با محدودکردن تردد در آن نتوانسته اند کارکرد این مساجد را در معرفی هویت تاریخی و ایجاد پناهگاه ایمن فکری و عقیدتی مردم در ادوار مختلف تعیین و تبیین و استمرار بخشند!

 باید نقش محوری مسجد جامع را در درون شهرها با حفظ جایگاه و اهمیت همه مساجد احیا کنیم تا حیات فکری و اعتماد مخاطبین رونق گیرد .

مسئولین و نهادهای رسمی  بیش از همه به نقش فرهنگ سازی مسجد واقف باشند و توجه نمایند که تمرکز در برنامه ها تسلط بر داده ها و تحکیم یافته های منطقی را در برخواهد داشت که قطعا" چنین رسالتی در وظیفه سازمانی لحاظ شده است و نباید مورد غفلت قرار گیرد و لزوم تقویت نگرش  مسجد جامع محوری را درون کالبد شهرضروری می سازد.

به عنوان مثال هر کدام از شخصیتهای کشوری و مسئولین رده بالای ملی مراسمی داشته باشد و یا یادمانی رسمی از سوی دولتیان برگزار شود در پایتخت عمدتا" مسجد نور در میدان فاطمی در نظر گرفته می شود ! همینطور در اهواز به همین منوال در مسجد ارشاد واقع در فلکه ساعت برگزار می گردد! شاید این مساجد به دلیل نزدیکی با ساختمانهای دولتی باشد که بهانه مناسبی نیست! اگر از شرکت کنندگان در مراسم آدرس مسجد جامع اهواز یا تهران پرسیده شود کمتر اطلاعی را خواهی یافت! و این امر غیر قابل قبول است !

مسجد جامع نماد هویت دینی و انقلابی و فراز و فرودهای تاریخی شهر است که فراموشی و بی توجهی به آن حکایت غمبارنسلی می شود که فردا مدیریت جامعه را بعهده خواهد گرفت ،مسجد جامع تاریخچه مستند شهر می باشد .

استاندار محترم با برگزاری مراسم ختم اخوی خود در یکی از مساجد منطقه ای محروم از اهواز برای تغییر این نگرش گام برداشت ولی کافی نبود بهتر می بود در آن مکانی که پر از حکایتهای تاریخی از اهواز است و گلدسته هایش سر را به سوی آسمان بلند می کند و کاشی هایش نام مسجد جامع را بر خود نوشته اند حضور می یافت تا اعلام کند من ریشه در این خاک دارم و نیاکان من در فراز و نشیبهای تاریخی این دیار حضور داشته اند و من میراث دار این فرهنگ غنی و نستوه هستم تا دیگران این درس را از بر شوند هر چند حرکت بدیع ایشان نیز قابل تقدیر است.

مساجد جامع در کشور ایران ستاد فرماندهی رزم انقلابی و تقویت بنیانهای فکری مردم بودند و از درون محراب آنها فرمان لغو امتیاز تنباکو، لغو کاپیتولاسیون،قیام علیه شاهان و.....توسط روحانیت صادر گردید ، آنجا انوارش تاریخ را پر فروغ نمود ریرا از سر صدق و صفا روشنایی دادند .

در قدیم هر بیانیه ای که برای مردم ضرورت داشت در این مساجد قرائت می شد و یک رسانه  قابل اعتمادبود، همه از فقیر و غنی در کنارهم به نماز جماعت می ایستادند، اطلاعات و اخبار از آنجا به سراسر شهر منتشر می شد (رشد و توسعه تکنولوژی و ارتباطات نافی این مقوله نیست)،مراسمات مذهبی و اعیاد بصورت جامع و با شکوه خاص توسط مردم در آن برگزار می گردید ، حتی آب انبارها در مسجد بودند و میراب از درون مسجد آب تهیه می کرد .

با تاسف بعضی از مسئولین و مدیران البته از سر خیر خواهی حسینیه ها یا مساجدی در نزدیکی یا همجوار مساجد قدیمی بنا کرده اند و مراسماتی در آن برگزار و دیگران را به آنجا دعوت می کنند!  رونق این اماکن همراه با عمر مدیریتی است زیرا به مشارکت جمعی تکیه ندارد و متکی به فرد است ! گاهی موجب انشقاق نیروها هم می شوند  و دربهای این اماکن برخلاف مساجد جامع در موسم حضور آن مسئول بازهستند که باید این رفتار را بازنگری کرد و زیان وارده بر افکارعمومی را سنجید و متولیان دقت بیشتری کنند و در فرصتهای مناسب هدایت افراد را به مسجد جامع به عهده بگیرند.

 مسجد جامع یزد؛ بلندترین مناره جهان

مسجد جامع یزد با بلندترین مناره های جهان ، مسجد جامع عتیق اصفهان به عنوان دایره المعارف هنر و معماری اسلامی ایران زمین  که در فهرست آثار جهانی قرار گرفت،  ،مسجد جامع شوشتر دارای مهندسی ترین ستونهای سنگی، مسجد جامع خر مشهر که نماد مقاومت ملت ایران است و نصب پرچم ایران در روی گنبد آن در سوم خرداد توسط رزمندگان نمایش اسلام خواهی این دیار بود و هست و مسجد  ...،مساجد جامع هنرمندی معماران ایرانی و زیبایی تفکر توحیدی و شکوه همگرایی را برای جهان به نمایش می گذارد یعنی آنچه که امروزه به آن سخت نیازمند است.


رسانه آینه تمام نمای شهر
ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، خبرنگار

نقش رسانه ها در ارائه تصویر مناسبی از شرایط ،توانمندی  ، قابلیتها و باورهای اعتقادی جغرافیایی که در آن واقع شده است بسیار با اهمیت و موثر است و اهمیت این مقوله تا بدانجا هست که آن را زبان گویای مردم آن جغرافیا می دانند که از تاریخ و هویت آنان نیز مطلع است .

مدتها از وضعیت سایتهای خبری که در مورد شوشتر اطلاع رسانی می کنند نگران بودم و به دلیل حساسیت موضوع سعی می کردم در اصلاح این رویه به نحوی غیر مستقیم عمل کنم تا مبادا جامعه خبری که کسی قدر شناس آنان نیست و گاهی دیواری کوتاهتر از آنان نمی بینند و همه کاسه و کوزه ها را بر سر این زحمتکشان بی مزد می شکنند من نیز همراه آن جماعت قرار گیرم و از این بهانه استفاده کنند و به جای اصلاح ، نمک بر زخم بپاشم و این سایتها را تضعیف کنم ! لذا باید ظرافت انتقاد را در نظر می گرفتم و برای معرفی شوشتر به جامعه مخاطب سایت و اطلاع رسانی به همشهریان شیوه ای را اتخاذ می کردم که هم به تقویت این سایتها منجر شود و هم برای معرفی ظرفیتهای شوشتر گامی بردارم و مدام به فکر فرو می رفتم تا بر اساس علاقمندی چاره ای بیندیشم!

اخبار تلخ و سیاهی که چهره شوشتر را به مخاطبان نشان می داد شاید واقعیتهایی بودند که به دلیل ناتوانی بعضی از مدیران وجود داشتند ولی تکرار مدام این سوژه ها بدون یک چیدمان مناسب از ضعف و قوتها ،نگاه و قضاوت دیگران را نسبت به شوشتر مثبت و مطلوب نمی کرد و برای انتخاب گزینه جهت سفر مسافران مردود می شد و در جستجوهای تحقیقی به نتیجه مثبتی نمی رسیدند و از این مسئله به راحتی می گذشتند ! اصحاب رسانه نماد تفکر این جغرافیا هستند و اگر هم نباشند بازهم برداشت مخاطبان به این سمت و سو گرایش دارد پس باید وقتی نماد یک قوم یا سرزمین یا یک تفکر و اردوگاه قرار می گیریم بتوانیم امانت دار باشیم و بسیارهنرمندانه محدودیتها را نیز بپذیریم تا تصویری که به رؤیت مخاطبان می رسد انعکاس خوبی داشته باشد !

اخیرا" اخباری خوشایند و مناسب از سوی رسانه های شوشتر ارائه می شود که مخاطب را به وجد می آورند و قضاوتها و دیدگاهها را نسبت به شوشتر عوض می کند و جاذبه های مثبتی هستند که تفکر انسان مدارانه و فرهنگ دوستانه این شهر را به زیبایی به نمایش می گذارند و امید به زندگی و ماندن و عدم مهاجرت را نوید می دهند و هر کس در هر کجای کره خاکی با مشاهده این اخبار زبان به تحسین شوشتریها می گشاید و لبخند بر لب می نشاند و با خرسندی برای سفر به این دیار ترغیب می شود و چهره زیبای شهر را در آینه تمام نمای رسانه می بیند و دستهای در هم گره شده اهالی را به تماشا می نشیند و لذت می برد و از این فرهنگ غنی درس می گیرد و می آموزد و دیگر سر به تاسف تکان نمی دهد که سر بر ابهت فرود می آورد.

«جمعی از هنرمندان از استاد محب شاعر شوشتری که به دلیل عمل جراحی در بیمارستان بستری بود عیادت نمودند و برایش دعا کردند» «شوشتریها در مرز چزابه جهت زائران کربلا موکب برپا کردند و از زوار پذیرایی نمودند » «فرماندار اعلام نمود:حسینیه اعظم برای برگزاری نماز جمعه تجهیز می شود» « کشت 12 هزار بوته گل در میادین شهر» « اگر می خواهیم شهروند نمونه باشیم از خود شروع کنیم»«راههای ترویج فریضه نماز و قرآن بررسی می شود» و بسیاری دیگر، اخباری هستند که از شوشتر نشر یافته اند و مانند نسیم خنک گونه ها را می نوازند ، باید به نحوی از خبرنگاران قدرشناسی شود و برای این شیوه مورد تقدیر قرار گیرند .

باید باور داشت که تحول در دستهای خود ماست وقتی الگوها را ارج گذاریم و برای دوست داشتن زندگی کنیم ،خداوند دوست داشتنی ترین زندگی را هدیه خواهد کرد و با چشیدن مزه خوش رفاقت تا سالها سرزمین خویش را آرامش می بخشیم .

شهر زیبا از فکری که در درون رسانه ها تولد می گردد بوجود می آید ضمن ارج گذاری به این تفکر برای زیباشدن ،زیبا بنویسیم ، بی ریا و صادق .

ضعفها را هنرمندانه بگوییم بدون خدشه وارد کردن به چهره شهر ! که زبان رسانه با زشتی بیگانه و با ریباییها رفیق است .

 اهل رسانه عزیز و محترم جسارتم را خواهند بخشید ،دست مریزاد

 


کُنار؛ درخت سر فراز تاریخ خوزستان
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: کُنار ، کارون ، موسیقی ، آیت الله موسوی جزایزی

بدون مقدمه به اصل موضوع می پردازم و از درحت کُنار به عنوان عنصر بازیافت هویت شمال خوزستان یاد می کنم و نقش موثری که این درخت سترگ فرهنگ ساز در آداب و رسوم اجتماعی و همزیستی اقوام ساکن شمال خوزستان داشته است را نباید پنهان کرد و به آن بی توجه بود .

نقش تاریخی درخت کُنار(سدر) و جایگاه آن در فرهنگ عامه همراه با نگاهی که دین انسانساز اسلام به این گیاه بانشاط زندگی ساز دارد را باید بعنوان یک جریان مغفول نزد مسئولین و اعضای شورای شهرو اصحاب فرهنگ و رسانه نام برد و همین غفلت موجب شده است تا سیاسیونی که با این فرهنگ مؤانستی ندارند و از دریچه سیاست به فراز و نشیبهای تاریخی می نگرند و البته فاقد بنیان تاریخی در این جغرافیای فرهنگ پرور می باشند   ادبیاتی در استان رایج نمایند که نخل و بلوط را سمبل این دیار معرفی کنند تا با حذف نام این درخت قدسی در گفتمان استان ، چنبره زدن خویش را بر ارکان قدرت تثبیت نمایند و سرزمین حماسه ساز شمال خوزستان که فرزندانش موجب عزت و سربلندی این دیار شده اند به دنباله روی این طیف تمکین کنند و در چینش مدیریتی و معادلات استانی به حساب نیایند یا در اولویت قرار نگیرند !

 نگرش حذف کُنار(سدر) را در باورها و نمادهای این دیار علاوه بر باز نمودن زیرکانه  جبهه تقابلی در مقابل شمال و بخشی ازشرق استان که گنجینه ارزشمند تاریخ باستان و موزه تولید فکر در برهه های مختلف است را می توان ترفندی از جنگ نرم برشمرد که موریانه وار به مبارزه با اعتقادات برای نفوذ و به دست گرفتن گلوگاههای فرهنگ می پردازد تا ضمن تضعیف باورها،مانع از رشد ارزشهای انقلابی و حرکت آفرین گردند و همچنین با کوبیدن بر طبل تفرقه ،پیشینه ساکنان شمال خوزستان درجغرافیای استان مورد تردید قرار گیرد و همه عطمت و اقتدار تاریخی و آوازه جهانی شدن در ساخت آثاری مانند معبد چعازنبیل و سازه های آبی از سوی نیاکان زیر سئوال می رود!!

شاید ترویج همین گفتمان تفرقه انگیز غیر مدنی نخل و بلوطی در فضای سیاسی استان  بی تفاوتی و کم کاری مسئولین در رسیدگی و پیگیری مشکلات شمال خوزستان را رقم زده است که از سهم اندک به فرزندان این بخش در مدیریتهای استانی و حتی محلی دریغ می کنند !  نباید این بی تفاوتی در ساکنان تسری یابد و چنین نگرشی  میدان عرض اندام بیابد و بتواند حرکت وحدت گرایانه مردم را با مصادره یا حذف نمادها خدشه دار کند !. در خت پر اُبهت کُنار حامل حکایتهاو روایات بسیاری از نیاکان ماست که هر شاخه اش موسم باد به زیبایی با عابران سخن می گوید و حوادث را شرح می دهد تا از درون حادثه های درس آموز راه و مشی نوعدوستی به نسل معاصر انتقال داده شود و بتوانیم مهربانانه همه را زیر سایه پربار خود چون کُنار قرار دهیم .

آنچه بر شاخه های این درخت می نشیند و به عابران اهدا می شود سرشار از نفع و منبعی از انرژی و سلامت هستند و هدایای سخاوتمندانه این درخت بر دردها چیره می شوند و گامها را برای زندگی بهتر سرعت می بخشند. عسل کُنار(سدر) پرخاصیت ترین مایع موجود بر روی زمین است و درمان بسیاری از دردها و بیماریهاست ، اعجاز ایجاد عمارتهای کندو را بر شاخه های کُنار می توان دید وترجمان آیات الهی را یافت و نهادهای اجتماعی را تشکیل داد که معنای لغوی شورا یعنی بیرون کشیدن عسل از کندو (شارالعسل) هرچه عسل را با ظرافت و مهارت از کندو بیرون کشید که از گرند نیش زنبورها مصون بمانیم  بازده بیشتر و تصمیمات منطقی تری گرفته می شود و اعضای شورا از کارکرد بهتری برخوردار می شوند و این درس کُنار اگر به خوبی یاد گرفته شود حرد جمعی محقق می گردد و وحدت اجتماعی شکل می یابد و ره آورد وحدت اجتماعی ،بالندگی و شکوفایی خواهد بود .

برگهای زیبای درخت تنومند کُنار(سدر) پوست را تلطیف می سازند ، از ریزش مو جلوگیری می کنند، هزینه چندانی بر خانواده تحمیل نمی کنند و محیط زیست را نیز آلوده نمی سازند ، همه آنچه با این درخت سروکاردارند مفید هستند. این درخت سرفراز تاریخی که مبین ابهت و طراوت یک سرزمین است و سایه سارش خستگی را از تن هر خسته بیرون می سازد ریشه در باور مردم دارد و راه و مسیر را برای رهروان مشخص می کند و در فرهنگ عامه هردرخت کُنار(سدر) شناسنامه ای در طوایف ساکن و نامی داشت و با آن نام راه و مسیر شناخته می شد تا عابران گمراه نشوندو طلایه و محدوده زمینهای زراعی به این وسیله از هم تفکیک می شدند !باید به مسئولین شمالی استان هشدار داد  غفلت از کُنار(درخت سدر) در توسعه فضای سبز غفلت از هویت تاریخی مردم این دیار و بی تفاوتی در فرهنگ و سلامت و باورهای آنان است .

گذشتن از کاشت درخت کُنار(سدر) گذشتن از حیات پاک و ریه های سالم جامعه است باید همه تلاش کنیم که این درخت که بسیاری از آنان دارای عمر طولانی بوده و ریشه در قدمت تاریخ مردم دارند در زمره آثارملی مانند سرو شهرستان ابرکوه ثبت شود و با این اقدام موجب نگهداری و حفظ این درختان فراهم آید که با برگزاری سمینارها و همایشها و مراسمات مختلف می توان در این راستا گام برداشت و مسئولین را متقاعد کرد ، باید بتوانیم با کسب آگاهی از اهل فن  خواص آن را بشناسانیم و به عنوان یک نماد تاریخی که سرشار از برکت است معرفی اش کنیم.

حضرت آیت الله موسوی جزایری نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه اهوازدر سلسله مباحث زیارت جامعه کبیره در خصوص جایگاه این درخت فرمودند:« پیامبر اکرم(ص) پس از آن که از آسمان های هفتگانه عبور کردند به دو نهر رسیدند که یکی نهر کوثر و دیگری نهر رحمت بود و از نهر کوثر آب آشامید و در نهر رحمت غسل کرد.

پیامبر(ص) پس از عبور از نهرهای کوثر و رحمت به درخت سدره المنتهی رسید و این درخت دیگر پایان عروج جبرئیل بود و در ادامه پیامبر باید تنهایی ادامه عروج را طی می کردند.درخت سدر یا همان کُنار یکی از درخت های الهی و با ارزش است که باید نعمت این درخت بزرگ را بدانیم، درخت کُنار از جمله درختانی است که دارای ثواب و منزلت بسیاری است و برگ های این درخت الهی برای بدن بسیار مفید هستند و جالب این که دوای اصلی و مهم سرطان پوست همین برگ های درخت کُنار هستند. بسیاری از شامپوها و لوازمات بهداشتی از کشورهای اروپایی وارد ایران می شوند و این درست نیست که چون شامپوها و دیگر محصولات بهداشتی از خارج وارد می شوند قدر درخت کُنار را ندانیم و از فواید مفید آن استفاده نکنیم، پیامبر(ص) باید به تنهایی مسیر بعد از سدره المنتهی را طی می کردند؛ چراکه جبرئیل دیگر جلوتر از این درخت نمی توانست عروج کند. پیامبر(ص) پس از عبور از آسمان های هفتگانه و سدره المنتهی در اوج عروج و در عالم نور ندایی پیامبر اسلام(ص) را مورد خطاب قرار داد و این ندای نورانی و برتر خداوند تبارک و تعالی بود».

به همه خردمندان ،مورخان و اهل فرهنگ به خصوص به اعضای شوراهای شهرهای شمالی خوزستان   توصیه برادرانه می نمایم که برای حفظ میراث اجدادی و ایجاد چشم انداز مناسب شهری به احیای (کُنارکاری) در معابر توجه داشته باشند وبه تحلیلهای سطحی که در جایگزین کردن درختان مانند کانی کاریوس به جای کُنار عنایت دارند و به جنبه های تجاری می اندیشند و با این فرهنگ بیگانه هستند وقعی نگذارند زیرا یک اقدام دینی است و با فرهنگ مردم همخوانی دارد، یقینا"این امربه دلیل همسویی با فرهنگ مردمی مشارکت اجتماعی را مضاعف می سازد و منظره شهری را جذاب می کند ما باید بدانیم پرندگان بیش از هر درخت بر روی کُنار لانه می سازند و از آنجا پرواز را یاد می گیرند و به آسمان پرواز می کنند و خوزستان با کارون و کُنار سربلند مانده است موسیقی کارون و رقص شاخه های کُنار زندگی زیبای این دیار را رقم زده است و بهار را معنا می کند و عندلیب را برای خواندن به وجد می آورد.


رمز جاودانگی ابوالفضل العباس (ع)
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: اخلاق ، محرم ، شهید ، ایثار
 

آموخته ایم از تو وفاداری را

خون تو نوشت معنی یاری را

ای کاش که آب کربلا می آموخت

آن روز زچشمت آبرو داری را

هر وقت نام ابوالفضل العباس به میان می آید زبان به ذکر سجایای اخلاقی و مردانگی اش گشوده می شود ، کاسه های چشمان لبریز از اشک و دلها محزون می گردد ،گریه امان نمی دهد با تصویری از همه زیباییها و فضائل انسانی که یک مرد مجسم می سازد و بروز می نماید و انسانهای خوب در ذهن به زیبایی نقاشی کرده اند .

عباس کسی است که وقتی تشنگی تاب و توانش را گرفته بود و بارها دستهای پرآبش را تا نزدیک دهان می برد ، از آشامیدن آب  امتناع می کرد و آب را برپهنه رود می ریخت و به تماشای جریان زلال آن می نشست و اندیشه اش به جایی دیگر برای جاودانگی نظر داشت آنجا منزلگاهی بود که مرز بین حق و باطل را آشکار می ساخت ، می دانست که وقتی مشک را در اوج تشنگی خویش به کودکان برساند اثبات وفاداری است  و یک درس را عالمگیر می سازد که برای ایفای عهد باید از خود گذشت و بر پیمان ماند آنجا که عهدش اجازه نمی داد در صورتی که زنان و کودکان تشنه آبند خود رفع عطش سازد تا با تمام وجود رنج تشنگی را بچشد و به دیگران بیندیشد و از خود بگذرد، با همین اندیشه در عرصه هستی ماندگار گردد و الگویی نمونه برای ایثار و فداکاری و وفاداری به عهد شود و تکرار قصه مشک پر از آب و تشنگی منتظران در خیمه ها  و بستن راه بر علمدار سقا.تکان مشک و خروش آب و توفانی درون مشک و چشمانی تیر خورده که به لبهای خشکیده طفلان دوخته شده است با روایت حدیث همت سقایی که ترسیم افقهای روشن را برای فردا همراه با مشک آب به دوش می کشد برای همیشه در بستر تاریخ جاری می شود و برای مرثیه سرایان نوای سوزناکش سنگینی داغ را بفهماند این جریان زندگی ساز که اشکها را تقدیس می کند گامها را نیر برای رسیدن مصمم و محکم می سازد و همه نسلها را به حرکت در می آورد تا گوهر نوعدوستی را در گنجینه دل محفوظ دارند و کسی نتواند بر این گوهر نرخی گذارد .

عباس فرزند ام البنین که علمدار اردوگاه حسین (ع) است و شهره به شجاعت و شهامت است در فرط عطش ناله های کودکان را با دل می شنود و اشکهایش بر این مظلومیت جاری می شود . حالا او یک لشگر است و تمام کفر در صف آرایی تقابلی با این  لشگر وفادار ورود می کند ،تیرها رها می شوند و اشکها خون می شوند و از چشمهای زیبایش بر زمین می افتند تا فردا زمین بر مظلومیت گواهی دهد و سند ماندن بر پیروی از امام را امضا نماید، شمشیرها باریدن می گیرد ، دستها بریده می شوند تا نتواند بذر وفا و مهربانی بر زمین خشک بپاشد و دریغ بر کور دلان که خدا را ندیدند و آزمون مردانگی عباس را  و از صدای ناله ها جماعت تشنه منتظر عبرت نگرفتند و خاموشی گزیدند و فروغ جاودانگی را از خود دور ساختند غافل از اینکه  مظلومیت عباس گونه سندی شود تاریخی و  کلام سردار دلاور عرصه کربلا حدیثی مستمر شود برای همه رزمندگان که دل به امام می بندند و از عهد شکنی می گریزند و به خدا اتکا می نمایند همان کلامی که فرمود:والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابدا" ان دینی.... و منظومه عاشقی سروده شد و عشق نامه جاویدان به نگارش در آید و مصرعهای بیشمار در کنار هم با قافیه هایی که مشابهی ندارند ردیف می شوند تا عاشورا معنای شهادت و فقط نگریستن به خالق مهربانی که قدرت لایزالش بنیان هستی را بنا نهاد را منتشر کند و مسیر کمال را بر رهروان بدرستی بشناساند و بیراهه را تمیز دهد .

عباس می خواست برای همه نسلها و اعصار تاریخی حجت  بر وفاداری به امام خویش را تمام کند و بیاموزاند که به هیچ غیری  به جز ذات واحد خالق زمین و آسمان  تکیه ننمایند و هیچ میدان مبارزه ای را بر نگزینند  مگر برای رب کریم  که میدان دارش امام فرزند رسول الله باشد و هرگز امری را برای خوشایندی بندگان نپذیریم مگر رضایت پروردگار را همراه داشته باشد. وقتی دستهایش بریده می شود مشک را  بر دندان می گیرد و راه را ادامه می دهد زیرا استراتژی مشخصی دارد و امید وار است و امیدش به کردگار بی همتاست تا با این مشک که شاید محکی برای آرمایش او از سوی خداست روسفید شود و  انجام ماموریتش را در فرمانبری از امام تمام کند،مشک عباس گنجینه رازمظلومان همه تاریخ است ،

چشم هایی که به راه می دوزد برای روشنایی بخشیدن به مسیر در موسم تاریکی و چگونگی پیمودن راه و عبور ایمن است  . وقتی چشمان زیبای مهربانش هدف تیر قرار می گیرند تا از راه باز بماند دل دریایی اش درون سینه راه را می داند و می رود و از حرکت باز نمی ماند که این درس را از رود آموخته است که نباید راکد ماند ، مشک دریده می شود و آب بر زمین می ریزد ، احساس می کند که درون این مشک آبرویش بوده است که بر زمین ریخت چرا که قول داده است و در قاموس وی خلف وعده نیست .آبی نیست ،طاقتی نیست ، دستی نیست فقط چشمهای پر آبش که قطراتش نم نم بر زمین می چکند تا زمین را  گواه گیرد بر ناجوانمردی دشمن و ماندگاری بر سرپیمانش و  وفا داریش ،می ماند با غربت اشک و انس با زمین و قطره ها که با رود پیوند می خورند .رود مظلومیت یک مرد را به  نظاره می ایستد برای فردا که چگونه در این مکتب شیدایی آموزاند رسم دلداری را و گذشتن از همه هستی برای اثبات اطاعت از امام خویش و چه زیبا در این کلاس درس وفا را تدریس کرد .

عباس تفسیر و معنای فداکاری و ایثاردر فرهنگ انسانها شد .راه جانبازی ، سرداری و سرلشکری را هموار نمود و به عیان نشان داد و راغبان این مسیر را راهنمایی و هدایت کرد .قله رفعت و سربلندی را آشکار ساخت و معرفی کرد، منشور مکتب وفا و وفا داری را تدوین نمود و در تیراژی به اندازه تاریخ منتشر ساخت ، وفای به عهد ، معامله با خدا، برادر بودن برای برادر را عیان نمود و الگویی شایسته برای جوانان گردید. و در مقابله با دشمن آموزاند آنجا که دیگر راهی نیست شهادت بالاترین افتخار و انتخاب و زیباترین گزینه برای پیروزی است .

قمر بنی هاشم.یل ام. البنین . ابو فاضل . ابوالفضل العباس علمدار کربلا که مجموعه ای از صفات و خصائل پاک انسانی، پرچمدار عزت ،شرف ،مردانگی ، غیرت ، آزادگی ، اخلاق و انسان مداری همیشه تاریخ است ، او عباس است که با دستان بریده،مشک دریده،لبهای تشنه و انبوهی از تیر و نیزه در بدن و چشمانی خسته خجالت از رخسار طفلان دارد و فریاد ش در واپسین لحظات عمر اخی یا اخی ادرک اخی ست یعنی این که امام من ،مقتدای من،رهبرمن برادرمن هنوز هستم و هنوز مانده ام مبادا ناامید شوی! مرا دریاب ،او ماند نه بر لبها بلکه در دلها چون بر پیمان خویش ماند و هنوزاز بین الحرمین بوی عطر گل یاس بر خیزد زیرا در آنجا عباس آرمیده است و بین الحرمین مزار یک مرده ،بین الحرمین شفای هردرده ، بین الحرمین مظهر پاکیهاست ، بین الحرمین خونه خاکیهاست. خوبیها با عباس تفسیر می شوند و با این تفاسیر رمز جاودانگی اش آشکار می گردد.


شهدا نام ماندگاردر تاریخ
ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: خاطره ، شهید ، اخلاق ، ایثار

گاهی نوشته ای یا یک مصرع شعری جرقه ای می شود برای پرواز و گاهی بهانه ای می گردد برای  آشکار شدن مظلومیت باورهایت که جوانی ات و رفقایت را برایش داده ای تا گریه کنی و در فرط تنهایی شکایتها را نزد همان ببری که شهدا بسویش پرواز کردند و ما در انتظار پرواز در تماشای بالهایی که گشوده شد ماندیم وامروز سلاح را عوض کردیم تا شاید بتوانیم آسمانی شویم و اشکها را گواه گرفتیم برای اینکه خدا را راضی کنیم و به مهمانی خوانده شویم (یامن رأس ماله الرجا و سلاحه البُکا) زمزمه ای شد تا نا امید نشویم و مبادا شهدا این گوهر های تابناک هستی را به فراموشی بسپاریم و دل به تاریکی ببندیم!گریه می کنم:

رفتند رها ز عالم خاک شوند

تا آنکه همه راهی افلاک شوند

گرنسل به نسل بگذرد ممکن نیست

از دفتر اندیشه ما پاک شوند

آیین غبار روبی مزار شهیدان در هفته دفاع مقدس برنامه ای است که هر ساله انجام می گیرد تا آن پاکبازان مخلص که جان به جانان سپردند و دفاع را تقدیس کردند و برکت به این دیار دادند مورد قدر شناسی قرار گیرند و نام آنها در زندگی امروزی تکرار شود تا زندگی متبرک گردد و بر مدار اخلاق ادامه یابد و الگوها ی رفتاری به زیبایی عیان گردند و حرکت بسوی رستگاری شتاب گیرد و اهل این دیار بداند که هر چه هست از برکت نام این شهیدان است و ره آورد ایثار و فداکاری آنان به مردم آسایش و امنیت است و عدم توجه به این نامهای بزرگ کفران نعمت و ناسپاسی است و خط قرمز کشیدن بر برگی زرین از تاریخ مقدس این دیار است که با نام شهیدان مزین گردیده است که هر کس چنین پندارد و قصور کند دست رد بر سینه اش خواهد خورد .

در سینۀ خود داغ فراوان داریم

بنویس براین عقیده ایمان داریم

امنیت و آسایش خود را امروز

از برکت خون های شهیدان داریم

در هفته دفاع مقدس مزار شهیدان را غبار روبی کردند و همرزمان شهیدان برای شفا غبار را بر سر و صورت خود کشیدند و در این برنامه فرشتگان نیز همراهی کردند و به تماشای اخلاص در رفاقت نشستند و دعای حاضران را آمین گفتند و متعجبم در این ضیافت عاشقانه شهیدان چرا مسئولان خود را محروم ساختند و حضور نیافتند!؟ هر جا نام شهیدان است فرشته هست و همنشینی با فرشته ها برکت است و فیض و اما آنان که از این فیض محروم شدند فردا باید جوابی برای نبودن ارائه کنند اگر چه امروز کسی سئوالی نمی پرسد ! فردا غوغا می شود از گریه و مرا نیز تماشای تصویری از مراسم غبار روبی گلزارشهدا بهانه ای شد برای گریه و مصرعهایی که تسکین می داد .

IMG_8653 (Copy)

براستی هنوز خانواده های شهدا هستند همانهایی که امام عزیز امت آنان را چشم و چراغ ملت خواندند و می توانند از حماسه های فرزندان بی ادعا بگویند جای تعجب دارد که چنین انواری را برنمی تابیم و به تاریکی می گریزیم که بینایی تاریک نشینان نور گریز مشکل پیدا خواهد کرد و وای بر بی بصیرتهایی که گمان می کنند شهدا به فراموشی سپرده می شوند! فردایی که می آید بازهم نامها تکرار می شوند و شهدا گواهی می دهند بر آنانی که در رفاقت استوار ماندند و ناامید نشدند و  به بزرگی نام حماسه سازان تاریخ معاصر افتخار کردند و مورد ستایش قرار دادند و تکریم نمودند تا همه نسلها از فروزش نور شهیدان بهره گیرند و حقیقت را در یابند و به سرزمین خویش ببالند .

مسئولین که از برکت خون شهیدان به منصب رسیده اید جایتان خالی ! همرزمان وفادار شهدا درود بر وفاداریتان که بر عهد خویش ماندید ، و یاد شهیدان ماندگار است و از جامعه زدوده نمی شود نباید خود را از این فیض محروم سازیم شهیدان بی نیازند ما خیلی نیازمندیم خاطره هر شهید روح را جلا می دهد و عشق را معنی می کند چه زیباست این خاطره ها مرور شوند تا امروز بیشتر بدانند و خوشا به حال فرشتگان.


پیشنهاد استادعیسی سجادی
ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ مهر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: سجادی ، شوشتر ، کتاب ، میراث

استاد حاج عیسی سجادی از مردان بی ادعای شوشتر است که در طول عمرش خدمات شایانی در حوزه ادبیات و میراث فرهنگی به جامعه ارائه نموده است و از هر فرصت ممکن استفاده می نماید و علیرغم مشکلات کتابی را منتشر می سازد تا دانسته هایش را با مردم تقسیم کند و زکات علمش را بپردازد . در مطلبی که به معرفی عبدالحمید حاجی پور پرداخته ام کامنتی گذاشته اند که برای مسئولان و متولیان و دوستداران میراث فرهنگی قابل توجه است و باید پیشنهاد و راهکار این ادیب فرزانه را ملحوظ نظر قرار دهند و تقویت کنند در قسمتی از آن نوشته اند :

شهری که در دامان پر مهر خود بسیاری از دانشمندان خدا جو را  پرورش داده و  وارد خدمت به کشور خدایی ایران نموده است ای کاش این بزرگواران برای احیای صنایع دستی مشهور شوشتر تلاشی مضاعف می کردند تا اساتید فن زنده اند صنایع جهانی شوشتر مانند دیبا از یادها نرود بنده ناچیز بیش از 315 شغل منسوخ شوشتر را شرح داده ام که عنقریب تمهیدات چاپ آن را فراهم خواهم کرد  ای کاش مانند شهر یزد که از نظر صنایع دستی خواهر دوقلوی شوشتر است روزی  دو باره این صنایع احیا شود هرچند با ماشینهای امروزی . شوشتر بهتر از شمال ایران  استعداد کشت پنبه را دارد و از نظر منابع برای صنایع خود کفا می باشد این فرهیخته گان  می بایست آموزه های خود را برای زنده نموده صنایع شوشتر و ایجاد کار بکار گیرند به امید آنروز

به دوستداران میراث فرهنگی که در شوشتر تعداد کمی هم نیستندتوصیه برادرانه و خیر خواهانه می کنم  و استدعا دارم جهت تشویق استاد و همچنین احیای صنایع دستی شوشتر به جای تشکیل جلسات با مسئولین که البته آن هم در جای خود ضرورت دارد به این نکته استاد در مورد صنایع دستی توجه جدی نمایید و بیایید کمک کنید کتاب مورد اشاره استادعیسی سجادی چاپ شود و آنها را برای تقدیر از ایشان پیش خرید نماییدتا گامی در راستای تحقق پیشنهادش برداشته شود ضمن اینکه خدمتی ماندگار با نشراین اثر مکتوب به میراث فرهنگی نموده اید . در روزهای سخت مردم شوشتر همیشه بخوبی خود را نشان داده اند و این حرکت نمایشی در روز سخت است.ای کاش جناب حاجی پور اگر این مطلب را مشاهده کرده اند پاسخی در خور توجه به این همشهری فرهیخته دلسوز  ارائه می نمودند.


استاد عبدالحمید حاجی زاده شوشتری
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: میراث ، شوشتر ، کتاب ، مشاهیر

از جمله شهرهای مهم تاریخی در کشور که میراث فرهنگی گرانباری را در خود جای داده است و در نگاه جهانیان از اهمیت برخوردار است شهرستان شوشتر می باشد که دغدغه مردم آن حفظ و مراقبت از این میراث و توجه به آنها بعنوان یک سرمایه بزرگ است .باید دانست که این میراث و یادگار نیاکان با یک نگاه کارشناسی و وجود افراد کاردان و خبره در این امر میسر می گردد و هرکسی نمی تواند در این موضوع وارد شود ! از میان افرادی که در کشور برای صنایع دستی که شهر شوشتر تاریخچه ای گرانبها در تولید این آثار دارد می توان همشهری خوب خود را نام ببریم که در مجامع و محافل کمتر از وی یاد می شود و از توانمندی علمی این استاد قرزانه استفاده می شود .عبدالحمید حاجی پور شوشتری رییس سابق سازمان صنایع دستی کشور برادر بسیجی شهید مجید حاجی زاده و فرزند حاج عبدالصاحب که از کسبه سرشناس شوشتر است یکی از نادر کارشناسان و استادان صنایع دستی کشور است که لازم است تا وی را معرفی کنیم و از این ظرفیت برای توسعه شهرستان بهره بگیریم

تصویر استاد

عبدالحمید حاجی پور شوشتری در سال 1338 در محله دکان شمس شوشتر متولد شد و با تلاش و پشتکار مدرک دکترای مدیریت بازرگانی خویش را از کشور هندوستان اخذ نمود و هم اکنون بعنوان عضو هیئت علمی مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی به تربیت دانشجویان مشغول است.

مشاغل نامبرده در مدت 22 سال خدمت صادقانه در دولت :

مشاور بازرگانی سازمان صنایع دستی ایران (وزارت صنایع و معادن)    70-1367

مدیر صنایع دستی استان تهران 78-1371

معاون امور فنی و پژوهشی سازمان صنایع دستی ایران  79-1378

معاون آموزش، تحقیق و توسعه سازمان مذکور 80- 1379

عضو هیات مدیره و قائم مقام سازمان صنایع دستی ایران 84-1381

سرپرست سازمان صنایع دستی ایران 82-1381

معاون امور فنی و اقتصادی سازمان صنایع دستی ایران  83-1381

مشاور و قائم مقام معاون وزیر صنایع و ریاست سازمان صنایع دستی ایران 84-1383

معاون تحقیقات، برنامه ریزی و همکاریهای بین المللی سازمان مذکور  85-1384

معاون آموزشی واموردانشجویی مرکز آموزش عالی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری 1385

رئیس مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی از 1385 تا 1391

او 20 سال فعالیت دانشگاهی و سوابق تدریس در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد را در کارنامه اش دارد و در دانشگاههایعلامه طباطبائی- شاهد- پیام نور- آزاد اسلامی- مرکز آموزشهای تخصصی آزاد(اکو)- شرکت گسترش خدمات بازرگانی( وزارت بازرگانی) – مرکز آموزش مدیریت دولتی- مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری تدریس نموده اند همچنین راهنمایی 25 مورد پایان نامه  های کارشناسی ارشد در دانشگاههای علامه طباطبایی- پیام نور البرز - آزاد اسلامی و مرکز آموزش مدیریت دولتی را بعهده داشته اند.

از تالیفات نامبرده می توان :

  1. حقوق بازرگانی بین الملل- 1387
  2. فرش و حقوق مالکیت فکری- 1387
  3. مدیریت منابع انسانی- 1388
  4. مکتب ها، سبکها و جنبش های ادبی و هنری جهان تا پایان قرن بیستم- 1389 را نام برد.

 استاد حاجی زاده شوشتری در مجامع و شوراهای متعدد علمی و اجرایی عضویت داشته اند که :

عضویت در هیات داوران بین المللی یونسکو برای برنامه مهر اصالت تاجیکستان – 2007

عضو شورای عالی صنایع دستی ایران از سال 1386 تا 1389

عضو کمیته ملی توسعه منابع انسانی بخش گردشگری کشور از سال 1386 تا کنون

عضو هیات مدیره سازمان صنایع دستی ایران 84 – 1381

عضو کارگروه بررسی آثار الحاق WTO  در وزارت صنایع و معادن 83-1381

عضو کمیته ترجمه و متون چهاردهمین مجمع عمومی شورای جهانی صنایع دستی- 1369

عضو کمیسیون تحول اداری سازمان صنایع دستی ایران 84- 1381

عضو کمیته آموزش فنی و حرفه ای استان تهران 80-1379

عضو شورای صنعت استان تهران- 80- 1378

عضو کمیته تخصصی فرعی خدمات فنی و بازرگانی استان تهران 80-1376

عضو شورای برنامه ریزی و توسعه استان تهران 80-1374

عضو کمیته هماهنگی اشتغال استان تهران 80-1375

عضو کمیته توسعه صادرات غیر نفتی استان تهران 80-1376

عضو موظف هیات مدیره شرکت صنایع دستی منطقه شمال کشور 78-1376

عضو کمیته صنعت و معدن استان تهران 80-1377

عضو شورای پژوهشی سازمان صنایع دستی ایران 86-1384

نایب رئیس و عضو شورای عالی فنی پژوهشی و هنری سازمان مذکور 84-1382

رئیس کمیته انتخاب آثار موزه ای سازمان صنایع دستی ایران 85- 1384

نماینده سازمان صنایع دستی ایران در مجامع عمومی و فوق العاده 84-1382

عضو شورای ارزشیابی و تعیین درجه هنری هنرمندان از سال 1389 تاکنون را می توان برشمرد

طرحهای تحقیقاتی:

نقش کار آفرینان در شکل گیری و رویکرد اقتصاد نوین شبکه مدار-1387

تحقیقی پیرامون بازارهای هدف مصنوعات صنایع دستی ایران-1380

طرح تحقیقاتی تعیین سهم صنایع دستی در توسعه کشور-1387

استاد عبدالحمید حاجی زاده شوشتری را می توان به عنوان یک ظرفیت بزرگ برای شهر شوشتر از وی بهره گرفت و گامهایی را برای توسعه صنایع دستی در شوشتر با حمایت و هدایت ایشان برداشت .


یا امام رضا(ع)
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شعر

 

اذن دخول عرش خدا ذکر «یا رضا»ست 

 

پس هرکه گشت زائر او زائر خداست

میلاد هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را تبریک می گویم


مسیر آزاد راه خلیج فارس
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، جاده ، کتاب ، اهواز

مسیر تعیین شده برای احداث آزاد راه تهران به بندر امام خمینی(خلیج فارس) از طریق اهواز- شوشتر - دزفول - اندیمشک با در نظر گرفتن هزینه ها و رعایت نکات امنیتی و مسائل ترافیکی طی کار کارشناسی سالها پیش با داشتن تجربه در دفاع مقدس به منظور ایمن بودن ارتباط مرکز با بنادرانجام گرفت ،اما لابی های درون قدرت باهدایت معاون عمرانی وقت استان که بعدها به مدیریت توسعه راههای کشورمنصوب گردید با متوقف نمودن طرح تلاش نمودند تا این مسیر را به اهواز - شوش - اندیمشک تغییر دهند تا حدودی موفقیت حاصل گردید و برای تثبیت آن به دلیل اهمیت استراتژیک طرح باید ادله اقناعی ارائه می نمودند هر چند اجرای طرح اعلام و پیمانکار مربوطه به رغم هزینه های بسیار در این مسیر و کار کارشناسی درازمدت  با لابی هائی به ناحق و در سکوت محض و بی تفاوتی مسئولین و نهادهای مردمی و افراد موثر ،تامین گردیده بود و مقررشدبعد از عملیات پل زال به تجهیز کارگاه در مسیراهواز- شوش - اندیمشک اقدام کنند! که پیگیریهای افراد مختلف و توجیه منطقی کارشناسان مانع از اجرای این تغییر گردید و در کارشناسی مجدد و البته خلع لابی ها از درون قدرت و همچنین بررسی تبعات توقف طرح در افکار عمومی و چگونگی تامین منابع نتیجه داد تاخبیرمعاون سیاسی استانداری خوزستان اعلام نماید: سه گزینه برای اجرای این طرح وجود داشت که دو گزینه بدلیل مشکلاتی که در مسیر داشتند قطعا رد شده و مسیر نهایی این آزاد راه از مسیر شوشتر، به دزفول و اندیمشک خواهد بود و مطمئن باشید که این مسیر عملیاتی خواهد شد.خبیر افزود: این مسیر کمترین مشکل را در بازگشایی، تملک و معارضین دارد بنابراین این مسیر تعیین و کارهای آن نیز در حال اجرا است.

یعنی اینکه در تصمیمات گذشته تجدید نظر گردید و مسیر به همان نتیجه ای که کارشناسان اذعان نموده اند خواهد رسید ولی هنوز تثبیت نشده است و لازم است تا پیگیریها برای اجرایی شدن آن و ایجاد کارگاه عملیات انجام گیرد و با اطلاع رسانی افکارعمومی را نسبت به مسئله حساس نمود که در این امرنماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی بیش از دیگران مسئولیت دارد  . نگاه منطقی دولت را در اجرای این طرح ارج می نهیم و تلاشهایش را قدر می شناسیم. بدون تعصب منطقه ای باید بگوییم که این مسیر علاوه بر صرفه جویی در هزینه ها و ارتقا ضریب امنیتی می تواند بخش بیشتری از استان را رونق اقتصادی بخشد .جاده یعنی سرعت دادن به حرکت بسوی توسعه ، معاون سیاسی استاندار خوزستان برخلاف گذشته که معاون عمرانی این موارد را اعلام می کرد با اظهار نظر نشان داد که به افکارعمومی بها می دهند و از منظر سیاسی و امنیتی این مسیر برای امنیت و توسعه ملی مناسبتر است و معاون مقتدایی کتاب گمانه زنی و لابی قدرتمداران را بست و خیال همه را راحت کرد .


روز پزشک گرامی باد
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

اول شهریور سالرز تولد ابوعلی سینا که به عنوان روز پزشک نامگذاری شده است را به همه تلاشگران عرصه سلامت بویژه کارکنان دانشکده علوم پزشکی شهرستان شوشتر تبریک و شادباش می گوییم و تلاشها ی آنها را ارج می گذاریم و قدر شناس زحمات آنان هستیم و برایشان از خالق هستی سلامتی خواهانیم.

یاد پزشکانی که سالها به شوشتر خدمت کردند و رخت از جهان بسته اند همچون دکتر محمد جواد حبیبیان که سالها به طبابت صادقانه پرداختند و جای خالی شان را در این روزاحساس می کنیم  گرامی باد و برایشان طلب آمرزش می نماییم.


درد بی طبیب
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شعر ، اهواز ، گردوغبار

بچگی موسم بازیگوشی و جست و خیز است،حیاطهای بزرگ و سنگفرش از خشت و دویدن دور حوض و یا بستن طناب به شاخه درخت و تاب خوردنهایی که لذت زیادی داشت و یا طی کردن چند باره پله های سنگی رو به پشت بام بودن در شوشتربرای بچه ها لذت بخش می نمود،

گاهی طاقت بزرگترها از سر و صدای بچه ها سر می رفت و نه از ته دل بلکه از فرط بی طاقتی نفرین می کردند و ماهم بی خیال بودیم ! به یاد می آورم خانه مادربزرگ با جمع زیادی از بچه ها که محله را از سر و صدا بر می داشتیم و پیرزنهای همسایه که با کلافگی از لب ایوان پایین می آمدند و از خانه بیرون می رفتند، بی بی تنها می شد و طاقتش بسرمی آمد و از رفتن پیرزنهای اطرافش دلگیر بود و غُرغُر می کرد،

صدای جیغ پسر خاله با صدای نازکش اعصاب را سوهان می کشید !بی بی چاره ای نداشت و برای آرام کردن بچه ها هندوانه ای را قاچ می کرد و به بچه ها می داد اما کارساز نبود و جیغ های ممتد فضا را تسخیر می کردند وبهم پریدنها وپرتاب پوست هندوانه هم قشقرقی دیگر می شد!

مادربزرگ توان رفتن به شوادون را نداشت وازپله های آن برایش خاطره ای باقی مانده بود، چنان اذیت می شد و گاهی از کوره در می رفت که با صدای هر جیغ جمله ای را تکرار می کرد:ای درد بی طبیب!! سالهای بسیار می گذرد و انگار این جمله مادربزرگ از ته دلش برخاسته بود و به درد ی گرفتار شدیم که طبیبی برای درمانش یافت نمی شود نه من بلکه همه  اهالی شهر ! به مرض مزمن گرد وغبار و هجوم ریزگردها عادت کرده ایم و هر چه فریاد می زنیم خبری نیست ،صدایمان هم  هرگز مانند بازیگوشی در خانه مادربزرگ بالا نمی آید و تنگی نفس کلافه کننده شده است و چاره ای هم نداریم و طبیبی را برای درمانش نمی یابیم هرروز گوشها را برای خبر هواشناسی تیز می کنیم و هیچکس را بیشتر از کارشناس هواشناسی بخش خبری در سیما نمی شناسیم!،

مادربزرگ سالهاست بار سفر را بسته و در خاک آرمیده است و نیست تا نزد او برویم و دستش را ببوسیم و از محقق شدن جمله اش که از فرط کلافگی می گفت برایش بگوییم و از وی بخواهیم تا حلالمان کند که حالا می فهمیم معنای جمله اش را که از ته دلش بیرون آمده بود! شاید از این درد بی طبیب رها شویم !گفتند که گرد وغبار ناخوانده مهمان می شود و در راه است !خدانکند بیاید!

سالها پیش آقا مصطفی سوارنژاد شعری را در مورد گرد و غبار سروده بودند و به نشریات ارسال کردند و پس از چند سال دو باره آنرا از صندوقچه اسناد بیرون می آورم و می خوانم انگار دیروز سروده است ! نمی دانم این بار می شنوند؟  

گرد بنشستست ،چون مهمان به خوان شهرمان

زرد پوش اندام گشته ، آسمان شهرمان

 

در دل اهواز مینالید و رخسارش کبود

پل سفید ، آن روسپید قد کمان شهرمان

 

چون سپاه خاک بر ارابه های باد شد

در خطر افتاده جان ساکنان شهرمان

 

هاله ی سرخی چو نار ، بر آسیاب شوشتر  

شعله ها خوردند تاریخ گران شهرمان

 

ریز ریز از عمر مردم این غباران کاستند

نرم نرمک کاستند از جام جان شهرمان

  

سالها عهدی ست مابین غبار و آسمان

سالها در خانه و خواب است خان شهرمان


جوان گتوندی نماد شکوه معلمی
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: درگذشت ، آموزش و پرورش ، اخلاق ، پدر

 

خبر رسید ملا جواد یزدان پناه رزمنده پیر گتوندی و پدر دوست و همکار و همرزم گرامی علی نقی یزدانپناه دارفانی را وداع گفته است ، بنا بر وظیفه اخلاقی با جمعی از دوستان  و کارشناسان آموزش و پرورش استان عازم شهرستان گتوند شدیم تا در مراسم تشییع آن مرحوم شرکت نماییم تا ضمن ابراز همدردی با خانواده اش بخصوص فرزندبرومندش که سالها در عرصه آموزش و پرورش منشأ خیر بوده و تلاشهای زیادی نموده است و هم اکنون خادم فرزندان عشایر کشور می باشد از خدمات ملاجواد در عرصه دفاع مقدس نیز قدر شناسی کنیم . بعد از مراسم تشییع باشکوه آن رزمنده پیرگتوندی ،همکاران فرهنگی جهت تسلیت به خانواده معلمی جوان به نام محمد فتاحی که دارفانی را وداع گفته اند بسوی خانه آن مرحوم حرکت کردند و من نیز همراه شدم و به رسم رایج امروز مشاهده بنرها و پلاکاردهایی که برای عرض تسلیت بر دیوار خانه نصب شده بود با نامها ی گوناگونی از افراد و نهادها، پرواز زودرس یک جوان موچب تأسف و تأثر می گردید . پلاکاردها باور مرگ یک معلم جوان را به هرعابری میدهد و یک حس همدردی است ولی  یک کلمه گاهی عابری را متوقف می کند و در این درنگ دریایی واژه رادر تفکرش شکل می دهد و پرسشهایی را بوجود ی آورد و مرور می کند بودن را و احساس می کند بدهی بزرگی به اهل ای خانه دارد و مدیون آنهاست و برای ادای دین باید بتواند با فراگیری عمق آن واژ ه ها زندگی بسازد و  ارتباط انسانی و مردم مدارانه را با نشر واژ ه ها که گنجینه مهربانی هستندتقویت کند، روی یکی از پلاکاردها نوشته شده بود: جلوه ای از ایثار ، با این جلوه باشکوه که نمایش نشاط آوری و پویایی اجتماعی را عیان می سازد با کلمه ای که رمز خدا باوری انسان است درهمان لحظه توقف از عبور ، عابر در می یابد سخن از مخلوقی است که موسم جان باختن به دیگران جان بخشید و آن گاه است که عبور خود را مدیون چنین رفتگانی می بیند که تصویرش لبخند می زند و در لبخندش زندگی را نوید دهد و طلوع خورشید را در موسم هر صبح با اهداجوانی اش تقدیم می کند به آنان که نمی شناسد ولی می داند زندگی را دوست دارند.

محمد فتاحی جوان برومندی از شهرستان گتوند معلمی بود با بیست و شش سال سن که درمدارس آموزش و پرورش شهرستان اندیکا ریاضی تدریس می کرد و پدرش نیز کسوت معلمی داشت و هردو باید درس می دادند و چه خوب و زیبا درس دادند و زیباتر آن است تا دیگران نیز در فراگیری درس بتوانند قدرت درس پس دادن داشته باشند ، وی در سانحه تصادف بر اثر مرگ مغزی به کما میرود و پس از چند روز خانواده اش که مزین به فرهنگ و نام معلمی هستند به اهدا اعضای بدن آن جوان به نیازمندان، رضایت می دهند و موجب نجات جان 6 نفر دیگر از همنوعان می گردد و به آنان زندگی می بخشند تا با این ایثار و فداکاری ،عظمت و شکوه معلمی را با زیبایی که زیبا پسند خالق می پسندد به نمایشی سرشاراز صدق بگذارد که معلم همیشه و در همه حال با تأسی از معلم بزرگ انسانها حضرت اباعبدالله(ع)  زندگی می بخشد، در حیات یاد می دهد چه بسازیم و کجا باید رفت تا به بیراهه نیفتاد و به مقصود رسید و با مرگ حرکت و رمز نمونه شدن و چگونگی ترنم سرود زندگی  و چگونه ساختن آهنگی برای زیستن و رفتن را یاد میدهد و معلم ایثار مرحوم محمد فتاحی معلم جوان گتوندی در تاریخ این مرز و بوم ماند. وارد خانه اش که شدم ،فاتحه ای خواندم ، تصویر معصومانه اش اشکهایم را جاری می کرد ولی وی از درون قاب انگار می خندید که خندیدن را به 6 انسان هدیه داده است و به من  می گوید باید بر خویش اشک بریزم و پنهانی اشکی می ریزم .

پیشنهاد دادم کمیته نامگذاری شهرستانها مدارسی را با نام مرحوم محمد فتاحی نامگذاری کنند تا هم شکوه معلمی را به تصویر در آورند و هم یک الگوی نمونه به جامعه ارائه نمایند ، هدف خلقت همین بوده است که ‌از آزمون خدمت به انسانها سربلند بیرون آییم و خانواده فتاحی چه زیبا گفتند و بیرون آمدند.

از گتوند که بیرون می آیم ، باخود می گویم : آن پیرمرد  هم آن روزها درجبهه گاهی نکاتی آموختنی می گفت و امروز پس از سالها بازهم  این رسالت را فراموش نکرد و برای حضور در مجلس ختم ملاجواد یزدان پناه باز آموختم که با مرگ هم یاددادن تمام نمی شود و معلمی امری مستمر برای انسان است چه بخوبی محمد فتاحی که معلم ریاضی بود جمع و تفریق زندگی را آموزاند و معلم چه شکوهی دارد!

روح هردوی آن معلمها و معلم پروان گتوندی قرین رحمت الهی باد.

 


آستانه تحمل
ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شیخ شوشتری ، اخلاق

معرفی الگوهای تاریخی در سلامت اخلاقی جامعه تاثیر گذارند و می توان با نقل و تکرار حکایات و روایات بجای مانده از آنان در تغییر رفتار جامعه بسوی تعالی استفاده نمود . از جمله مواردی که امروزه می توان در شوشتر مشاهده نمود عدم تحمل یکدیگر و دلخوریها و دلگیرها و رنجشها یی است که از یک برخورد کوچک بعمل آمده است و به گذشت از آن دلخوری کمتر پرداخته می شود ،

دلخوریهای مزمن موجب واگرایی و دورشدن از همگرایی اجتماعی است و فراموش نمودن احوالات و سیره اکابر موجب بروز و ماندگاری این پدیده شده است ،نخبگان و مدیران باید با پررنگ نمودن آنچه از بزرگان به یادگار مانده است و معرفی آنان تلاش کنند تا تاثیرات رفتاری و گفتاری انان در جامعه جلوه نماید و مخاطبین بتوانند از این رهنمودها بهره مند شوند .

بهره بردن از فضیلت بزرگان و اعاظم بالندگی و تقویت باورها و تحکیم ارزشها را در خود دارد و می آموزند که سعه صدر هم همراهی مردم و هم تغییر رفتار و افکار مخالفین را فراهم می آورد از نمونه های رفتاری و الگوی ماندگار شوشتر که تصاویرش در درون هر خانه مشاهده می شود آیت الله شیخ جعفر شوشتری(ره) است که با صبوری و سعه صدر به ترویج اخلاق و دینداری در جامعه می پرداختند  حکایات بسیاری از آیت الله شیخ جعفرشوشتری گفته شده است و با یک جستجوی اندک در سایتهای اینترنت می توان از آنها بهره گرفت  یکی از این حکایتهاست که می گویند: روزی برای اقامه نماز جماعت به مسجد رفته بودند. یکی از مؤمنین مبلغی از وجوهات شرعیه به محضرشان تقدیم داشت. معظم له بلافاصله اعلام فرمود هر کس نیازمند است، از این وجوه بردارد.نیازمندان از آن وجوه شرعیّه بهره‏مند شدند.

 سپس سیدی با شتاب از راه رسید. پس از فهمیدن ماجرا، به محضر مرحوم شیخ شرفیاب شد و عرض حاجت نمود.

 آقا با کمال ادب فرمودند: آقا سیّد متأسفانه شما دیر تشریف آوردید، دیگر چیزی از آن پول‏ها باقی نمانده است. سید از شنیدن این سخن شدیدا آزرده شد و با کمال جسارت و بی‏ادبی، آب دهان خویش را به محاسن شیخ بزرگوار انداخت. با توجه به این که این اهانت بسیار ناراحت کننده بود و اغماض از آن بسیار مشکل، حتی حاضران از مشاهده ماجرا بسیار متأثر و برآشفته شدند و می‏خواستد سیّد عاری از نزاکت را ادب کنند، ولی شیخ با کمال متانت از جا برخاست و نخست مردم را امر به خودداری و آرامش نمود، سپس دو گوشه دامنش را به دست گرفت و در بین صفوف جماعت به راه افتاد و فرمود هر کسی ریش شیخ را دوست می‏دارد، به این سید کمک کند.

مردم به احترام شیخ کمکهای فراوانی کردند و از حلم و تحمّل و بزرگوای شیخ تعجب نمودند. شیخ تمام پول‏ها را به سید بخشید و عذرخواهی نمود.

کم مباش از درخت سایه فکن                                   هر که سنگت زند، ثمر بخشش

حال به خود آییم وقتی خود را شوشتری می دانیم و از محبان شیخ می پنداریم آیا توانسته ایم آستانه تحمل خود را بالا ببریم و در مقابل بر خوردهای اینچینی واکنش  موثری نشان بدهیم و گذشت نماییم ؟ قدرت عذرخواهی را داریم؟ اندکی قاضی خود باشیم و تلاش کنیم تا این شیوه ها را بشناسند، برای این حقیر هم دعا کنید تا بتوانم نمی از دریا شوم .

منبع:http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=115007


نمادهای ماندگار
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شورای شهر شوشتر ، ورزش ، اخلاق

چندین مورد در خصوص ضرورت ایجاد تندیس در میادین و معابر شهرشوشتر مطالبی نگاشتم و پیشنهاداتی  و شرح حالی به جهت علاقمندی به دیار آبا و اجدادیم  به شورای شهر ارائه دادم ولی علاوه بر اینکه به این مطالبه جدی وقعی نهاده نشد گاهی در این موضوع مباحثی به میان آمد که تکیه برنمادها و الگوها را برای پویایی اجتماعی مؤثر ندانسته و این امر را در خدمات شهری حتی از اولویتهای فرهنگی محسوب نمی نمودند !

بعضی از همشهریان هم از اینجانب گلایه می نمودند و اثرات منفی را متذکر می شدند و گاهی متهم به جوّ سازی!! بر علیه خادمان می شدم و اما توصیه می کردم که نقاط قوت و اثر بخش هر پدیده را بررسی کنید و نتیجه بگیرید تا از آفت منفی گرایی رها شوید ضمن اینکه برای پاسخ به پیشنهادات و عدم ضرورت آن پیشنهادباید طرف مقابل را قانع نمود تا مشارکت اجتماعی فراهم آید و فضا از جوّ سازان گرفته شود! یک نمونه در این خصوص را مطالعه کردم که در پاسخ به دوستان مخالف این ایده که مورد وفاق کارشناسان مدیریت شهری است عرض می کنم.

درتاریخ انسانها ،نامهای بسیاری وجود دارد که کارهایی بزرگ مانند اختراع،اکتشاف، راه اندازی کارخانه و نوشتن کتاب و یا حضور در میدان جنگ و ... انجام نداده اند ولی با یک حرکت بدیع و مردم پسندانه که امید را به جامعه تزریق می کند چنان در قلب ملتها ماندگار شده اند که برای هر امری که در آن سخن از اوج و اقتدار و مقاومت و ایستادگی یک ملت باشد این نمونه ها معرفی می شوند و با افتخار نامشان تکرار می گردد و به احترام آنها کلاه از سر برمی دارند و خبردار می ایستند! نمونه های بسیاری را در میادین ورزشی از این نوع به دلیل ماهیت اخلاقی و نماد سازی ورزش می توان دید که از نگاه مردم پنهان نماند .

در سال 1968 مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد. مسابقه دوی ماراتن لحظات آخر را سپری می کند.ساعت نزدیک به 5:40 است نفر اول، یک دونده از اتیوپی، از خط پایان می گذرد. در همین حال دوندگان بعدی از راه می رسند و از خط پایان می گذرند. مراسم اهدای جوایز برگزار می شود و جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترک می کنند اما بلند گوی استادیوم اعلام می کند که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده و از خط پایان نگذشته است. چند هزار نفر در استادیوم باقی می مانند و انتظار رسیدن نفر آخر را می کشند. مدتی بعد اعلام می شود که او دونده‌ای از تانزانیا به نام جان استفن آکواری است که در اوایل مسابقه افتاده است و زانویش آسیب دیده است.
ساعت 45: 6 عصر است و بیش از یک ساعت از زمان عبور نفر اول از خط پایان می گذرد. دونده ای تنها، لنگ لنگان با پای زخمی و بانداژ شده وارد استادیوم می شود. با ورود او به استادیوم، جمعیت حاضر از جا بر می خیزند و با کف زدن و با صدایی بلند او را تشویق می کنند انگار که او برنده مسابقه است! او از خط پایان می گذرد. خبرنگاری به او نزدیک می شود و از او می پرسد:

«چرا با این درد و جراحت و در شرایطی که نفر آخر بودید و شانسی برای برنده شدن نداشتید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟»
آکواری می گوید:

«من فکر نمی کنم شما درک کنید. مردم کشورم مرا 9000 مایل تا مکزیکو سیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم. آنها مرا فرستاده اند که مسابقه را به پایان برسانم
نام نفر اول مسابقه دوی ماراتن، دونده اتیوپیایی برنده مدال طلای مسابقه، چیست؟ احتمالاً به جزمستندات نتایج مسابقه المپیک سال 1968، در جای دیگری ثبت نشده است و با جستجو در اخبار و اینترنت هم، آن را نخواهید یافت. 
برنده مسابقه کیست؟ جان استفن آکواری. چرا؟ زیرا او ارزشی را به ما یادآور می شود که خیلی ارزشمندتر و تحسین برانگیزتر از چیزی مانند نفر اول شدن است؛ پشتکار و استقامت.
او درس بزرگی به ما می آموزد و آن اصالت حرکت، مستقل از نتیجه است. او یک لحظه به این فکر نمی کند که نفر آخر است و شانسی برای نفر دوم یا سوم شدن هم ندارد.

آنهایی که در تاریخ انسانها نماد شده اند قطعا"عبور از مسیر سخت را نشان داده اند و پیام خویش را به آسانی به مردم انتقال داده اند با یک نمایش واقعی و بدون امید به پاداش ! فقط برای نشاندن یک لبخند برلبها و تدریس توانستن عبور از خط پایان با اراده ای که در انسانها از سوی خدا گذاشته شده است. نمونه ها و الگوها را پاس بداریم که موتور محرکه جامعه بسوی شکوفایی هستند و درایجاد سلامت اجتماعی هیچ پدیده ای را نمی توان جایگزین نمود. آیا مردان بزرگ عرصه فقاهت و مقاومت و خدمت شهر شوشتر را حکایتی نمانده است تا برای امروزیها بازگوکنیم؟!! گفته بودم تندیس عبور از درون تاریخ بسوی عصر معاصر و حرکت برای فرداست اگر رمز این عبور را یاد نگیریم به فردا نخواهیم رسید.


سوگواره کودکی ها
ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: کارون ، خاطره ، آبشارها ، شوشتر

 هرکس ساکن قدیمی شوشتر و گتوند است مفتخر به رفاقت با کارون است و

 کارون


عید فطر شوشتری
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، خاطره ، رمضان ، کُنار

وقتی رمضان می رفت و هلال شوال نمایان می شدشوشتر صفای دیگری می یافت، استقبال از عید فطر شکوه خاصی داشت ،کوچه های پراز پیچ و تابش و زیر ساباتهایش پر از بوی زیره و رازیانه می شد و پخت کلوچه های محلی را خبر می داد ،  قبل از رؤیت هلال ماه شوال هر خانه ای شیر مورد نیازش را خریداری نموده بود و سر روزه اش را جدا کرده بود و مستمندان را می شناختند  ، عید فطر یکی از روزهایی بود که هیچ منزلی بدون مهمان نبود و همه بشقابهای خانه را برای بستن فرنی و نشا بر لب طاقچه های اطاق چیده بودند چینش بشقابهای محتوی شیرینی فضای بصری زیبایی خلق می کرد ،اگر عید در زمستان می افتاد قوطی های حلوای زردک با قیماق(سرشیر) شوشتری هم به طعام پذیرایی ها اضافه می شد ،نوستالوژی تهیه مواد فرنی و نشای عید فطر هنوز فرزندان را به حرکت وا می دارد! وقتی تهیه می شد و دز ظرفها ریخته می شدند ،انگشتهای کوچکی که بر ته قابلمه ها می کشیدیم و در دهان می گذاشتیم چه حس عجیبی می داد و چقدر لذت بخش می نمود و خوشمزگی اش را در هیچ غذایی هنوز ندیده ایم!،بچه های روزه اولی که موفق به گرفتن روزه شده بودند در عید فطر چه غروری داشتند و چه قهرمانانه بر روی فرش می نشستند و تکیه بر پشتی های اطاق می زدند و چگونه زیر چشمی حرکات بزرگان را می پاییدند و لذت می بردند! ،بوی گلاب ناب شوشتری فضا را معطر می نمود و بطریهای پر از گلابی که از خانه نظری عطار آورده بودند و به ترتیب کنار هم قرار داده شده بودند نگاهها را به خود معطوف می ساختند و بچه ها دوست داشتند سالی سه بار عید فطر باشد که بوی خوش گلاب و شیرینی لذت بخش غذاهای عید را بیشتر احساس کنند!زیباییهایی که در بزرگداشت عید بوجود می آمد بچه ها را راغب می کرد تا دوستش بدارند و در انتظارش بمانند و انتظار برای عید فطر یک گام بود تا از کودکی فرزندان شوشتری به عبادت و بجا آوردن اعمال و فرایض دینی عادت کنند و با تقویت این عادت بنیه دینی محکم می گردید و تبدیل به تکلیف و وظیفه می شد. مادران و مادربزرگها وقتی رفتند یا از پا افتادند انگار بشقابهای لب طاقچه هم شکسته شدند،شیرهای گاو و گاومیشان خشکیده شد،آردبرنجها مخفی شدند1 نشاسته گل در مغازه ها پر کشید و رفت و بطور کلی انگار همه اینها را مادر بزرگها با خود بردند!

و امروز اقلام پذیرایی بر سفره هایمان نشانی از شوشتر و سنتها و یادگاریهای مادر بزرگ ندارد ، سرانگشت هنرمندانه و لبخندهای مهربانانه همراه با تلاش مجدانه مادربزرگ خالق زیباییهایی بود که چشمها را زیبا پسند می نمود و زیبا پسندی صفت الهی است .عید همیشه شیرین بود چه صفایی داشت  .

هنوز هم باصفاست و رمضان که می آیدو سفره خدا پهن می گردد و دعوت می شویم  و بر آن می نشینیم در عید فطر خود را مورد ارزیابی قرار می دهیم که چگونه بر این سفره نشستیم و خوبتر آن است که بدانیم چگونه فرزندان را بر این سفره الهی نشاندیم و چگونه در ضیافت الهی مهمان شدند و رسم میزبان را بجا آوردند .عید فطر مظهر اعتراف به اطاعت و بندگی خداوند است.  صفای کودکانه روزهای قدیم پس از ماه مبارک رمضان حرف دیگر داشت! و با خاطره هایش دست بر آسمان دراز می کنیم و خدایی که توفیق داد را شکر می گذاریم.

عید سعید فطر را مبارک باد می گویم انشاالله همیشه سفره های هر خانه  پر از فرنی و نشا ی شیرین تر از عسل ، دستهایشان پر از شکوفه های شادی و معنویت ، لبهایشان مترنم از دعای خیر، گامهایش رهنمون به سوی کمال ، زندگی شان چون درخت کُنار سر سبز و استوار و پر بار،بدرقه شان دعای مؤمنانه شب زنده داران باد.


ورودیهای بی نماد
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شورای شهر شوشتر ، شهید ، ایثار

کارشناسان امر گردشگری  یکی از اشکالات مهم در طراحی شهری شوشتر را نبود نماد در ورودیهای شهر عنوان می‌کنند


شوشتردر سوگ ولی خدا
ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: افطار ، شورای شهر شوشتر ، اخلاق ، رمضان

در شهرستان شوشتر عزاداری شب شهادت حضرت امیر(ع)بعد از افطار یک سنت تاریخی است و هیئتهای عزاداری از مساجد به طرف مقام علی واقع در منطقه دروازه حرکت می کنند و با سینه زنی و زنجیر زنی و مرثیه خوانی و سوگواری ارادت خود را به ولایت حضرت علی بن ابیطالب (ع) نشان می دهند،سالیان پیش مردم پس از حضور در مقام علی بر قبوری که آنجا قرار داشت می رفتند و فاتحه می خواندند و در همان مکان دو رکعت نماز می خواندند و از آب چاهی که در آنجا بود جرعه ای می نوشیدند برای شفا و اجابت دعا و مراسم احیا را برگزار می کردند

امروزه توسعه شهری و ازدیاد جمعیت ساختار را تغییر داده است اما هنوز بعنوان یک میراث به سوگواری در آنجا توجه می شود ، چند سالی که به دلیل بستن پل گرگر حرکت خودروها از روی پل میسر نبود بازهم به رسم سنت و میراث نیاکان مردم بخصوص اهالی قدیمی با پای پیاده از حوالی در کنار مقام علی(ع) گرد می آمدند مدتی مسئولین وقت که توان بازگشایی پل را نداشتند و زیر فشار سوگواران حضرت امیر تحمل نمی آوردند ،مردم را به طرف میدان برابن مالک هدایت می نمودند و امکانات در اختیارشان می گذاشتند و  خودشان در آنجا حضور می یافتند و رسانه ها اطلاع رسانی می کردند و مراسم از سیمای ملی نیزپخش می گردید تا احساس نگردد به یادگاریهای مذهبی مردم بی توجهی می شود! که مورد استقبال قرار نگرفت و با باز شدن پل دوباره به سبک و سیاق قدیم در سوگ ولی خدا نشستند،

امسال هیئتها این سنت دیرینه را با شکوه بسیار پاس داشتند  و در قالب دسته های سینه زنی و زنجیر زنی بصورت منظم تا جایگاهی که در جلوی مقام علی (ع) توسط هیئت اُمنا قرار داده شده بود سوگواری نمودنداداره ارشاد اسلامی با بد سلیقگی و بدون موقعیت سنجی و زمان شناسی مراسم شبیه خوانی در کنار پارک بعثت اجرا می نماید که همزمانی آن با حرکت هیئتها، زحمات و تلاشهای هنرمندان  و شبیه خوانان را تحت الشعاع قرار می دهد و نگاههایی که باید به هیئت دوخته شود به آنسو کشیده می شود و هنر نمایش که از تاثیر گذارترین رشته های هنری می باشد با این تقابل ناخواسته با یک باور تاریخی به انزوا رفته و هزینه هایی بر جامعه هنرمندان تحمیل می کند!

حضور ارزشمند مردم و میدانداری جوانان در مراسم سوگواری بار دیگر ابهت اعتقاد و ارادت شیعی شوشتر را به زیبایی نشان داد تا در این عصر پر تلاطم جوان را باور کنیم و خود را وامدارش بدانیم که فردا در دستان اوست و باید دانست که بزرگداشت و پاسداشت ارزشها و سنتهای تاریخی آینده  او را رقم خواهد زد و اگر امروز بی تفاوت باشیم فردا جامعه درقبال این ارزشها که مظهر وحدت ،اخلاق ،نوعدوستی و حب اهل بیت هستند بی تفاوت خواهد بود !

در شب شهادت حضرت امیر ،عزاداری باشکوه مردم شوشتر با مدیریت و مشارکت مردمی تحسین برانگیز بود و متاسفانه در این برنامه هیچکدام از مسئولین و مدیران نهادها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی حضور نداشتند ! حتی مسئولین سازمان تبلیغات اسلامی و ارشاد اسلامی که وظیفه ذاتی آنان برگزاری باشکوه مراسمات مذهبی و تقویت بنیه ولایی جوانان و نوجوانان می باشد در این برنامه حضور فیزیکی و معنوی نداشتند !! از مدیران ارشد شهرستان مانند شهردار و فرماندار به دلیل اینکه ساکن شهرستان نیستند و خانواده آنها در شوشتر سکونت ندارند گلایه و انتظاری نیست و سالهاست با این درد ساخته ایم و به آن عادت کرده ایم امااعضای شورای شهر که با رای همین مردم بر کرسی نشسته اند و وظیفه رشد فرهنگ اجتماعی و ارتقا اخلاق شهری را پذیرفته اند و باید در شهر سکونت داشته باشند که دارند ! چرا در این مراسم حضور نیافتند؟

آیا مهمتر از روز شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) روز دیگری در تقویم وجود دارد؟ عاشورا مولود روش تربیتی امام است و علی(ع)منشا همه خوبیها و سرچشمه معرفت و نماد عدالت و رستگاریست از این جهت لازم است کسی که در جمهوری اسلامی مسئولیتی می پذیرد بیش از دیگران به تقویت مجالس مذهبی اهتمام ورزد و نیز به ظرافتها و حساسیتهای تاریخی و شرایط روز توجه داشته باشد و مسائل جهانی را تحلیل کند و رصد نماید 

یکی از بهترین روشها برای مبارزه با نگرش تکفیری قطعا"پرداختن به ایام الله و ارائه الگوی علوی است لذا باید جهت بزرگداشت این ایام  تلاش مضاعف نمود. هرچند می توانستم دوستانه به اعضای شورای شهر متذکر شوم ولی مکتوب نمودم تا همه بدانند هر چه داریم از برکت نام علی بن ابیطالب(ع) است و ترجیح دادن هر امری بر سوگواری مولا موجه به نظر نمی رسد ، آری هیچکدام از مسئولین و اعضای شورای شهر در عزاداری و سوگواری شب بیست و یکم ماه رمضان شوشتر حضور نیافتند!! البته تلاش نیروی انتظامی در نظم برنامه را نباید از نظر دور داشت که قابل تقدیر است .

آری سینه زدن با نوحه خوانی کربلایی زمان مرید و جواب دادن به سر نوحه« لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار»  در کنار مقام علی(ع)حال عجیبی می داد و شکر خدای جل و جلاله که این توفیق را داد در آن شب سرشار از صدق و صفا و عشق و آنان که نبودند ماادریک این صفا !! در شبی که کاینات می گریند در سوگ ولی خدا ،شوشتر هم گریست .


میدان با تندیس زیباست
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شورای شهر شوشتر
مطلبی را در 14 اردیبهشت سال 89با عنوان تندیسها در این وبلاگ قرار دادم و پس از درج آن چند بار در مورد ضرورت نصب تندیس مسئولین وقت

انسانهای بزرگ
ساعت ٤:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: مشاهیر ، کتاب ، مسجد ، شیخ شوشتری

حکایت می کنند آیت الله حاج شیخ جعفر شوشتری (ره) با جمعی از تجار و کسبه و مومنین در کاروانسرایی نشسته بودند


چگونگی تشرف شیخ محمد شوشتری
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، مشاهیر ، کتاب ، رمضان

حاج شیخ علی محمد ابن العلم (ره)(1289-1370ش) در نامه ای به مرحوم آیت الله خوئی چگونگی تشرف شیخ محمد شوشتری را که برای ایشان نقل کرده بود استفسار می کنند و آیت الله خوئی آنچه را که شنیده به قلم خود برای ابن العلم می نویسد:


نامگذاری معابر و اماکن شهری
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: رمضان ، شورای شهر شوشتر ، شهید ، جهان آرا

توفیق داشتم قبل از ماه مبارک رمضان برای انجام امر ی  چند روزی  در شوشتر بیتوته نمایم و دیداربسیاری از دوستان فراهم گردد ، گاهی از افرادی دعوت می کردم تا در خانه ام میزبانشان باشم و وقتی درخواست آدرس می نمودند تازه متوجه شدم که برای خیابان محل سکونتم نامی انتخاب نشده است 


هتل سنتی و نگاه من
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، خاطره ، معماری ، میراث
خیران سلامت
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ خرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، اخلاق ، فرزند ، بهداشت

همیشه یکی از گلایه های همشهریان ما از توجهاتی است که به شهر همجوار می شود و به دنبال علت یابی می افتند و گاهی دیگران را نیر متهم به جانبداری می نمایند بدون اینکه نقش خود و همشهریان را در مشارکت برای اجرای برنامه ها و عمران شهری مورد ارزیابی قرار دهند! شهر ساخته نمی شود مگر اینکه خود آستین بالا بزنیم و


دوش مرغی به صبح می نالید
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شعر ، مسجد ، خاطره

حکایت بیست و ششم از باب دوم در اخلاق پارسایان کتاب گلستان سعدی علیه الرحمه را که می خوانی در می یابی که خداوند همه پدیده ها و موچودات را برای آگاهی بخشیدن به انسان و رهایی از غفلت و بهره مندی از نعمتها آفریده است.


نقبی بر یک واقعه
ساعت ۳:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، سازه های آبی ، پل ، میراث

در روزپنج شنبه 13 اسفند سال 1388 این پست را در وبلاگم قرار دادم و در پایگاههای خبری نیز منتشر و درج گردید :

 

 


به بهانه بزرگداشت شیخ بهایی
ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شعر ، اخلاق ، مشاهیر

 به بهانه سوم اردیبهشت که در تقویم ،روز بزرگداشت فیلسوف،محدث،مهندس،فقیه.عارف، منجم، ریاضیدان، شاعر، ادیب و مورخ عصر صفویه بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی نامگذاری شده است جلسه ای با حضور جمعی از همشهریان برگزار شده بود و من نیز دز زمره مدعوین بودم! با ورود به محل جلسه ترکیب افراد را متناسب با موضوع نیافتم 


فرشته ای بنام مادر
ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، خاطره ، پدر ، جاده

دوران کودکی را به دلیل شغل پدردر مسجدسلیمان گذراندم و از آنجا یاد گرفتم با هم بودن را و مبدأ سفرم گردید!


تعطیلات به پایان رسید
ساعت ٦:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، کارون ، خرمشهر ، ایثار

تعطیلات نوروزی به پایان رسید و ستاد اسکان مسافرین نوروزی در استان خوزستان نیزبه کار خود پایان داد و مدارس که بیشترین نقش را در این را ستا داشتند بازگشایی شدند و پس از یک هفته ، آمار گردشگران جمع بندی  و اعلام گردید که قریب به ده میلیون مسافر در تعطیلات از خوزستان بازدید داشته اند یعنی 18% افزایش نسبت به سال قبل. براستی چرا هرسال بر تعداد مسافران نوروزی افزوده  می شود!؟ آیا تلاش مدیران استانی موجب گردیده است؟ یا شرایط آب و هوای بهاری و مناظر طبیعی و آثار باستانی خوزستان این جاذبه را ایجاد نموده است؟

 


عیسی سجادی با شوالیه های آزاد
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: شوشتر ، شعر ، کتاب ، سجادی

با گذشتن لحظه ها چه خوب است هر لحظه ،چیزی نو یادبگیریم، از برکت روضه خوانی ها ما هم این توفیق را داریم خدمت شعرا و ادبا برسیم و شعری را بستانیم تا در میدان مشق عاشقی با موسیقیایی حزین  


← صفحه بعد